زمستان گذرانی یکی از موضوعات بسیار مهم و حیاتی در زنبورداری است. اما یکی از مهمترین وظایف زنبور دار پس از گذشت فصل زمستان ، بازرسی از کندو می باشد. مهمترین مسئله ای که باید بعد از زمستان گذرانی کندو های زنبور عسل در نظر گرفت، بررسی ذخیره غذایی آنهاست که این کار از اواسط بهمن ماه به بعد شروع می شود.

در اولین بازدید که دمای هوای بالای ۱۵ درجه است مدتی کوتاه تک تک کندوها را باز کنید و ببینید آیا قاب های عسل، نزدیک خوشه قرار دارند یا نه. اگر زنبورها در حال خوشه به قاب های عسل دسترسی دارند، فورا درب کندو را ببنیدید و اگر به عسل دسترسی ندارند، از کندوهای دیگر قاب عسل برداشته و به آهستگی نزدیک خوشه بگذارید.

ممکن است داخل کندو ذخیره غذایی کافی باشد ولی زنبورها به علت سرد بودن هوا نتوانند خود را به قاب های عسل برسانند. بنابراین با جابجا کردن آنها بدون صدمه به خوشه نیاز غذایی آنها را برطرف نمایید.

اگر در زمستان کندویی را مرده یافتید فورا مدخل آن را ببندید و از زنبورستان خارج نمایید. این کار از غارت، آسیب رساندن به شان ها و گسترش هرنوع بیماری احتمالی جلوگیری می کند.

در زمستان، هر قدر هم کار زنبورداری خوب انجام شود تا حدودی تلفات وجود دارد و معمولا بیشتر تلفات مربوط به اواخر زمستان و اوایل بهار است. این فاصله زمان کوتاه برای زنبورها دوره حساسی است زیرا به علت رشد نوزادان مصرف عسل به صورت چشمگیری افزایش می یابد و زنبوردار باید در طول این مدت از وضعیت ذخیره غذایی کلنی کاملا با اطلاع باشد.

به رغم افزایش معلومات مربوطه به زیست شناسی و مدیریت زنبور عسل تلفات زنبور عسل در زمستان اغلب زیاد است و بسیاری از زنبورها در سنین مختلف، در کندو می میرند. تلفات در کلنی های قوی و ضعیف در مقایسه با کلنی های متوسط، بسیار بیشتر است.

مرگ بیش از نیمی از زنبورهای یک کلنی و تلفات حدود ۱۰ درصد کل کلنی ها در زمستان یک پدیده عادی است. گرسنگی، چه در اثر نبودن عسل و چه در اثر ناتوانی زنبورها در رسیدن به عسل داخل کندو یعنی گرسنگی ناشی از سرما، رایج ترین علت مرگ اجتماع ها در زمستان است.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:17 |
1- تغذیه پائیزه کلنی ها باید تا حداکثراواخرشهریورماه خاتمه یابد، درغیراین صورت به دلیل خنکی هوا، جمعیت کندو فرصت و توانایی لازم برای فرآوری و عمل آوری شربت مصنوعی را نداشته و معمولا" ذخیره ی اینگونه شیره ها بصورت خام بوده و زودتردرداخل کندو فاسد می شود.

2- در تغذیه پائیزه حتما" دو قسمت شکر و یک قسمت آب انتخاب کنید. اگربه محلول فوق مقداری عسل هم اضافه شود اشتیاق و تمایل زنبوران نسبت به تغذیه ی آن بیشترخواهد شد.

3- به زنبورداران توصیه می شود که کندوهای خود را درفصل پائیز و قبل از زمستان گذرانی درمزارع آفتابگران، پنبه، ذرت و... مستقرنمایئد.

4- قبل ازشروع فصل زمستان گذرانی محیط  داخلی کندو را حتما" تمیز کنید.

5- آرایش و ترکیب غذایی و طبیعی شانهای داخل کندو را به هم نزنید.

6- محصولات عسل و کلیه ی شانهای زاید را قبل از شروع فصل زمستان گذرانی از کندو خارج کنید. این کار از پخش زنبوران در روی شانهای عسل جلوگیری کرده و باعث تراکم جمعیت می شود.

7- از گذاشتن شانهای خالی و نیمه پر، جهت آذوقه ی زمستانی جدا" پرهیز کنید.

8- متراکم کردن فضای داخلی کندو: فضای داخل کندو را با موادی از قبیل روزنامه، برگ خشک درختان و گونی های پلاستیکی پرکنید تا فضای داخل کندو کاملا" تنگ و متراکم شود. اینجانب به وسیله ی چند عدد گونی پلاستیکی این کار را انجام می دهم و خیلی هم خوب است و یا از بعضی زنبورداران سنتی شنیده ام که فضای خالی داخل کندو را بوسیله ی برگها ی خشک درختان پر می کنند و خیلی هم ازاین کارراضی هستند. برگهای درختان بعنوان عایق عمل می کنند. البته نباید این کار را با موادی مانند پارچه که آب و رطوبت داخل کندو را جذب می کند انجام داد.

9- یکی از وظایف مهم هر زنبوردار، پیشگیری و مبارزه با بیماریها و آفات زنبورعسل قبل ازشروع فصل زمستان گذرانی است.

10- داخل کندو نباید به هیچ عنوان خیس و مرطوب باشد. یعنی زنبوردار می بایست سعی کند تا مانع نفوذ نزولات آسمانی به داخل کندو شود. به یاد داشته باشید که رطوبت داخل کندو یکی از عوامل مهم تلفات زمستانه ی زنبورعسل است.

11- حدالمقدورکندوها را به مناطق قشلاقی کوچ دهید. لازم به ذکر است که مناطق قشلاقی جاهای پست و کم ارتفاع  و یا حواشی دریا ها ی همان مناطق هستند. هوای این مناطق ملایم و مطبوع است وعلت آن اینست که ابر و بخارات حاصل از دریاها بصورت گلخانه عمل کرده و مانع خروج گرمای سطح زمین می شود. تراکم بخار آب درجو موجب تشکیل ابر می شود. ابر نقش دوگانه ای را برعهده دارد: اول این که مانند بخارآب توانایی جذب امواج بازگشتی از سطح زمین را داشته و باعث گرمایش زمین و جو پایینی می شود. این نکته را همه ی کشاورزان و زنبورداران در زمستان و شب های ابری که هوا قدری گرم می شود، تجربه کرده اند.  در آذربایجان امتداد رود مرزی ارس و مناطق شمالی جهت زمستان گذرانی کندوها برای زنبورداران توصیه می شود. البته کوچ به مناطق جنوبی کشوریک گزینه ایده ال است.

12- سوراخ پروازکندورا درفصل زمستان کوچک تر کنید.

13- ازحمل ونقل کندوها درفصل زمستان ازمناطق گرمسیری به مناطق سردسیری جدا" پرهیزکنید. بعبارت دیگردرجاهایی که زنبوران هنوز به خوشه زمستانه نرفتند نباید آنها را به مناطق ییلاقی و سردسیری منتقل کرد. البته برعکس قضیه هم صادق است یعنی ازمناطق سرد سیری می توان به مناطق گرمسیری کوچ داد اما ازمناطق جنوبی وگرمسیری به مناطق معتدل وسردسیری امکان پذیرنیست.  

14- توجه کنید که گرده و عسل به اندازه ی کافی در داخل کندو وجود داشته باشد. بدین صورت که به ازای هرشان زنبور، یک شان عسل بعنوان آذوقه درنظرمی گیرند. البته بسیاربهتراست یک شان عسل بصورت مازاد نیز درجلو آخرین شان زنبوران قرار داد.

15- داخل ظروف شربت خوری کندوها، نباید به هیچ عنوان، شیره و شربتی باقی مانده باشد. بعضی مواقع دیده می شود که به دلایلی شربت درداخل کندو باقی مانده و مشکلاتی را به لخاظ بهداشتی و زیستی برای جمعیت کندو در طول زمستان به وجود آورده است.

16- کندوها را به همدیگر چفت کنید درغیراینصورت درفضاهای خالی  و وسط کندوها جریان هوا بوجود آمده و موجب سرما ی داخل کندو می شود.

17- انتخاب محل استقرارکندوها خیلی مهم است. سوراخ پرواز نباید درمسیر و جهت وزش باد قرارگیرد. درزمستان باد مه که از سمت شمال ایران می وزد جمعیت کندو را بیشتر آزارمی دهد. بادهای موسمی و محلی بزرگترین و خطرناکترین آفت زنبورعسل هستند. زنبورعسل شدیدترین سرما را تحمل می کند اما کوچکترین جریان باد، تعادل و شرایط کلیمایی داخل کندو را به هم می زند.

18- اگر تصمیم گرفته اید کندوها را درفضای بازمستقر کنید، حتما" آنها را با مواد و وسایل مناسب ایزوله کنید، تا نزولات آسمانی  نتواند به داخل کندو نفوذ کند. می خواهم یک تجربه ی شخصی و عملی را خدمت زنبورداران عزیزعرض کنم و آن اینکه سعی کنید کندوها را دریک ردیف سه تایی یا چهار تایی درمقابل دیواری که رو به جنوب بوده و خورشید بیشترین ساعات تابش نور را دارد مستقرکنید و سپس بوسیله ی یک نایلون بزرگ به غیرازسمت و ضلع جلویی کندوها، سایرقسمتها را کاملا" پوشش دهید. این کارضمن جلوگیری از جریان هوا، باعث حبس هوای داخل نایلون نیز می شود. ثانیا" دراثربازگشت و انعکاس امواج و مقدارانرژی نورخورشید که درطول روز در دیوار ذخیره شده باعث گرمی و ملایمت هوای اطراف خواهد شد. دیوار و زمین در مقابل امواج نور خورشید بعنوان آینه عمل می کنند.

19- سوراخ پرواز کندوها نباید به هر دلیلی درطول زمستان بسته شود. چون علاوه برامکان خفگی جمعیت، تهویه داخل کندو نیزسخت می شود. همچنین دربعضی ازروزهای گرم زمستان بعضی زنبوران ازفرصت گرمایی طول روزاستفاده کرده و بلافاصله پروازمدفوع را انجام می دهند. ضمنا" در صورت باز بودن سوراخ پرواز بخارات حاصل ازتنفس زنبوران از کندوخارج می شود.

20- اگر فضای بسته را جهت زمستان گذرانی کندوها درنظر گرفته اید، حتما" به گردش جریان هوا و تهویه آن محیط  توجه کنید. دمای محیط  بسته و مسقف نباید از 8 درجه سانتیگراد بالا رود.

21- نیاز به مصرف انرژی و غذا درماههای اسفند و فروردین افزایش می یابد. در یک روز آرام  و آفتابی می توانید سریعا" نسبت به کنترل غذای کلنی اقدام کنید. مواظب باشید که این کار باید خیلی سریع  و با دقت انجام گیرد.

22- قبل ازشروع  فصل زمستان گذرانی، جمعیت کندوهای ضعیف و یتیم را ادغام و یا حذف کنید.

23- درصورت لزوم ازکیک وجانشین گرده، بخصوص دراواخر زمستان استفاده کنید.

24- زنبورستان باید درطول زمستان گذرانی آفتاب گیر باشد. بعبارت دیگرسوراخ پروازکندوها را باید درجهتی قرارداد که بیشترین ساعات تابش نورخورشید را داشته باشد.

25- مراقب آفات خارجی زنبورعسل مانند خرس، شغال، سنجاب و غیره باشید. بعضی از جانوران حرص وهوس زیادی برای خوردن عسل دارند.

26- موشها دوست دارند ازمحیط مناسب و مطبوع داخل کندو جهت لانه گزینی و زمستان گذرانی استفاده کنند، که این امرمی تواند برای جمعیت کندوها خطرناک و استرس زا باشد. حتما" سوراخ پرواز کندو را کوچک کنید تا موشها نتوانند وارد کندوشوند.  

27- کندوها را طوری در زنبورستان مستقر کنید که جهت سوراخ پروازبا شیب زمین منطبق باشد. منظورم اینست که درصورت نفوذ آب باران و برف به داخل کندو، آب به آسانی بتواند از سوراخ پروازتخلیه شود.

28- محل استقرارکندوها باید آرام و ساکت بوده و عاری از هر گونه  سر و صدای ناهنجار و استرس زا باشد.

29- از بازوبسته کردن درب کندو درطول زمستان جدا" خوداری کنید.

30- اگر دمای محیط از 12 درجه سانتیگراد بالا رود زنبوران شروع به پروازهای مدفوع خواهند کرد، که این عمل  نشانه سالم بودن کلنی است.

31- بعد از اتمام فصل زمستان و در یک روز آفتابی میزان تخمریزی و سلامتی ملکه و جمعیت را کنترل کنید.

32- یکی ازوظایف هر زنبوردار بعد از بارش برف در زمستان، تمیز کردن برف اطراف کندو و خصوصا" سکوی سوراخ پروازاست. اگربرف سکوی پرواز، تمیز نشود درطول شب برف یخ بسته و باعث انسداد سوراخ پروازخواهد شد.

33- اگر می خواهید از زنده بودن جمعیت کندو آگاه شوید، ضربه ی آرامی را با مشت خود به کندو وارد کرده و بلافاصله ازسوراخ پرواز گوش کنید. صدای زنبوران درصورت زنده بودن شنیده خواهد شد.   

34- معمولا" بعد ازاتمام فصل زمستان ، اجساد و لاشه های مرده ی زنبوران در جلو سوراخ پرواز مشاهده می شود. با دیدن آنها نگران و ناراحت نباشید، بلکه خوشحال هم باید شد. زیرا این عمل، نشانه ی سالم بودن جمعیت کندو است.

35- معمولا" دراسفند ماه بعضی از گیاهان مثل گل بید مشک  و گل حسرتی زودتربه گل می روند. دراین موقع زنبورداران به رفت وآمد زنبوران خود درسکوی پرواز دقت کرده و دوست دارند اولین محموله های گرده را که توسط زنبوران کارگر، به داخل کندو حمل می شود نظاره کنند. این همان صحنه هایی است که هر زنبوردارهمواره درطول زمستان انتظار و آرزوی آنرا داشته و بدین ترتیب همزمان با آغاز فصل فعالیت زنبوران، سفیدی طبیعت و سیاهی شبهای سرد و طولانی زمستان به سرآمده و روزهای سرسبزبهاری و شادابی طبیعت درراه است.

 امیدوارم رعایت نکات و تجربیات فوق بتواند برای زنبورداران محترم مفید و موثر واقع شده و شاهد کاهش تلفات کلنی های زنبورعسل در فصل زمستان در کشورمان باشیم. انشاالله

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:14 |
نحوه گرفتن بچه کندو بستگی به محل استقرار آن داشته و وسایل مورد نیاز نیز تا حد زیادی به آن وابسته است . بچه کندو ممکن است در محل های مختلف مستقر گردد. در صورتی که روی شاخه درختان کم ارتفاع باشند . می توان بچه را به راحتی گرفت و در کندو مستقر نمود . ولی اگر روی درختان مرتفع و یا روی دیوار های بلند ، سیم چراغ برق و غیره مستقر شده باشد که گرفتن آن مشکل است باید متناسب با امکانات موجود نسبت به گرفتن آن اقدام کرد. برای گرفتن بچه کندو ، یک کندوی خالی را که در داخل آن چند قاب ( شان ) خالی که حتما بدون عسل باشند با قاب موم دوزی شده است ، قرار داده می شود و در زیر بچه کندو قرار داده و زنبورها را به داخل کندو تکانیده و یا با برس زدن و یا جلوی سوراخ پرواز روی زمین ریخته سپس با دمیدن دود غلیظ روی آنها به تدریج آنها را به طرف داخل کندو هدایت نمود .
اغلب مشاهده می شود که مقداری از زنبورها در اطراف کندو پرواز می کنند ولی آنها نیز بزودی وارد کندو شده و آرامش نسبی بر قرار می شود . گاهی بعد از ریختن زنبور ها در کندو آنها دوباره به محل شاخه برمی گردند . شما باید اول دقت نمایید که ملکه همراه سایر زنبور ها به کندو وارد شده باشد و اگر این عمل تکرار شد .بهتر است یک یا دو قاب بدون عسل با تخم روز و شفیره به بچه کندو داده تا زنبور های کارگر مشغول این تخم ها گشته و فکر فرار را از سر بیرون نمایند . پس از وارد شدن زنبورها در داخل کندو تا ۱۲ ساعت هیچ رفت و آمدی در کندو دیده نمی شود شما می توان آن را به جای مناسبی حمل کرده و مستقر نمود . ولی بهتر است این کار در هنگام شب انجام شود که تمام زنبورها داخل کندو هستند.بچه کندوها هنگام فرار از کندو مقدار زیادی عسل می خورند به طوری که یک بچه ۳ کیلویی حداقل یک و نیم کیلو عسل خورده است . این امر باعث آن می شود که تا چندین ساعت دیگر احتیاج به غذا نداشته باشند و هم بعد از استقرار در محل جدید میل زیادی به موم بافی داشته باشند . به همین خاطر ما به کندوی بچه ۲ الی ۳ قاب موم دوزی شده می دهیم تا زنبور ها بافته و آماده تخم گذاری ملکه نمایند .
نکته : گاهی بچه کندو روی شاخه درختان مرتفع مستقر می گردد که دسترسی به آن مشکل است . در این صورت باید به هر طریق ممکن یا کندو را به زیر بچه برده و مستقر نمود و یا با اره به آرامی به طوری که زنبور ها هیجان زده نشوند شاخه را برید و به روی زمین آورد و آن را به داخل کندو تکاند.
بچه کندو بعد از خروج از کندوی مادر تا شعاعی حدود ۲ الی ۳۰ متری در روی شاخه درخت و یا مکانی دیگر می نشیند . در این مکان از ۲ ساعت تا ۱۲ ساعت می ماند . بعد به جای دیگری پرواز می کنند اگر به هر دلیلی فرست نکردید بچه را بگیری شما با دنبال کردن بچه تا فاصله ای حدود ۱ الی ۲ کیلومتر جایگاه جدید آنها را پیدا می کنید که اقلب سوراخ های دیوار و یا جعبه ها ی خالی و یا ۳ کنج ها می باشند .
پس از گرفتن بچه کندو و قرار دادن آن در محل اصلی مورد نظر تا ۲۴ ساعت به هیچ عنوان نباید به کندو شربت و یا عسل داده شود که باعث فرار بچه می شود . ولی بعد از این مدت بهتر است تا ۱۰ روز با شربت (۱:۱ ) تغذیه نمود و یکی دو روز آن را مورد بررسی قرار داده و از حضور ملکه و تخمگذاری آن اطمینان حاصل کرد . در صورتی که ملکه وجود نداشته باشد نسبت به معرفی ملکه به آن اقدام نمود و یا آن را در کندو ی دیگری ادغام کرد .
نکته : ملکه بچه کندو اغلب ملکه پیر می باشد . ولی گاهی که بچه پس بچه می باشد ملکه اش باکره است .

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:10 |
برای این بازدید روز مشخصی را نمی توان تعیین کرد ولی موقع آن وقتی است که هوا از سردی خارج شده و هوای گرم مطلوبی شروع می گردد.این وقت تقریباً از اواسط تا اواخر فروردین ماه در مناطق معتدل و سرد می باشد و معمولا شکوفه درختان میوه شروع به باز شدن می کنند.در این بازدید ملاحظه خواهد شد که در کندو های دو طبقه تمام زنبورها در طبقه فوقانی هستند و در حقیقت طبقه تحتانی خالی است.در این حالت باید کلیه قابها طبقه بالا همراه با زنبورهای آنرا به طبقه پایین آوردهو قابهای طبقه پایین را به بالا منتقل نمود.با چنین تغییر وضعیتی در طول بهار جمعیت کلنی افزایش یافته و بتدریج فضای طبقه اول و دوم را بطرف بالا اشغال می کند.در صورتی که شرایط طبیعی از نظر پوشش گیاهی و شرایط آب و هوایی مناسب باشد ممکن است حدود ۱تا ۱٫۵ ماه طول بکشد تا جمعیت کلنی به طبقه دوم رسیده و آن را اشغال کند و بعد از چند هفته دیگر فضای داخل دو طبقه را اشغال نماید.برای کندو های یک طبقه که زمستان را پشت سر گذاشته اند نیز باید فضای کافی جهت رشد آنها در نظر گرفت.

در این هنگام توصیه می شود داروهای لازم جهت پیشگیری از بیماری ها به کندو ها خورانده شده و در صورتی که نیاز به غذا داشته باشند برای آنها تامین گردد.ضمناً در صورتی که بعضی از کندوها فاقد ملکه می باشند به آنها ملکه معرفی گردد و یا در کلنی های دیگر ادغام شوند.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:6 |
در این موقع معمولا بیشترین مقدار عسل تولید می شود . البته موقع تولید عسل بر حسب مناطق مختلف متفاوت می باشد.در حدود سه هفته قبل از اینکه اولین دوره شهد طبیعت شروع شود باید منطقه پرورش نوزادان را از منطقه ذخیره عسل کاملا جدا نمود. برای این کار بین طبقه اول و دوم یک شبکه ملکه قرار داده و ملکه را در طبقه اول ( زیر شبکه ) محبوس نمائید.

برای انجام این کار چندین راه وجود دارد مثلاً از بالا دود غلیظی وارد کرده تا زنبورها به طبقه تحتانی وارد شوند و بعد شبکه را روی طبقه اول قرار دهیدوو یا می توان تمام قابهای طبقات فوقانی را در روی طبقه اول تکانده و شبکه را روی آن گذاشت.وبالاخره می توان ملکه را پیدا کرده و داخل طبقه اول رها نمود که البته این روش وقت گیر است . در صورتی که یک هفته بعد در طبقات فوقانی تخم وجود داشته باشد این امر مبین این است که ملکه هنوز در طبقات بالایی است و باید مجدداً نسبت به پایین فرستادن آن اقدام کرد. در نتیجه این عمل زنبورهای فوقانی به تدریج در مدت ۲ – ۳ هفته متولد شده و فضای خالی شده برای ذخیره سازی عسل بکار برده می شود. ضمناً نوزادان فقط در طبقا پایین پرورش داده می شوند و عسل هم فقط در طبقات فوقانی ذخیره می گردد.بنابراین با این روش برداشت محصول عسل راحت تر و مطمئن تر می باشد.پس از دوره تابستان مجدداً وضعیت کلنی ها مثل اول پائیز می باشد که قبلاً به ذکر آن پرداخته شد.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:4 |
گذراندن زمستان توسط کلنی های زنبور عسل، نیازمند یک سری اقدامات است که به عنوان مدیریت زمستان گذرانی توسط زنبورداران اعمال می گردد. این اقدامات شامل:
۱- اقدامات اولیه (پیش از شروع زمستان)
۲- اقدامات ثانویه (در زمستان)
۳-اقدامات پایانی( انتهای زمستان)
لازم به ذکر است اقدامات اولیه و پایانی برای تمامی نقاط جغرافیایی یکسان و قابل اجراست، اما اقدامات ثانویه همچنان که در سطرهای بعد به شرح آن خواهیم پرداخت بر اساس مناطق جغرافیایی متفاوت خواهد بود.

۱- اقدامات اولیه (پیش از شروع زمستان)
قبل از شروع فصل زمستان بایستی اقدامات اولیه برای مهیا نمودن شرایط جهت زمستان گذرانی کلنی ها انجام داد. باید پس از برداشت عسل پایانی تابستان، کلنی ها را از مناطق ییلاقی به مناطق قشلاقی کوچ داد. منطقه جدید بایستی چندین مزیت را برای کلنی ها فراهم نماید که از آن جمله می توان از تامین گرده گل و دمای مناسب برای پرورش نوزادان نام برد. وجود شهد گل نیز از نیازهای اساسی است که در صورت عدم وجود یا کمبود آن، بایستی تغذیه دستی انجام شود. در اینجا هدف اصلی تولید نسل جدید و جوان برای گذراندن فصل زمستان است، زیرا جمعیت کلنی ها در این فصل، مسن بوده و در زمستان از بین خواهند رفت لذا تحریک ملکه با شربت برای تخم گذاری حداکثری لازم و ضروری است.
پس از گذشت دو الی سه هفته با مشخص نمودن کلنی های ضعیف و یتیم بایستی آن ها را ادغام نمود. ملاک تشخیص، وضعیت تخم ریزی ملکه است، کلنی ها بایستی دارای ۲۵ تا ۳۵ هزار زنبور باشند و شان های اضافه و خالی بدون عسل را از کندوها خارج کرد و در صورت لزوم آن ها را ذوب یا در انبار نگهداری کرد و نسبت به تعویض کندوهای فرسوده نیز اقدام نمود.
در این فاصله بایستی به درمان و پیشگیری از بیماری ها رسیدگی کرد،همچنین کلنی ها را در مقابل آفاتی مانند پرنده زنبور خوار و زنبور خرمایی مراقبت کرد.
علاوه بر تحریک ملکه با شربت های رقیق بایستی بازدید کلنی ها قبل از به پایان رسیدن این مرحله انجام گرفته و در صورت نیاز، جهت تامین و ذخیره غذا به مقدار کافی، با شربت غلیظ نیز تغذیه شوند. ذخیره گرده نیز بایستی کافی باشد.

۲-اقدامات ثانویه (در زمستان)
این مرحله شامل اقدامات ثانویه ای است که بسته به موقعیت جغرافیایی انجام می گیرد و به طور کلی زمستان گذرانی در سه منطقه تعریف می گردد:
۲-۱- زمستان گذرانی در مناطق سرد و طولانی
در این منطقه که زمستان بیش از ۵ ماه طول می کشد متوسط دما در طول ماه های سرد سال کمتر از ۷- درجه سانتیگراد می باشد. در این مناطق، از دو سیستم زمستان گذرانی در فضای باز و فضای مسقف استفاده می شود. در چنین مناطقی پس از بارش برف و سفیدپوش شدن تمام منطقه، در روزهای آفتابی مشکلاتی برای زنبوران به وجود می آید، از جمله این که نور خورشید بدنه کندو را گرم کرده و زنبورها را تحریک به پرواز می کند، که در صورت پرواز، به علت سردی هوا به روی برف ها سقوط کرده و تلف می شوند.

۲-۱-۱- زمستان گذرانی در فضای باز
عوامل ضروری برای زمستان گذرانی در فضای باز شامل ایجاد باد شکن، پیچیدن کندو، و عایق کاری آن می باشند. برای حمایت از کندوخا در فضای آزاد، می توان کندوها را با صفحات پلاستیکی سیاه رنگی که ضد آب بوده و دمای نور خورشید را جذب می کنند پوشاند. این پوشش بایستی به گونه ای باشد که تمام کندو به جز سوراخ پرواز را بپوشاند.
برای جلوگیری از خروج بی موقع زنبوران می توان تکه تخته ای را به گونه ای که جلوی سوراخ را مسدود نکند، جهت جلوگیری از انعکاس نور، روبروی دریچه پرواز قرار دارد.

۲-۱-۲-زمستان گذرانی در زیر سقف
می توان از ساختمان ها یا زیرزمین های تاریکی که دمای مناسبی دارند، برای زمستان گذرانی زنبوران در مناطق دارای زمستان های سرد و طولانی استفاده کرد. می توان در این ساختمان ها دما و رطوبت و تهویه را کنترل نمود. بایستی به کلنی ها در اواخر مرداد و شهریور و مهرماه شربت داده شود و در اوایل آبان ماه کندوها را به داخل ساختمان انتقال داده و آن ها را بر روی هم و به صورت طبقات چیده و راهروهایی را نیز برای جریان هوا در نظر گرفت.
در طول فصل زمستان تهویه به میزان ۱لیتر در ثانیه برای هر کیلوگرم زنبور ضروری است. این میزان در پاییز و بهار که دمای بیرون بالاست ۲ لیتر در ثانیه برای هرکیلوگرم زنبور افزایش یابد. یک کندو به طور متوسط حاوی ۲/۵ کیلوگرم زنبور است. در زمستان، برای داخل ساختمان حفظ دما در حد ۱-+۴ درجه سانتی گراد مطلوب است و در این دما، مصرف غذا توسط کلنی ها حداقل بوده و میزان مرگ و میر به دو برابر افزایش می یابد.
در مناطقی که رطوبت هوا ۵۰ تا ۷۰ درصد است، کنترل آن در داخل ساختمان ضروری نیست، البته رطوبت مناسب در داخل ساختمان ۳۰ تا ۴۴ درصد می باشد و رطوبت های خیلی بالا برای کلنی ها خطرناک است. فضای داخل سالن بایستی کاملا تاریک باشد تا مانع از فعالیت کلنی گردد. در زمان بررسی سالن می توان از نور قرمز برای روشنایی استفاده کرد.

۲-۲-زمستان گذرانی در مناطق معتدل
در این مناطق بهترین زمین برای استقرار کندوها در فصل زمستان، محلی است که دارای شیب ملایم و روبه آفتاب بوده باشد و بادشکن نیز در اطراف زمین وجود داشته باشد و نزدیک آب بوده و حداقل به منبع گرده گل نیز در فصل پاییز یا بهار نزدیک باشد. لازم به ذکر است که بسیاری از جاهایی که برای تولید عسل می باشد، محل های خوب برای زمستان گذرانی نیستند.
در این مناطق اگر کلنی ها از بادهای زمستانی محافظت شوند می توان با به کارگیری مواردی مانند ذیل، شرایط مناسبی را برای زمستان گذرانی کلنی ها فراهم کرد:
۱-کندوها را جهت جلوگیری از ورود موش و رطوبت، بالاتر از سطح زمین قرار دهید. می توان برای این کار از سبدهای پلاستیکی میوه، بلوک، آجر و… استفاده نمود.
۲- جهت جلوگیری از ورود حشرات مزاحم،هوای سرد و موش، دریچه پرواز تنگکنید.
۳- دریچه پرواز به سمت مشرق یا جنوب باشد (تابش نور خورشید به سمت دریچه پرواز باشد) لازم به ذکر است که دریچه پرواز بایستی همیشه پشت به جهت وزش باد باشد.
۴- شیب کندوها به جلو (رو به دریچه پرواز) باشد تا از ورود آب باران و غیره جلوگیری شود.
۵- محل استقرار کندو، آفتاب گیر باشد و حداقل یک و نیم متر از بادشکن فاصله داشته باشد.
فضای داخل کندو را تنگ کنید و روی قسمت فوقانی قاب ها را با یک پارچه کتان بپوشانید. هرگز از ورقه های نایلونی برای این منظور استفاده نکنید زیرا مانع خروج بخار شده و علاوه بر بروز بیماری ها و قارچ ها، در صورت سرد شدن هوا، باعث یخ زدن قطرات آب تشکیل شده گردیده و موجب مرگ کلنی می گردد.
۶-شان های سفید حاوی عسل را کنار و چسبیده به بدنه کندو قرار دهید و قاب های تیره تر را در وسط قرار دهید.
۷-تهویه مناسب در نظر گرفته شود.
۸- مواد جاذبه رطوبت را در زیر درپوش قرار دهید(نظیر، کاغذ موج دار، تخته، کاه، خاک اره).
۹-اشیای سنگین وزن را بر روی در پوش کندو قرار دهید تا درب آن توسط وزش باد برداشته نشود.
۱۰- در مناطقی که هوای زمستانی در وسط زمستان ناگهان گرم و پس از مدتی دوباره سرد می شود و موجب مرگ لاروهای پرورش یافته می شود، زمستانی کردن کلنی ها را در کندوهای دو طبقه انجام دهید. برای این منظور جمعیت در طبقه بالا قرار گرفته و طبقه پایین خالی باشد. در این حالت سرد و گرم شدن ناگهانی اثر کمتری در تغییر هوای داخل کندو خواهد داشت.
۱۱-کندوهای فرسوده را تعویض کنید.
۱۲- از داروهای لازم جهت پیشگیری از کنه واروآ و آفات و بیماری های مستعد استفاده شود.

۲-۳- زمستان گذرانی در مناطق گرم
بعضی از زنبورداران مناطق مختلف، کلنی های خود را برای زمستان گذرانی به مناطق گرم کوچ می دهند. در این مناطق به دلیل بالا بودن دما، حتی در زمستانرویش گیاهان طبیعی و زراعی ادامه دارد و در طبیعت شهد و گرده یافت می شود و زنبورهای کلنی در بسیاری از روزهای زمستان به راحتی و بدون دغدغه از کندو خارج شده و ملکه نیز شروع به تخم ریزی می نماید.کلنی ها در این مناطق جهت زمستان گذرانی نیاز به ذخیره غذایی چندانی ندارند، لیکن بایستی تمامی اقداماتی را که در مناطق معتدل، جهت گذراندن زمستان و نیز از سرگیری فعالیت کلنی انجام می شود را انجام داد.

مراقبت زمستانه
۱-بازدید دوره ای از زنبورستان و کلنی انجام شود.
۲- اگر هوا سرد است، میزان ذخیره غذا را با بلند کردن یا کج کردن کندو معین کنید و در صورت سبک بودن با خمیر شیرین تغذیه کنید.
۳- کلنی های ضعیف شده را در صورت سالم بودن (عدم بیماری) ادغام کنید.
۴- به علائم نوزما یا اسهال ، به ویژه وجود تعداد زیادی از نقاط زرد متمایل به سیاه رنگ بر روی بدنه خارجی کندو توجه کنید.
۵- اگر زنبورها در حالی که سرشان داخل سلول هاست مرده اند، احتمالا گرسنه بوده اند. اگر بوی ترشیدگی یا گندیدگی به مشام رسید می تواند در اثر بیماری لوک باشد.

۳- اقدامات پایانی (انتهای زمستان)
با آن که این مرحله، مرحله پایانی زمستان بوده، اما حساسیت آن برای حفظ جمعیت کلنی و ملکه برای بقا و شروع یک دوره جدید فعالیت بسیار بالا می باشد.
در این زمان، کلنی ها از حداکثر ذخیره غذایی استفاده کرده اند و بایستی مراقب ذخیره غذایی آن ها بود. بسیاری از کلنی ها با ورود اولین گلوله های گرده شروع به پرورش نوزادان در مرکز خوشه می نمایند و با گرم شدن زیاد در بعضی ازروزها، کلنی از حالت خوشه به در آمده و ملکه سطح تخم ریزی خود را زیادتر می کند، این شرایط خطر سرماخوردگی لاروها را در تغییرات دمای هوا در روزهای آینده را افزایش می دهد، لذا سرکشی و رسیدگی به کلنی ها جهت پوشانیدن آن ها ضروری است. از دیگر عوامل خطر آفرین در این مرحله، افزایش رطوبت در کندوها است که بایستی تهویه کندوه را بررسی کرد.
در بسیاری از موارد با وجود افزایش تخم ریزی ملکه، کاهش جمعیت کلنی ها را داریم که نوزما و سم پاشیمزارع از دلایل عمده تلفات در مرحله پایانی زمستان می باشد.
استفاده از قانون چهل روزی جهت افزایش جمعیت زنبوران صحرایی بالغ، لازم و ضروری است. شستشوی شان های سال گذشته و اضافه نمودن آن به کندوهای در حال رشد، همچنین تغذیه با شربت یک به یک (شکر به آب) و پیش آگاهی از وضعیت مراتع و پوشش گیاهی منطقه در آینده، از دیگر مواردی است که بایستی مد نظر قرار دارد.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 20:1 |

بیماری لوک اروپایی  ( European  Foulbroud )

بیماری لوک اروپایی یک بیماری فصلی است . زمان پیدایش آن عمدتاً از اواسط تا اواخر فصل بهار است ؛ یعنی درست در زمان تزاید نسل . این بیماری نیز مانند بیماری لوک آمریکایی در بیشتر مناطق جهان وجود دارد . عامل بیماری در سال 1949توسط خانم آلکساندروا به نام استروپتو کوکوس پلوتون کشف شد . این عامل و بعدها ملیسوکوکوس پلوتون  (Melisso coccus Poloton  ) نام گرفت . عامل بیماری یک باکتری ساپروفیت یا فرصت طلب است .

در موقع شیوع بیماری ، باکتری های دیگری هم چون  Bacillus alvei  و  Bacterium eurdice نیز به عنوان عوامل ثانویه وجود دارند .

عامل بیماری وارد همولنف نمی شود و محل آن فقط در روده ي لارو است . تأ ثیر اين عامل رقابت غذایی است که با لارو به وجود می آورد ؛ به همین دلیل هم به نام بیماری لاروهای گرسنه را اتلاق می شود .

علایم

مانند لوك آمريكايي در دید کلی ، ظاهر قاب حالت فلفل نمکی دارد ؛ با این تفاوت که مرگ لاروها در اواخر دوره ي لاروی یا قبل از شفیرگی رخ داده است .

لازم به ذکر است که حالت فلفل نمکی ( حالتی که حجره های درپوش دار و بدون درپوش به طور مخلوط در کنار هم قرار گرفته باشند )در بسیاری بیماری ها ی ژنتیکی و هنگامي که ملکه ضعیف می شود ، دیده می شود و با اين بیماری باید آنها را تفکیک کرد .

لاروهای مرده معمولاً حالت پیچ خورده و خمیده دارند . لارو بیمار در ابتدا به زردی و سپس به قهوه ای تغییر رنگ می دهد . در آزمایش صحرایی ، چوب کبریت بدن لارو کمتر از 2 سانتی متر کش می آید .

عمدتاً از لارو آلوده ، بوی ترشیدگی و گندیدگی به مشام می رسد . لاروها ی مرده به راحتی از حجره جدا می شوند .

لاروهای حاشیه ، بیشتر مریض می شوند و این حالت ممکن است با سرماخوردگی اشتباه شود .

پیش گیری و درمان

درمان مثل درمان لوک آمریکایی است .

در پیش گیری به دلیل این که عامل بیماری تولید هاگ یا اسپور نمی کند ، برخورد خفیف تری با بیماری صورت می گیرد ؛ مثلاً از روش سوزاندن کمتر استفاده می شود.

بچه گیری از کندو وغوطه ور کردن جعبه ي کندو در داخل پارافین مذاب از جمله راههاي پيش گيري مي باشند .

 

بیماری لوک آمریکایی     (  American  foulbrood  )

 

بیماری لوک آمریکایی یکی از مهم ترین بیماری های زنبور عسل در سطح دنیاست . این بیماری بسیار مسری می باشد ، به طوری که اگر کنترل نشود ، می تواند کل زنبورداری را نابود کند .

 

عامل این بیماری باکتری گرم مثبت و میکرو آیروفیلیک است . این عامل از خانواده ی باسیلها به نام باسیلوس لاروا می باشد که اولین بار  وایت آن را در سال 1907 شناسایی کرد .

 

طول عامل 5-5/2میکرون و عرض آن 8/0- 5/0 میکرون می باشد .هاگ یا اسپور عامل بیماری نسبت به حرارت بین 90- 20 درجه ی  سانتی گراد ، خشکی ، مواد ضدعفونی کننده و تمامی شرایط نامساعد محیطی ، فوق العاده مقاوم است و می تواند منطقه ای را تا 35 سال آلوده نگه دارد.

 

بیماری زایی عامل بیماری فقط در فرم هاگ وجود دارد و در تنها قسمتی که فعال می شود ، روده ی لاروهای زنبور عسل است . عامل بیماری دارای 9 سویه است که هرکدام بیماری زایی خاص خود را دارد .

 

هاگ پس از این که غذای آلوده ی لاروها را مبتلا کرد در داخل روده به شکل زایا در آمده ، به سلولهای روده حمله می کند و از طریق جدار روده وارد همولنف می شود و در نهایت ، لارو در اثر سپتی سمی می میرد .

 

تزاید باسیلوس لارو به قدری زیاد است که می تواند تا 5/2 میلیارد اسپور در بدن هر لارو تولید کند .

 

 

 

عواملی که در انتشار بیماری نقش دارند عبارتند از : مدیریت غلط زنبورستان ، رفتار غارت ، تجمع زنبورها ، استفاده از شان آلوده ، استفاده از عسل آلوده و در آخر خود زنبوردارها و وسایل زنبورداری آلوده .

 

این بیماری بیشتر در فصل پرورش نوزادان شایع است . لاروهای یک روزه ازحساسیت بیشتری برخوردارند ، ولی لاروهای 2 الی 3 روزه با میزان بالاتری از هاگ بیمار می شوند . در کل ، با بالا رفتن سن حساسیت لاروها  نسبت به عامل بیماری کاهش می یابد .

 

مرگ لاروها معمولاً در زمان پیش شفیرگی رخ می دهد ، ولی گاهی تا بعد از پیش شفیرگی هم دیده شده است .

 

علایم

 

پراکندگی حجره های نوزادان درشان ، سوراخ شدن درپوش حجره ها ، مرطوب و فرورفته بودن درپوش حجره ها ( در حالت طبیعی گنبدی شکل و خشک است ) ،  دیدن قاب به صورت فلفل نمکی از نگاه کلی ، برای مثال در یک حجره باز و در یکی بسته ، در داخل یکی گرده و در داخل دیگر ی شفیره باشد ، وجود بوی ترش همراه با سریشم ، تغییر یافتن رنگ لارو از سفید مرواریدی شکل به قهوه ای ، خشک شدن و چسبیدن محکم لارو به دیواره ی حجره پس از گذشت یک ماه ، برآمدگی پولک تا مرکز حجره در زمان شفیرگی از علایم این بیماری می باشند .

 

برای اطمینان از تشخیص ، می توان به آزمایشی  صحرایی دست زد :

 

چوب کبریتی را داخل بدن لارو آلوده فرو کرده ، بعد  بیرون می کشیم که در بیماری لوک آمریکایی حدود 3 سانتی متر مثل لاستیک کش می آید .

 

برای تشخیص نهایی از روش های آزمایشگاهی استفاده می شود .

 

 

 

پیش گیری و درمان

 

1-      آموزش زنبوردارها

 

2-      سوزاندن کندوی آلوده

 

3-      خوراندن داروهایی از قبیل اکسی تترا سایکلین . می توان این دارو را به ترتیب سرعت نتیجه گرفتن ، هم به صورت شربت و هم بصورت کیک و پودر ، به مقدار500 میلی گرم به ازای هر کندو در3 وعده و به فاصله ی 4 تا5 روز مصرف کرد .

 

کپک گرده

 

کپک گرده همان طور که از اسم آن مشخص است ، فقط گرده را درگیر می کند . عامل آن نوعی قارچ به نام بلسیا آلویی است و از این نظر که ذخایر غذایی را از بین می برد ، حایز اهمیت است .

 

رشد اسپور قارچ در دمای پایین صورت می گیرد . به همین دلیل این مشکل ، بیشتر در اواخر زمستان و اوایل بهار ، روی گرده ي ذخیره شده در شان ها دیده می شود .

 

بهترین راه مبارزه با بیماری از بین بردن قطعات گرده های آلوده و يا پختن آنها جهت تهيه ي خمير گرده می باشد .

 

بیماری نوزاد سنگی یا لارو سنگی (  Stone  Brood )

 

برخي معتقدند بیماری نوزاد سنگی تنها بیماری زئونوز یا قابل انتقال بین انسان و زنبور عسل می باشد و می تواند در انسان عوارض تنفسی  ایجاد کند . خوشیختانه این بیماری به ندرت دیده مي شود و شیوع چندانی ندارد .

 

عامل بیماری ، دو قارچ آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس فومیگاتوس هستند که در این بین آسپرژیلوس فلاووس در بروز بیماری از اهمیت و نقش بیشتری برخوردار است .هر دو قارچ عامل بیماری مي توانند هم نوزادان و هم بالغین را درگیر کنند .

 

همانند سایر بیماری های قارچی ، شیوع بیماری در مناطق مرطوب بیشتر از سایر مناطق است . آلودگی لاروها به آسپرژیلوس بیشتر از بالغین ؛ ولی تلفات در بالغین بیشتر می باشد .

 

علایم

 

مشاهده شدن لارو مرده در حجره هاي باز و بسته ، شکل لارو در اوایل شیوع بیماری سفید و پف کرده ، بعد سبز تا قهوه ای روشن و در نهایت سفت و سخت می شود . از ديگر نشانه های بیماری اين است كه  لارو مرده به راحتی و بدون چسبندگی از حجره ها جدا مي شود .

 

همچنين در اين بيماري ، کلونی دچار ضعف ، ناتوانی و بی قراری می شود .

 

انتقال بیماری از راه دستگاه گوارش و بلعیدن اسپورهای قارچ صورت می گیرد .

 

پیشگیری و درمان

 

درمان خاصی وجود ندارد . برای جلوگیری از شیوع بیماری و به دلیل قابل انتقال بودن بین انسان و زنبور، پیشنهاد می شود به محض تشخیص بیماری ، کندوهای مبتلا سوزانده شوند .

 

واروآزیس

 

این بیماری در حال حاضر ، مهمترین و احتمالاً گسترده ترین آلودگی انگلی به شمار می آید .

 

آلودگي انگلي در ایران ، برای اولین بار در تابستان سال 1363 در استان های شمالی و شمال غربی کشور گزارش گردید .

 

عامل بیماری کنه ای بنام واروآ جاکوبسونی می باشد . این انگل با چشم غیر مسلح دیده می شود . انگل دارای 4 زوج پاست . سطح پشتی دارای یک صفحه ي کیتنی کامل و سطح شکمی دارای چند کیتینی می باشد . اندام های انگل در سطح شکم قرار دارد .

 

سطح بدن انگل از سر تا انتهای شکم ، حدود 2/1میلی متر و طول نهایی بدن حدود 7/1 میلی متر است . انگل در انتهای هر پا قلاب هایی دارد که باعث انتقال این انگل از زنبوری به زنبور دیگر می شود .

 

انگل با استفاده از اندام مکنده ، فاصله ي بین قطعات کیتنی را پیدا واز همولنف زنبور تغذیه می کند . اين انگل برای شفيره ها و زنبورهاي بالغ یک انگل خارجی به شمار می آید .

 

تولید مثل

 

کنه ي ماده چند ساعت ( 30 تا 60 ساعت )قبل از بسته شدن در حجره هاي محتوی لارو، وارد حجره شده و بین 2 تا 7 عدد تخم درون آن می گذارد . 24 تا 48 ساعت بعد ، تخم ها تفريخ شده و از همان لحظه ي تولد از خون شفیره تغذیه می کنند . کنه های نوزاد در عرض 7 تا 8 روز بالغ می شوند . در ابتدای تولد کنه ، صفحه هاي کیتينی سفید و مانند پشمک است و به تدریج با بلوغ ، شروع به قهوه ای شدن می کند . اولین تخمی که کنه ي ماده می گذارد ، n كروموزومي (هاپلوئید ) است و تبذيل به كنه ي نر مي شود و تخم های بعدی ماده (دیپلوئید) هستند . با توجه به اینکه کنه ي ماده در هر حجره بین 2 تا 7 تخم می گذارد و به دلیل نر و ماده بودن تخم ها ، سرعت تکثیر در کنه ها افزایش مي یابد ، در فصل تزاید به سرعت تکثیر می شوند ؛ به طوری که 24 ساعت قبل از خروج زنبور از سلول ، نسل بعدی کامل  و آماده ي حمله به سایر زنبورها می شود .

 

مایت نر فقط در جفت گیری شرکت می کند . مایت ماده به پشت زنبور مي چسبد و از همولنف آن تغذیه می کند .

 

روش های مبارزه با انگل واروآ

 

روش های مبارزه عبارتند از : 1- روش بیولوژیک  2- روش ژنتیکی   3- روش هاي شيميايي

 

روش های بیولوژیک عبارتند از :

 

1- استفاده از سلول های نر : به این دلیل که برای انگل جذابیت بیشتری دارد . بدین منظور ، در صورت وجود داشتن قاب وحشی بافی شده ، اين قاب را در اختیار ملکه قرار می دهيم تا درون آن تخم ریزی کند و اگر قاب وحشی بافی در دسترس نبود ، یکی از شان هایی را که در آن حجره ي نر بیشتری وجود دارد ، در گوشه ي کندو قرار می دهیم . چیزی حدود 8 درصد از انگل ها ، جذب قاب نر می شوند . سپس می توان قاب را خارج کرد .

 

2- در آلودگی های بسیار شدید از روش حبس ملکه استفاده می کنیم . چون جرب برای تزاید نسل به شفیره نیاز دارد ، ملکه را به مدت 24 روز حبس مي كنيم تا نتواند تخم گذاری کند . این روش به دلیل این که ملکه در حبس است و نمی تواند تخم ریزی کند ، ممکن است باعث بروز مشکلاتی از قبیل انسداد اویداکت و کاهش تخم ریزی  شود . علاوه بر اين حبس ملکه در این مدت ، ضررهای اقتصادی زیادی دارد .

 

3- روش دیگر ، حبس ملکه روی قاب های 3 تا 9 است که در اين حالت خسارات کمتری به ملکه وارد می شود .

 

4- رفتار گاز گرفتن : تقویت رفتار گاز گیری زنبورهاي کارگر با دادن پودر شکر به آنها .

 

5- استفاده از گرما : كنه در مقايسه با زنبورعسل نسبت به گرما از حساسيت بالاتري برخوردار است . بنابراين اعمال گرماي حدود 44 درجه ي سانتيگراد به مدت چند ساعت مي تواند باعث نابودي بخشي از جمعيت كنه ها شود . در اين روش بايد مراقب بود كه قاب ها بر اثر سنگيني نرم مومشان مشكل طبيعي و عمودي خود را از دست ندهند .

 

6- استفاده از اسيدها و روغن هاي طبيعي

 

روش هاي ژنتیکی : 1- تکثیر نژادهایی که نسبت به واروآمقاوم تر باشند .

 

2- پرورش زنبورهایی که دوره ي شفیرگی کوتاهتری دارند .

 

3- استفاده از زنبورهايی که رفتار گاز گیری بیشتری دارند .

 

در ضمن می توان از محلول اسید فرمیک 85% به دلیل سوزاندگی بالا استفاده كرد ؛ ولی در حالت عادی از محلول 60% بیشتر استفاده می شود .

 

همچنين مي توان از ژل اسيد فرمیک و نوار فیبری آن ، دستمال آغشته به اسید فرمیک که آن را روی قاب ها قرار می دهند و از از نوار آپیستان استفاده كرد .

 

استفاده از اسید فرمیک به این دلیل پیشنهاد می شود که اولاً طبیعی است و اثر سويی ندارد و به راحتی قابل دسترس است ، ثانیاً برعکس نوار آپیستان که بیشتر روی انگل بالغ  مؤثر است ، اسید فرمیک هم بر جرب های بالغ و هم بر شفیره ها و هم بر مایت های تراشه ای مؤثر است .

 

لازم به ذکر است به دلیلی که بیان خواهد شد ، فقط در صورت لزوم از اسید فرمیک استفاده شود . معایب اسید فرمیک عبارتند از: سوزاننده بودن و اين كه اثرش فقط در دمای 25-18 درجه می باشد ، تأ ثیرهاي منفی آن روی زنبورهای بالغ و غیر بالغ ، آسیب دیدن مختصر ملکه ، استفاده ي فصلي از آن كه بیشتر در تابستان ، برای 4 وعده و به فاصله ي 4 روز صورت می گیرد . به جای اسید فرمیک می توان از اسید لاکتیک که مثل آن ماده اي طبیعی است و نیز از روغن ها واسانس های گیاهی مثل نعناع و آویشن استفاده كرد .

 

استفاده از داروهای سیستماتیک مثل نوار آپیستان ، نوار بایوارل ( Byvarol )، نوار آپیگارد ،محلول پرنیزینگ و فولبکس هم توصیه می شود.

 

در مورد مصرف آپیستان باید به این نکته توجه داشت که دارو به علت باقی ماندن در عسل و گرده ، در فصل تولید محصول ، منع مصرف دارد .

 

مهمترین عامل پیش گیری از بروز این بیماری ، استفاده از کلونی های قوی در سطح زنبورستانهاست .

 

بیماری نوزوما   nosema disease

 

بیماری نوزوما یکی از شایع ترین وشاید گسترده ترین بیماری های زنبورهاي بالغ در سطح مناطق معتدل جهان است . عامل این بیماری پروتزوآيی به نام نوزوما آپیس زاندر از خانواده ي میکروسپوریده می باشد . اندازه ي آن حدود 5 میکرون در  5/3 میکرون است .

 

شیوع بیماری بیشتر در فصل زمستان است ، مخصوصاً مکان هائی که  زمستان های طولانی دارند . اين بيماري در مناطق گرم و خشک كمتر مشاهده می شود .

 

عامل نوزوما به شکل اسپور ، وارد دستگاه گوارش شده و روده ي میانی زنبور را درگیر می کند . بعد از آن ، پوسته ی اسپور با آنزیم های گوارشی روده حل شده ، به حالت فعال در می آید و به سلول های مخاطی روده حمله برده و در آنجا تکثیر پیدا می کند . سپس وارد لوله های گوارشی شده و دفع می شود . چرخه ي مذكور 10 تا 14 روز طول کشیده و متعاقب آن 20 تا 30 میلیون اسپور تولید می شود .

 

علايم

 

تورم شکم زنبور ، خزیدن زنبور روی زمین ، عدم قدرت پرواز ، افت جمعیت و محصول ، ضعف کندو و بارز ترین علامت آن ، اسهال زنبور است که مدفوع به صورت نوارهای زرد ، روی قاب ها مشاهده می شود .

 

نوزوما به دلیل تأثیری که روی غدد هایپوفارنژیال زنبورهاي کارگر دارد ، سبب کاهش تولید ژل شاهانه می شود که این خود ، ضعف کلونی را در پی دارد .

 

تشخیص

 

برای تشخیص بیماری یک روش ساده وجود دارد که به امکانات نيز ، نياز دارد . بدین صورت که یا شکم زنبور را فشار داده تا نیش همراه روده خارج شود و یا با انگشتان یک دست ، بند آخر شکم و با دست دیگر ، سینه ي زنبور را گرفته و از هم جدا می کنیم تا روده نمایان شود .

 

روده ي زنبورها در حالت طبیعی به رنگ قهوه ای  می باشد ؛ ولی در بیماری به دلیل تجمع زیاد اسپور ، به رنگ سفید شیری مشاهده می شود .

 

برای تشخیص نهايی از روش های آزمایشگاهی ، مشاهده ي مستقیم عامل بیماری در زیر میکروسکوپ ، استفاده می شود .

 

درمان

 

از داروی فوماژیلین كه به شكل پودر است استفاده مي شود . در مورد مصرف این دارو نکاتی قابل توجه است : فوماژیلین به صورت محلول و در اوایل بهار و اوایل پايیز مصرف شود .

 

استفاده از فوماژیلین ، هم حالت پیش گیری و هم درمان دارد . مقدار دوز مصرف آن  به ازای هر کندوی معمولی 500 میلی گرم است .

 

چون اسپور حامل بیماری مي تواند به مدت یک سال در محیط باقی بماند ، دارو را دوبار در سال و به مدت دو سال مصرف می کنیم .

 

در درمان مي توان از اسید لاکتیک یا سرکه ي 80 درصد به میزان 50 سی سی به طور محلول و یا دستمال آغشته به 100 سی سی اسید استیک که در روی قاب ها قرار می دهیم نيز استفاده کرد .

 

برای مصرف داروهای محلول بهتر است آنها  را در یک ظرف معمولی که نه خیلی گود و نه صاف باشد ، مثل نعلبکی قرار دهيم و بعد ظرف را روی قاب ها بگذاريم .

 

در بعضی موارد می توان از گاز اتیلن اكساید هم استفاده کرد ؛ ولی به دلیل باقی مانده ي دارويی که دارد ، مصرفش پیشنهاد نمی شود .

 

بیماری آکاریوز

 

این بیماری برای اولین بار ، سال 73 در ایران گزارش شد . شیوع آن بیشتر در مناطق شمالی است .

 

عامل بیماری کنه ای است به نام آکاراپیس وودی یا مایت تراشه ای (Acarapis voodi  ) که از گونه ی کنه های گیاهی است ، در داخل مجاری تنفسی زندگی می کند و یک انگل داخلی به حساب می آید .

 

اين انگل چشم نداشته و دارای 4 زوج پاست . اندازه ای حدود 1/. میلی متر داشته و تمام مراحل زندگی انگل - از تخم تا بلوغ - را در یک تراشه می توان دید .

 

انگل فقط تا قبل از 5 روزگی خروج زنبور از حجره ؛ یعنی قبل از 5 روزگی بلوغ زنبور می تواند از راه سوراخ های تنفسی ناحیه ي سینه وارد بدن زنبور شود ؛ زیرا از 9 روزگی به بعد سوراخ ها با موهايی بسته و محافظت می شوند .

 

آکاراپیس پس از ورود شروع به تخم گذاری می کند . تخم های انگل درشت بوده و به اندازه ي جثه ي انگل هستند. 3 تا 6 روز بعد از آن ، تخم ها تفریخ و بعد از 6 تا 10 روز تبدیل به کنه ی بالغ و آماده ي جفت گیری می شوند . در کل ، فاصله ي هر نسل تا نسل بعدی حدود 9 تا 14 روز طول می کشد .

 

انتشار

 

رفتار غارت در انتشار بیماری مهمترین  نقش را  دارد . رفتار جستجوگری و نقل و انتقال کندوها بین زنبورستان نیز در انتشار بیماری نقش دارند .

 

علايم

 

عدم قدرت پرواز ، افتادن ناگهانی زنبور بالغ در هنگام پرواز  ، گیج و مشوش شدن زنبور ، متورم بودن شکم و در آمدن بال به شکل K از جمله علايم اين بيماري هستند .

 

تشخیص

 

برای تشخیص بیماری حلقه ي اول سینه ي زنبور را که محل اسپیراکل تنفسی است ، جدا کرده و زیر لوپ آن را بررسی می کنیم . در آلودگی انگلی ، لوله ي نای یا تراشه ، تیره دیده می شود .

 

روش دیگر ، استفاده از روش دیسک است . در این روش ، بند اول سینه را بریده و 24 ساعت در محلول پتاس قرار می دهیم . پتاس باعث لیز شدن عضله ها می شود . چیزی که باقی می ماند نای است که می توان آن را بررسی کرد .

 

درمان

 

برای درمان آلودگی آکاراپیس وودی از اکثر داروهای مورد استفاده در درمان انگل واروآ می توان استفاده کرد .

 

عوارض آلودگی به آکاراپیس

 

انسداد تراشه های تنفسی ، از دست دادن مواد غذايی ، به وجود آمدن عفونت های ثانویه ، انتقال بیماری های عفونی ، فلجی مزمن ، آسیب مستقیم به عضله هاي پروازی ، تغيیر در متبولیسم کلونی ، کاهش طول عمر و کاهش توانايی عضله هاي پروازی .

 

بیماری نوزاد  ساکی   ( Sac brood )

عامل بیماری ویروسی  است  که از تولید آنزیم کیتیناز جلوگیری کرده و متعاقب آن ، مانع پوست اندازی می شود . پس در نتیجه ي نیفتادن پوست قبلی ، لارو شروع به باد کردن و سخت شدن می کند .

بیشترین حساسیت ابتلا  به بیماری در دو روزگی و وقوع مرگ در پیش شفیرگی .

علايم

تیره شدن لارو که ابتدا از سر شروع و بعد تا انتهای بدن ادامه پیدا می کند . سینه در این بین روشن تر از سر و تیره تر از شکم است .  لارو مرده حالت چرمی دارد و به راحتی از حجره ها جدا مي شود . بندهای شکمی از حالت طبیعی واضح تر ديده مي شوند .

انتشار

بیماری عموماً حالت فصلی دارد . از اواخر بهار شروع مي شود و در اواخر تابستان خود بخود کاهش می يابد .

در این جا نيز رفتار غارت ، مهمترین عامل در انتشار بیماری به شمار می آید .

پیش گیری و درمان

مثل اکثر بیماری های ویروسی درمان ندارد ؛ فقط می توان از درمان های حمایتی و تقویت کلونی استفاده کرد .

برای پیش گیری ، بهترین کار قوی نگه داشتن کلونی و استفاده از ملکه های اصلاح نژاد شده است

 

بیماری فلج زنبورها

این بیماری به دو صورت حاد و مزمن وجود دارد و مخصوص بالغین است .

علايم بیماری عبارتند از : قادر نبودن زنبورها به پرواز ، خزیدن در جلوی کندو ، پهن شدن شکم و کوچکتر شدن جثه ، به سختي وارد  کندو شدن ، ریزش مو ، سیاه و صیقلی شدن شکم که به همین دلیل است به این بیماری ، لقب « دزدان سیاه » داده اند .

اوج شیوع بیماری در اواخر بهار و اوایل تابستان است . در انتقال اين بيماري کنه ي واروآ نقش به سزايی دارد .

اين ویروس بیشتر تمایل دارد تا در عضله هاي پروازی سینه تجمع کند . برای ابتلا به بیماری ، حداقل 100 ویروس کافی است .

تشخیص حالت مزمن و حاد از هم ، فقط در آزمایشگاه امکان پذیر است ؛ به طوری که درحالت حاد ويروس از بافت های چربی ، مغز و عضله ها جدا می شود ؛ ولی در حالت مزمن ویروس از سیستم عصبی جدا می شود .

 

بیماری نوزاد پودری  powdering brood

 

این بیماری فقط لاروها را مبتلا می کند . عامل آن باکتريی به نام باسیلوس پولویفاسینس است که گرم مثبت بوده واسپور تولید می کند .

 

رنگ لاروهای بیمار از سفید به قهوه ای تغییر پیدا می کند و وقتی به آنان دست بزنيم ، از هم مي پاشند .

 

بیماری در ظاهر شبیه لوک آمریکایی می باشد ؛ ولی نسبت به آن ، بیماری زایی کمی دارد .

 

بیماری سپتی سمی  ( Septicemia )

 

این بیماری مخصوص زنبورهاي بالغ می باشد . عامل آن ، باکتری سودوموناس آپی سپتیک   می باشد که یک باکتری گرم منفی و فاقد اسپور است .

 

باکتری از طریق تراشه ها و سوراخ های تنفسی به بدن زنبورها راه مي يابد .

 

علایم :

 

افتادن زواید بدن زنبور مثل بال و دست و پا از جمله علايم اين بيماري می باشد . به همین دلیل ، زنبورهاي مبتلا به حالت در خزیدن ،  جلوی کندو دیده می شوند .

 

برای تشخیص قطعی ، نمونه ي تهیه  شده را در آزمايشگاه روی محیط  ژلوز خون دار کشت می دهند .

 

بیماری نوزاد گچی  ( Chalk  Brood )

 

این بیماری نيز مخصوص نوزادان می باشد . عامل آن قارچی به نام آسکوفراآپیس apis  Ascosphaera  است . که هم هاگ آن وهم میسیلیوم آن ، بیماری زاست .

 

این قارچ بیشتر در شرایط آب و هوایی سرد و مرطوب رشد کرده و در ایران اين بيماري بیشتر در شمال کشور دیده می شود . لاروها بیشترین حساسیت را نسبت به عامل ، در سن 3 تا 4 روزگی لاروی دارند .

 

عوامل مستعد کننده ي ابتلا به بیماری :

 

1-      افت ناگهانی درجه ي حرارت و افزایش رطوبت داخل کندو.

 

2-      مصرف بی رویه ي آنتی بیوتیک ها که موجب از بین رفتن میکروفلور روده می شود .

 

3-      استفاده ي مستمر از تله ي گرده که تهویه را مختل کرده ، رطوبت داخل کندو را بالا می برد .

 

4-      مدیریت نا مناسب زنبورستان

 

5-      حضور عامل بیماری زا دركلوني

 

علایم

 

علایم بیماری شامل تغییر ظاهری در شکل و رنگ لارو و دیده شدن لارو مرده هم در حجره هاي در باز و هم در حجره هاي در بسته است . ولی عمدتاً مرگ لاروها دو روز پس از بسته شدن در حجره ؛ یعنی درست در زمان آخر پیش شفیرگی و اول شفیرگی رخ مي دهد .

 

تشخیص

 

برای تأیید تشخیص ، نمونه ي تهیه شده از لارو مبتلا را کشت می دهند .

 

پیش گیری و درمان

 

بهترین راه پیش گیری ، رعایت بهداشت زنبورستان و قوی نگه داشتن جمعیت کلونی هاست . کار دیگری که می توان انجام داد ، ضدعفونی كردن با زاج سبز یا کات کبود است .

+ نوشته شده توسط زنبوردار در یکشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:34 |

مایت واروا
بیماری واروا (Varroasis) یکی از بیماریهای خطرناک زنبوران عسل می باشد که به وسیله مایتی به نام واروا جاکوبسونی (Varroa Jacobsoni ) ایجاد می شود . این مایتها انگل لارو ، شفیره و زنبوران بالغ می باشند و به همین دلیل خطر زیادی برای صنعت زنبورداری محسوب می شوند . مایتهای واروا ، انگلهای خارجی زنبوران عسل هستند و با چشم قابل رؤیت اند . آنها داخل سلولهای نسل ، و روی بدن زنبورعسل یافت می شوند .
    
 در هر دو صورت ، آنها از طریق دیوارة بدن از همولنف (خون) زنبور تغذیه می کنند . در صورت آلودگی شدید ، نسل به درستی تکامل نمی یابد و ممکن است همانند زنبوران بالغ کاملاً طبیعی باشند ولی نقص عضو داشته باشند و آن تعداد از زنبوران که نقص عضو نشان نمی دهند ، ضعیف بوده و عمر آنها تا حدود زیادی کاهش می یابد .


1
 
لاروهایی که کمتر گرفتار شده باشند ، تا اندازه ای طبیعی متولّد می گردند ، ولی لاروهایی که تعداد مایتهایشان زیاد باشد ( مثلاً تا 20 عدد ) رشدشان دچار اختلالاتی می گردد . پس ازتولّد نیز اغلب نقص عضو نشان می دهند . مایتهای واروا جمعیّت را مضطرب و ناراحت می کنند. هرگاه تعدادشان خیلی زیاد باشد آنها را در دیواره های داخل کندو ، روی قابها و سوراخ پرواز می توان دید . زنبوردار زمانی متوجّة این انگل می شود که 25 درصد زنبورها آلوده شده اند . هرگاه مبارزة جدّی بر ضدّش صورت نپذیرد جمعیّت به زودی نابود خواهد گشت . از شیوع این بیماری تا از بین رفتن جمعیّت 3 تا 5 سال بیشتر طول نمی کشد که در این سالها هم معمولاً با کمبود تولید عسل و غیره مواجه هستیم .
عامل
عامل این بیماری مایتی است به نام واروا ( Varroa ) که روی بدن زنبورعسل زندگی می کند ولی رشدش در داخل سلولهای سر بسته کارگران و به ویژه سلولهای سر بسته نرها انجام می پذیرد . این مایتها سلولهای نر را برای تخمگذاری ترجیح می دهد چون مدّت سرپوشیدگی سلولهای آن بیشتر است و قادر است در داخل آن 2 نسل تولید نماید . مایتهای مادّه 4 تا 13 روزه موجود درکلنی زنبورعسل ، کمی قبل از بسته شدن درب حجره های نوزاد وارد آنها می شوند . مایتها وارد حجره های لاروی 5 تا 5/5 روز کارگر و 5 تا 7 روز نر می گردند عامل جذب مایتها به حجره های لاروی ، دی اکسید کربن و فرمونهایی است که به وسیله زنبور تولید می شود . در هر سلول 1 تا 8 مایت مادّه وارد و با لارو زنبور عسل زندگی می کند در آنجا هر کدامشان 3 تا 5 و به روایتی حتّی 37 تخم می گذارند . با باز شدن سر سلولهای مومی به وسیلة زنبور آنها نیز سلولها را ترک گفته روی سطح شانها پخش و به داخل سلولهای نر دیگر برای تخمگذاری بعدی نفوذ می نمایند . مایت قبل از اقدام به تخمگذاری باید از همولنف ( خون ) نوزاد زنبور تغذیه کند تا پروتئین لازم برای رشد تخمها در بدن خود را فراهم نماید .   
2
نحوه انتشار 
انتشار مایت بیشتر به طریق زیر صورت می گیرد : 
1- حمل و نقل کندوها از نقطه ای به نقطه دیگر ( کوچ ) .
2- ورود تصادفی زنبورهای کارگر آلوده و یا زنبورهای نر آلوده به کندوهای سالم .
3- بچه کندوهایی که از کندو به نقاط دور دست کوچ می کنند .
4- خرید و فروش کلنیهای آلوده زنبورعسل و انتقال آن بین زنبورداران . 
5- خرید و فروش ملکه زنبورعسل به همراه کارگر های همراه . 
انتشار مایت واروا خیلی سریع صورت می گیرد بطوریکه در صورت مهاجرت ندادن کندوها در سال او تا شعاع 3 کیلومتر و در سال دوم تا شعاع 6 کیلومتری کندوی آلوده و گرفتار این بیماری ، منتشر می گردند که این خود معادل سطحی به وسعت 100 کلیومتر مربع می باشد . 
نحوه خسارت 
مایت واروا در تمام مراحل زندگی خود از همولنف ( خون ) لاروها ، شفیره ها و زنبورداران بالغ تغذیه می نماید . آلودگی کندو به مایت واروا باعث کاهش وزن زنبور ، تغییر شکل و یا از بین رفتن اندامها و گاهی هم مرگ نوزادان می گردد . زنبوران نه تنها از طریق دست دادن خون بدن خود صدمه می بینند بلکه از محل تغذیه انگل ، انواع عوامل بیماری زا خصوصاً ویروسها ممکن است وارد بدن زنبورگردد. ویروس فلج حاد (Acute – bee paralysis virus ) ازجمله ویروسهایی است که توسط مایت واروا وارد بدن زنبور می گردد . در کندوهای آلوده به این ویروس ، تعداد زیادی زنبور در جلوی کندو روی زمین می خزند . جمعیّت مایت واروا در یک کندو بستگی به رشد کلنی و شرایط اقلیمی دارد . تعداد مایتها در بهار کم و در تابستان به تدریج با افزایش جمعیّت و تولید مثل کندو ، بر جمعیّت آنها اضافه می شود به طوریکه در پائیز به حداکثر خود می رسد در تابستان اکثر مایتها در حجرات نوزادان جوان و پرستار به سر می برند ولی در پاییز آنها را روی بدن زنبوران مسن تر می توان یافت . در اوّلین سال آلودگی اغلب بین 1 تا 10 مایت در یک کندو موجود می باشد در سال دوم این تعداد به 100 و در سال سوم به بیش از 1000 مایت می رسد . در چهارمین سال آلودگی به علّت ازدیاد جمعیّت مایت در کندوها ، چند مایت مادّه ممکن است وارد یک حجره شوند و نوزاد زنبور را آلوده نمایند. در آلودگی شدید ، تعداد مایتها در یک کندو و زنبورعسل از000/10عدد هم تجاوز می نماید . 
طرز تشخیص 
مادّه ها به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز و نرها به رنگ روشن یا خاکستری روشن است . تعداد مایتهای ماده به رنگ قرمز ، بسیار بیشتر از مایتهای نر است .

3
1- مایتهای مادّه بالغ بیضی شکل به طول 1/1 تا 2/1 میلیمتر و پهنای 5/1 تا 7/1 میلیمتر و به رنگ قرمز است و با چشم هم می توان آنها را به
راحتی مشاهده کرد .
 
2- خارج نمودن لاروها یا شفیره ها به خصوص لارو یا شفیره های نر و مشاهده مایت روی آنها . 
3- در بسیاری از مواقع زنبورها به دلیل فرار از آلودگی ، به صورت گروهی کندو را ترک گفته و همانند زمان بچه دادن روی یک شاخه به صورت خوشه جمع می گردند و این در صورتی است که درون کندو تخم ، لارو و شفیره به همراه عسل و گرده هم وجود دارد .
4- وجود زنبوران بدون بال یا با بالهای ناقص .   
    
  5- مشاهدة مایت روی قفسه سینه و شکم زنبور عسل .
 
4
معالجه
 1- نوار بای وارول
    
این دارو به صورت نوار تقریباً سفید رنگ بوده و هر نوار حاوی 6/3 میلیگرم فلومترین است . در کندوهای با 10 قاب جمعیت 4 نوار را به صورت مساوی بین قابها تقسیم و آویزان کنید و در صورتیکه جمعیّت کندو ها کمتر باشد می توان از نوارهای کمتری استفاده نمود . فعالیّت و حرکت زنبورها در داخل کندو باعث می گردد که بدن آنها با نوار تماس یافته و آغشته شود . حرکت و جابجایی و برخورد زنبورها با یکدیگر نیز باعث پخش تدریجی دارو می گردد . بدین طریق دارو روی دستگاه عصبی مایت اثر می کند که ابتدا مایت را فلج و سپس از بین می برد . بهترین زمان برای مصرف نوار بای وارول در بهار قبل از شروع فعالیّت و تولید عسل یا پائیز بعد از جمع آوری عسل می باشد زیرا در آن زمان عسلی جهت مصارف انسانی وجود ندارد و تعداد نوزادان در کندو بسیار کم می باشد و دارو بهترین اثر بخشی را دارد . این نوار نباید بیش از 6 هفته در کندو وجود داشته باشد زیرا در هفته های پایانی خاصیّت این دارو کم شده و تعداد بسیار کمی از مایتهای متولّد شده ، نسبت به این بیماری چون خاصیّت دارو کم است مقاوم می شوند و درسالهای بعد این داروها تأثیری در از بین بردن این مایتها ندارد . بعد از 6 هفته این نوار را از کندو خارج نمایید . این دارو ساخت بایر لورکوزن آلمان است . دارو را در جای خشک و خنک نگهداری کنید .
2 – نوار آپیستان
    

5
این دارو به صورت نوار قهوه ای رنگ می باشد و هر نوار حاوی 10 درصد ماده تئوفلووالینات می باشد . در کندوهای با 10 قاب جمعیّت 2 نوار را به صورت مساوی بین قابهای 3 و 4 و یکی هم بین قابهای 7 و 8 قرار دهید . بقّیه توضیحات این نوار همانند نوار بای وارول است . این نوار ساخت دالاس آمریکا می باشد . دارو را در جای خشک و خنک نگهداری کنید . 
    
3 – ژل آپی گارد 
    
این دارو به صورت ژل تقریباً سفید رنگ می باشد و در بسته های 50 گرمی آلومینیومی قرار دارد . مادة مؤثّر این دارو 25 درصد تیمول می باشد . تیمول ، فنُل حاصل از روغن آویشن و سایر روغنهای فرّار است که بطور مصنوعی نیز ساخته می شود این روغن طبیعی در مجاورت هوا متصاعد شده و مایت را از بین می برد . این دارو نه تنها مایت واروا ، بلکه مایت درونی زنبور عسل را به نام مایت آکاراپیس وودی ( مایت آکارین ) را نیز از می برد ، بلکه رفتار بهداشتی زنبورها را تحریک کرده ، به گونه ای که آنها لاروهای آلوده را از کندو خارج می نمایند . برای هر کندو یک صفحه 10× 10 گرفته برای این منظور از خود ظرف آپی گارد هم می توان استفاده کرد . به مقدار 25 گرم ژل را روی آن بمالید . درب کندو را برداشته و آن را روی قابها قرار دهید به گونه ای که سطح آغشته به ژل به طرف بالا باشد .
 
6
پس از یک هفته مجدداً 25 گرم ژل آپی گارد را روی صفحه قرار دهید . کندوهای دو طبقه به 50 گرم دارو در هر بار درمان نیاز دارند که باید به صورت 2 درمان 25 گرمی و به فاصله یک روز انجام گیرد و بعد از یک هفته مجدداً به همین شیوه تکرار شود . آپی گارد را نباید بیش از 6 هفته در کندو نگهداری کرد . این دارو را در دمای زیر 15 درجه سانتی گراد و بالای 25 درجه سانتی گراد استفاده نکنید . دمای بالای 25 درجه سانتی گراد موجب تبخیر بیش از حدّ دارو و در نتیجه فرار زنبورها به صورت گروهی از کندو می شود . این دارو ساخت کشور انگلستان است . دارو را در دمای معمولی اتاق نگهداری کنید . 
4- اسید فرمیک 85% صنعتی
ظروف بستنی یکبار مصرف را گرفته درون آن یک تنظیف ( پارچه یا دستمال کاغذی ) قرار داده تا سرعت تبخیر دارو را کنترول کند سپس به مقدار 30 – 25 سی سی اسید فرمیک 85% صنعتی را درون ظرف ریخته و ظرف را در روی قابها قرار دهید . این اسید به مرور زمان تبخیر شده و مایتها را از بین می برد . 3 دفعه برای مبارزه با این بیماری کافیست و فاصله بین هر درمان یکهفته می باشد . مقدار مصرف این دارو 30 – 25 سی سی اسیدفرمیک به ازای هر کندو در فصول گرم سال است . درجه حرارت مناسب برای استفاده از این دارو 15 درجه سانتیگراد می باشد . معمولاً در اردیبهشت و شهریور درجه حرارت 15 درجه سانتیگراد است و اگر در کلنی 4 تا 5 قاب تخم سرپوشیده وجود داشته باشد می توان از این دارو استفاده کرد . در زمان تولید شهد مصرف این دارو بلا مانع است . اسید فرمیک یک داروی دو منظوره است و علاوه بر مایت واروا ، مایت آکارین را نیز از بین می برد . دقّت شود مجرای تهویه درب کندو در عقب دریچه پرواز ( هواکشها ) به صورت کامل باز بوده و یا با بره موم مسدود نشده باشد .  
5 - قرص آپی لایف وار
    
این دارو به رنگ سبز تیره و در بسته های زرد رنگ 4 لایه آلومینیومی پلی تن حاوی دو قرص تصعید شونده 11 گرمی می باشد . و برای پیشگیری و درمان مایت وارا و مایت تراشه ای استفاده می شود .

7
ترکیبات این دارو در 100 گرم : 
Thymol crystal 74/8g
Eucalyptus oil 16/00g
Camphor crystals 3/70g
Menthol crystals 3/70g
این دارو 7 تا10روز در درون کندوی زنبورعسل به تدریج تصعید می شود . مصرف این داروهیچگونه باقیمانده ای در عسل باقی نمی گذارد و برخلاف نوارهای آغشته به سم مورد مصرف در کشور ، هیچگونه خطر زیست محیطی برای طبیعت و سلامت زنبورداران ندارد . این داروی بیولوژیک هم اکنون درکشورهای اتحادیه اروپا وآمریکا به ثبت رسیده ومصرف می شود . استفاده ازاین دارو به صورتotcمی باشد و هیچگونه نیازی به نسخه دامپزشک ندارد . مایت با استنشاق گاز حاصل از این قرص به سرعت خفه شده و از روی بدن زنبور می افتد .
 برای هر کندو یک قرص را به 4 قسمت تقسیم نموده و به مدت 7 تا 10 روز ( تا تصعید کامل قرص ) بر روی چهار گوشه قابهای کندو قرار داده شود و بسته به آلودگی کندو در منطقه ، این کار حداقل یکبار تکرار می شود ( در هر دوره درمان بهاره و پاییزه پس از برداشت عسل ).
 
پس از درمان باقیمانده قرصها از کندو برداشته و معدوم شود . دُز درمان بستگی به جمعیّت کندو دارد . این دارو را نباید همزمان با سایر داروهای رایج استفاده کرد . در هنگام مصرف نباید عسل در کندو موجود باشد ، ترجیحاً در حرارت بین 18 تا 35 درجه سانتی گراد و صبح زود یا غروب استفاده شود . از استنشاق ، بلعیدن و تماس پوست و چشم با قرص اجتناب شود . قرص با دستکش در کندو قرار داده شود . در صورتیکه دمای خارج از کندو بالای 25 درجه سانتی گراد باشد ، زنبوردار باید یک روز قبل از درمان یک قسمت از قرص را در تمام کندو قرار داده و روز بعد درمان را با دُز کامل انجام دهد . درمان مطلقاً در دمای 18 درجه سانتیگراد انجام نپذیرد . درمان باید درکلیه کندوها و بطور همزمان انجام پذیرد . از مقدار پیشنهاد شده بیشتر مصرف نشود . در جای خشک و خنک و به دور از نور مستقیم آفتاب نگهداری شود . تاریخ انقضا صرفاً برای قرصهای بسته بندی شده و باز نشده صدق می کند . 

8
این دارو ساخت کشور ایتالیا می باشد و شرکت سازنده اش chemicals life sri در شهر vigonza در شمال شرق ایتالیا می باشد . تولیدات این شرکت مطابق با اصول gmt اتحادیه اروپا بوده و تمامی محصولاتش دارای گواهی free sale از وزارت بهداشت ، وزارت کشاورزی و اداره دامپزشکی ایتالیا می باشد . این دارو هم اکنون در غالب کشورهای اتحادیه اروپا ، آمریکا و بیش از 30 کشور جهان از جمله ایران مورد استفاده قرار می گیرد .  
6 – نوارآپی وار
 
این دارو به صورت نوارهای پلاستیکی بوده و جهت کنترول مایت واروا در زنبورعسل تهیه شده است . تعداد 10 نوار درون هر پاکت موجود می باشد . هر نوار 500 میلیگرم آمیتراز دارد . نوارهای آپی وار را در بهار داخل کندوها قرار دهید ، قبل از اینکه عسل جریان پیدا کند . در موقع شدّت جریان عسل نوارها را در کندو قرار ندهید . اگر آلودگی با مایت بسیار زیاد است می توانید در پاییز زمانیکه همة عسلها برداشت شده اند از این نوارها استفاده کنید . برای هر کندو 2 نوار آپی وار استفاده کنید . مثلاً می توانید بین قاب سوم و چهارم یک نوار قرار دهید و نوار دیگر را در بین قابهای هفتم و هشتم قرار داد .
 
 

9
  نوارهای آپی وار طوری در بین قابهای کندو معلّق قرار می گیرند که زنبورها می توانند به راحتی در دو طرف نوارها حرکت کنند . نوارها باید برای مدت 6 هفته در کندو باقی بمانند . مصرف بیش از حدّ آپی وار ممکن است در مایتها ایجاد پایداری نماید . برای پیشگیری از ایجاد مقاومت در مایت بعد از این مدّت نوارها را از کندو بیرون آورید . در موقع برداشت عسل نوارها را در کندو باقی نگذارید . تاریخ انقضاء این دارو 18 ماه پس از تولید است . نوارها را در بسته بندی اصلی و باز نشده و دور از موادغذائی نگهداری کنید . از استنشاق بوی نوارها هنگامیکه آن را باز می کنید خودداری نمائید . از تماس آن با دست خودداری نموده و از دستکش استفاده نمائید . در دمای اتاق و دور از نور مستقیم خورشید و سایر مواد سمّی که ممکن است روی نوارها تأثیر گذارد ، نگهداری شود . پس از مصرف اگرشرایط اجازه می دهد به خصوص باتوجه به جهت وزش باد ، نوارهای استفاده شده را بسوزانید . درغیراین صورت آنها را در زمین مناسب و خشکی با پاکتهای خالی آن را دفن کنید . از آلوده شدن هر نوع منابع آبی با این نوار و پاکت خالی آن جلوگیری نمائید . 
آپی وار محصول و نام تجاری ثبت شده توسط شرکت veto – pharma است این شرکت یک شرکت چند ملیّتی بوده و مرکز آن در کشور انگلستان می باشد و تحت عنوان داروی دامی مورد آزمایش و تأیید قرار گرفته است . شرکت کشاورزی داس نماینده انحصاری veto - pharma در ایران است .   
نوزما Nosema

بدترین و ناراحت کننده ترین بیماری نقاط مرطوب ( مثل شمال ایران ) است . در نقاط مرطوب نه تنها کندوها ، بلکه زنبورستانها را ضعیف و بی محصول کرده و در حالت شدّت همه آنها را از بین می برد . نوزما بسیار مسری بوده و فصل شدّت این بیماری بیشتر در اواخر زمستان و اوایل بهار یعنی فروردین و اردیبهشت ماه است . 
عامل
    
 عامل بیماری پروتوزوآیی است به نام نوزما آپیس ( Nosema apis ) که منحصراً در داخل سلولهای جدار معده گوارش زنبورعسل 
10
کامل رشد می کند و در داخل سیتوپلاسم تکثیر پیدا کرده و در حرارت 30 درجه سانتیگراد پس از 5 روز تولید کیست می کند . در آلودگی شدید حدود 30 تا 50 میلیون کیست در معده یک زنبور وجود دارد . این تاژک قادر به سوراخ کردن سلولهای پوشش و نفوذ به داخل سلولهای دستگاه گوارش زنبورعسل است.این بیماری در معده زنبورعسل زندگی می کند . 
آلودگی سبب ایجاد تغییراتی در سلولهای اپی تلیال معده و اختلال در مراحل گوارش می شود که در نتیجه منجر به سوء تغذیه و مرگ زودرس حشره میزبان می شود . همچنین غددشیری زنبوران کارگر آلوده کوچک شده و دچار تغییرات ساختمانی می گردد . این تغییرات سبب کاهش تولید ژله رویال می شود که ضعیف شدن قابل توجه جمعیتّهای زمستانی را به دنبال دارد . زنبوران آلوده عمرشان کوتاه شده و نصف زنبوران سالم عمر می کنند . زنبورهای آلوده مقدار کمتری اسیدآمینه در خون خود دارند .
علائم
    
1- وجود لکّه های اسهالی به صورت خطی بر روی تخته پرواز و قابها .
2- زنبورآلوده بیش از چند متر نمی تواند پروازکند برخی از آنها از کندو خارج شده و روی زمین می خزند .
3- زنبورانی که به شدّت دچار بیماری شده اند ، ضعیف شدن جمعیّت و عدم آرامش زنبوران را به همراه دارد .
4- از دست دادن قدرت نیش زدن .
5- زنبوران آلوده در اطراف کندو به پشت افتاده و شکم آنها به دلیل پر بودن از مدفوع بزرگتر از زنبوران سالم است .
6- تخمدانهای ملکة آلوده تحلیل رفته و سبب توقّف ناگهانی تخمریزی می شود که نتیجه آن ضعیف شدن کلنی است .
7- کاهش وزن بدن زنبوران عسل آلوده .
8- حالت اسهال به خاطر جمع شدن زیاد از حدّ آب . 
9- با دو انگشت یک دست سینة زنبور را گرفته و با دو انگشت دست دیگر شکمش را بکشیم بطوریکه روده هایش در اثر کشیدن از بدن خارج گردد ، رنگ قهوه ای یا کمی قرمز رنگ روده ها دلیل سلامتی آنها بوده و رنگ سفید شیری آنها دلیل مبتلا بودنشان است .
10- کاهش رشد بهاره .
11- باز شدن بالها .
12- جایگزینی زود هنگام ملکه .
11
نحوه انتشار
1- عسل آلوده .
2- آب آلوده .
3 – غارتگری . 
4- خرید و فروش کندهای آلوده و ملکه . 
5- غذای آلوده از زنبوری به زنبور دیگر .
6- نقل و انتقال شانها بین کندوها .
7- مدفوع زنبوران بیمار .
درمان 
در صورت کم بودن بیماری ، از داروی فوماژیلین ( فومیدیل بی ) استفاده می شود این دارو به صورت پودر زرد رنگ می باشد . که می بایست در 2 لیتر آب ولرم مخلوط کرده و این دو لیتر را به حجم رسانیده و جهت تغذیه 30 کلنی به صورت شربت استفاده می کنیم .  
هرکلنی می بایست 3 بار تغذیه شود و هر تغذیه باید به فاصله 3 روز از تغذیه قبلی انجام گیرد . بهترین زمان برای پیشگیری پائیز و درمان اوایل بهار است . در صورت آلودگی شدید می بایست یک کندوی جدید تمیز را انتخاب نموده و قابهای سالم را در آن قرار داده و در جای قبلی کندوی آلوده قرار داد و فقط ملکه کندوی آلوده را در کندوی جدید قرار داد سپس کندوی آلوده را به 200 متر دور از زنبورستان برد و زنبوران را روی زمین می تکانیم ، پس از تکاندن زنبوران ، قابها را درون کندو گذاشته و درب و دریچه پرواز را می بندیم ، و قابهای کندو را جهت ضدعفونی به محل دیگر منتقل می کنیم و زنبوران سالم به محل قبلی خود که ملکه اشان در کندوی سالم تنها است، بر می گردند و زنبوران بیمار قادر نیستند بر اثر بیماری پرواز کنند ، در همانجا می مانند و می میرند و بدین طریق بیماری مهار می شود . این دارو باید در یخچال نگهداری شود این دارو ساخت ایران است .
لوک آمریکایی 
 
12
عامل این بیماری در سال 1904 توسط یک آمریکایی به نام Weith کشف شد . اسپور آن بسیاری مقاوم است و سالها می تواند بدون فعالیّت زنده مانده و به محض مساعد شدن محیط ، فعالیّت و تکثیر را از سر بگیرند . داخل بدن هر لارو مرده می تواند تا 5/2 میلیارد اسپور وجود داشته باشد . اسپورها پس از ورود به دستگاه گوارش لارو در معده گوارش پس از حدود یک روز جوانه می زنند ، سپس از راه دیوارة معده به داخل هموسل نفوذکرده ودرآنجا تکثیر می یابند . این بیماری در مدّت کوتاهی تمام سلولهای بدن لارو زنبور عسل را فرا گرفته آن را از بین می برند عامل بیماری پس از کشتن لارو زنبور عسل به صورت اسپور در می آید تا به نحوی وارد لارو سالم زنبورعسل دیگر شود . 
علائم 
1- لاروها پس از بسته شدن در سلول از بین می روند .
 2- لاروهای آلوده علاوه بر تغییر رنگ از سفید صدفی به قهوه ایی به جای آنکه حالت خمیده داشته باشند قبل از مرگ به حالت کشیده در ته سلول قرار می گیرند .
    
3- در مومی سلول گود می شود و پس از مدّتی میان آن سوراخ می گردد . در این حالت لارو بطور کلّی از بین رفته به صورت چسب غلیظی در کف سلول باقی می ماند . چنانچه کبریتی وارد محتویات سلول نموده خارج کنیم کاملاً کش می آید .
 
13
4- با باز کردن درب کندو بویی شبیه به بوی گندیدگی ماهی به مشام می رسد .   
راههای انتشار 
1- تعویض قابها از کندوی آلوده به کندوی سالم .
2- لوازم زنبورداری آلوده .
3- تغذیه زنبوران با عسل آلوده .
4- تبادل غذا بین اعضای کلنی .
5- غارتگری کندوها .
6- ورود اشتباهی یا اتّفاقی زنبوران آلوده به کلنیهای سالم .
7- گرفتن بچه طبیعی یا مصنوعی از کلنیهای بیمار . 
8- خرید و فروش زنبوران آلوده .
9- زنبوران نر کلنیهای آلوده که آزادانه داخل هر کندو می روند . 
درمان داروی اکسی تتراسیکلین ( ترامایسین )
این دارو به صورت پودر زرد رنگ می باشد . 5/0 تا 1 گرم از مادّة مؤثّر را به ازای هر کندو به شربت اضافه نموده و به زنبورها می دهیم . تکرارشربت دهی بااین دارو4روزپس ازاوّلین تغذیه است. زمان مصرف این دارو دو نوبت در سال یکی در پائیز و دیگری در اوائل بهاراست. 
لوک اروپایی 
 
این بیماری که موجب مرگ و میر لاروهای جوان 4 تا 5 روزه زنبورعسل می شود انتشار جهانی داشته ولی در اکثر نقاط اهمیّت آن کمتر از 
14
لوک آمریکایی است و آنرا به عنوان یک بیماری جدّی تلقی نمی کنند . برخلاف لوک آمریکایی که فصل معیّنی از نظر آلودگی ندارد لوک اروپایی معمولاً در اواخر دوره زمستان گذرانی یعنی اوایل بهار ظاهر و با جریان شهد در طبیعت شدّت آلودگی آن کاهش می یابد .
عامل 
این بیماری توسط یک گونه باکتری به نام Melissococcue pluton ایجاد می شود ولی باکتریهای دیگری از جمله Bacillus alvei وBacterium Eurydice نیز در نمونه ای لارو بیمار شناخته شده اند که احتمالاً به عنوان عامل ثانویه موجب شدت بیماری و مرگ لاروها می شوند . این باکتری به وسیلة زنبورهای پرستار ، همراه غذای آلوده به لاروهای جوان ( با عمر کمتر از 48 ساعت ) خورانده شده و وارد معده گوارش آنها می گردد در معده گوارش پس از استقرار شروع به تکثیر می نماید .
این باکتری ماده سمّی خاص که موجب کشته شدن لاروشده ازخود ترشح نمی کند ( برخلاف لوک آمریکایی ) بلکه به واسطة تغذیه شدید
از مواد غذایی موجود درمعده لارو و حمله به بافت پوشش روده ، به تدریج موجب ضعف آن شده و از تکمیل سیکل زندگی طبیعی لارو جلوگیری به عمل می آورد و باعث مرگ لارو می گردد . 
 علائم 
1- لوک اروپایی باعث مرگ لاروهای جوان می شود .
2- لارو به حالت حلقه ای درکف سلول قرار دارد .
3- لاروهای آلوده از رنگ سفید به تدریج تغییررنگ داده و به رنگ زرد و سپس قهوه ای در می آیند در این هنگام سیستم تنفس آن را به روشنی می توان دید و نهایتاً بدن لارو متلاشی شده و بقایای آن به صورت مایعی در کف سلولها قرار می گیرد . در این حالت از آلودگی ، اگر چوب کبریت را در سلول فرو برده و پس از به هم زدن بقایای لارو مرده ، به بیرون بکشیم ، بر خلاف لوک آمریکایی حالت لزج نداشته و به شکل نخ به دنبال چوب کبریت کشیده نمی شود . 
4- سرپوش سلولهای مرطوب کمی فرو رفته و تیره به نظر می رسد این گونه سلولها که حاوی لارو مرده هستند اغلب دارای سوراخی در وسط سرپوش می باشند . 
راههای انتشار 
1- تعویض قابها از کندوی آلوده به کندوی سالم .
2- لوازم زنبورداری آلوده .
3- تغذیه زنبورداران از عسل آلوده .
4- تبادل غذا بین اعضای کلنی .
5- غارتگری کندوها .
15
6- ورود اشتباهی و اتّفاقی زنبورهای آلوده به کلنیهای سالم .
7- گرفتن بچه طبیعی یا مصنوعی از کلنیهای بیمار .
8- خرید و فروش زنبور آلوده .
9- زنبوران نر آلوده که آزادانه داخل هر کندو می روند . 
درمان اکسی تتراسیکلین ( ترامایسین )   
1- این دارو به صورت پودر زرد رنگ می باشد 5/0 تا 1 گرم از مادة مؤثّر را به ازای هر کندو به شربت اضافه نموده و به زنبورها می دهیم . تکرار شربت دهی با این دارو 4 روز پس از اوّلین تغذیه است .   
زمان مصرف این دارو دو نوبت در سال یکی در پائیز و دیگری در اوائل بهار است .  
مایت آکاراپیس وودی (Acarapis woodi) ( مایت آکارین )
 
این مایت را نمی توان با چشم دید . از نظر اندازه طول مایت مادّه 150 تا 180 میکرون و در مایت نر 70 تا 80 میکرون است . این مایت به رنگ زرد روشن یا بی رنگ می باشد . این مایت انگل زنبوران کارگر ، ملکه و نرها در مرحله حشره کامل می باشد . مایت آکارین سیکل زندگی خود را در داخل لوله های تنفسی زنبور خصوصاً در لوله تنفسی اول و دوم قفسه سینه می گذرانند . مایتهای مادّه در داخل لوله های تنفسی بین 5 تا 7 تخم می گذارند که اوّلین تخم آن نر می باشد .



16
    
تمام دوره رشد مایت شامل تخم ، لارو و مایتهای کامل نر و مادّه را در یک زمان و در یک لوله تنفسی زنبور می توان دید . مایت در تمام طول سال در حال فعالیّت و تکثیر می باشد . طول عمر مایت 30 تا 40 روز گزارش شده زمانیکه جمعیّت کم است در تراشه های اوّلین سوراخ تنفس سینة زنبورعسل دیده می شود‌ ( در بند دوم قفسه سینه ) . ولی در اثر افزایش جمعیّت واردتراشه های بعدی قفسه سینه وحتّی کیسه های هوایی سر نیز می شوند . 
    
زمانیکه مایت مادّه جفت گیری کرد از لوله های تراشه ای زنبور بیرون می آید و به طرف موهای سینه ای حرکت و ازآنها بالا رفته و با یک یا دو پای عقب خود به آن می چسبد این مایت درصورت تماس با زنبور دیگر با دو پای جلو به موهای آن زنبور منتقل می شود سپس مایت در وهلة اول توسط ارتعاشات بال به قسمت قفسة سینه و بعداً به هوایی که از سوراخ تنفس خارج می شود جلب شده و وارد سوراخ تنفس می شود این مایت پس از 3 تا 4 روز شروع به تخمگذاری می کند . این مایتها فقط به این طریق منتقل می شوند و از طریق شان یا کلنها منتقل نمی شوند . 
علائم   
17
وقتی زنبور عسل مورد حمله مایت قرار می گیرد هیچگونه علائم مرفولوژیکی خارجی از زنبور عسل بوجود نمی آورد ولی درداخل لوله های تنفسی زنبوران آلوده لکه های تیره پراکنده ای دیده می شود . زنبوران آلوده زودتر از زنبوران سالم می میرند . درصورتیکه کلنی به شدّت آلوده باشد اغلب زنبوران آن زودتر از موقع مرده و کلنی نخواهد توانست با تولید افراد جدید ، تلفات را جبران نماید . لذا این کلنیها بیشتر در معرض تلف شدن در زمستان هستند . 
روشهای بهداشتی 
چون نوزادان زنبور عسل به مایت آلوده نمی شوند می توان آنها را در مواقعی که سر سلولهایشان بسته می شوند جدا نموده و یک کندوی جدید سالم با ملکه سالم تهیه کرد و یا نوزادان سالم را به کلنی دیگری که سالم است انتقال داد . 
راههای انتقال بیماری 
1- پرواز اشتباهی زنبوران .
2- غارتگری زنبوران .
3- ورود زنبوران نر آلوده به کندوهای سالم .
4- ملکه آلوده ( به خصوص هنگام معرفی ملکه جدید به کندو ) .
5- بچه نوزادان طبیعی و مصنوعی بیمار .
6- خرید و فروش زنبوران آلوده .
7- کوچ زنبوران . 
معالجه
 1- آپی گارد 2- اسید فرمیک صنعتی 85% 3- آپی لایف وار
بید موم خوار Wax mom
 
18
دو نوع بید وجود دارد .
بیدموم خوارکوچکAchroia grisella بیدموم خواربزرگGalleria mellonella بیدموم خوار از خطرناک ترین آفات موم به شمارمی آید . خود پروانه بید موم خوار خسارتی به بارنمی آورد بلکه لارو این حشره خسارات عمده به موم وارد می کند ودرصورت کمبود موم حتّی به لارو و شفیره زنبورعسل هم حمله می کند هیچ موجودی قادر به هضم و جذب موم زنبورعسل نیست غیر از بید موم خوار ، آن هم در حالت لاروی .
    
پروانه موم خوار چند ساعت پس ازجفتگیری شروع به تخمگذاری می نماید و بطور متوسط بین 300 تا 600 تخم می گذارد . این پروانه تخمهایش را در لابه لای شکاف کندو و قاب ، بین طبقه های کندو ، خارج یا داخل کندو ، و جاهایی تخمگذاری می کند که زنبوران عسل نتوانند به آن آسیب برساند . حشرة مادّه 4 تا 10 روز بعد از خارج شدن از پیله شروع به تخمگذاری می کند . تکامل تخم در دمای 29 تا 35 درجه به سرعت انجام می پذیرد ، سه تا پنج روز پس از تخمگذاری تخم تفریخ می شود . پس از پایان دوره جنینی ، تخمها باز شده و از آنها لاروهای کوچکی خارج می گردند . این لاروها بسیار فعّال می باشند و به سرعت در تمام کندو یا در انبار به سرعت در سراسر قابها پخش می شوند . معمولاً قابهایی مورد حمله قرار می گیرند که در آنها زنبور پرورش داده شده است . زیرا تغذیه لارو فقط از موم تنها نیست بلکه پوسته هایی را که زنبوران تکامل یافته در سلولها به جای گذارده بیشتر مورد استفاده قرارمی دهد . بید موم خوار برای اینکه خود را از زنبور مخفی نماید با زائده های دهان در داخل موم تونلهایی بوجود می آورد و از موم تغذیه می کند و از خود تارهایی به جای می گذارد که در آنها مدفوع لارو به صورت دانه های کروی شکل سیاه دیده می شود . بطور کلی این آفت تمام موم را از بین می برد ، بطوریکه دیگر چیزی باقی نمی گذارد . در برخی موارد مشاهده شده که حتّی قابها و کندوها که از چوب ساخته شده است را نیز از بین برده است . 
عوامل زمینه ساز خسارت
1- این آفت بیشتر به زنبورهایی صدمه می زند که جمعیّتشان کم است و تعداد قابها بیشتر از تعداد زنبورهای داخل کندو باشد . لذا در فصل زمستان می بایست قابهای اضافی را که خالی هستند را از کندو بیرون آورد تا زنبورها در قابهای دیگر فشرده شوند این کار هم به گرم شدن زنبوران در فصل سرما و هم به عدم راهیابی بید موم خوار به درون کندو کمک زیادی می کند . این آفت نمی تواند به جمعیتّهای قوی
19
 آسیب برساند .
2- کمبود مواد غذایی برای زنبورران عسل .
3- وجود بیماری در کلنی خصوصاً لوک .
4- از دست دادن ملکه .
 5- کاهش شدید جمعیت زنبوران کارگر .
    
استقرار و نحوه کندو ها در زمستان 
1- کندو ها را پشت به باد قرار دهید .
2- کندوها را بالاتراز سطح زمین قرار دهید ( برروی بلوک یا آجر ) تا در اثر باران و رطوبت کندوها نپوسند و زنبوران به بیماری ، بالاخص نوزما مبتلا نشوند .
3- کندوها در جای آفتابگیر قرار داشته باشند .
4- حدالمقدور سعی شود کندو ها درجای بادگیر قرار نداشته باشند .
5- تمام قابهای اضافی را از کندو خارج کرده و سعی کنید زنبورها فشرده شوند .
6- فضای خالی کندو را با یک گونی یا پارچه برزنت از فضایی که زنبوران قرار دارند جدا کنید و بدین طریق کندو را کوچک کنید . زیرا زنبوران فضای کوچک را زودتر گرم می کنند و عسل کمتری هم برای گرم کردن مصرف می نمایند و در نتیجه زمستان را بدون اینکه از سرما تلف شوند طی می کنند .
7- در زمستان بدون دلیل درب کندو را باز نکنید .
8- به محض اینکه زنبوران را تغذیه نمودید درب کندو را فوراً ببندید .
9- تغذیه را غروب انجام دهید تا غارتگری کمتری انجام گیرد .
20
10- برای تنگ کردن کندو به هیچ عنوان از پلاستیک (نایلون) استفاده ننمائید .
11- دریچه پرواز را درزمستان برای کندوهای ضعیف به اندازة ورود و خروج یک زنبور و برای کندوهای قوی به اندازة مناسب باز گذارید.
تغذیه زنبوران 
1- درون کندوها ظروف غذا خوری آویزان نمائید .
2- درون ظروف غذاخوری چوبهایی قرار دهید تا زنبوران درون ظرف غرق نشوند زیرا لاشه زنبوران غرق شده باعث آلوده نمودن ظرف و سپس آلوده شدن شربت و زنبوران می شود .
3- نسبت شکر به آب در این فصل حداقل2 به 1 است یعنی 2 قسمت شکر و 1 قسمت آب .
 4- آبی که برای شربت مصرف می نمائید باید ولرم باشد .
5- می توانید داروهای خوراکی را با شربت به زنبوران بدهید .

   
+ نوشته شده توسط زنبوردار در یکشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:29 |
کشور ایران با دارا بودن بیش از 5 میلیون کندوی مدرن و بومی ، 35/5 درصد کلنی های جهان را در اختیار دارد و رتبۀ نهم جهان را بعد از کشورهای چین ، ترکیه ، اتیوپی ، روسیه ، آرژانتین ، تانزانیا ، آمریکا و کنیا دارد. 35/5 درصد کلنی های جهان در ایران قرار دارد. متوسط تولید عسل در جهان 18 کیلوگرم است. این رقم در ایران 5/13 کیلوگرم است. مصرف سرانه عسل در جهان 200 گرم است. در آسیا 90 گرم و در ایران 573 گرم می باشد. در کشورهای اروپایی بیشتر از 1500 گرم و در آلمان و ژاپن 1800 گرم است.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 8:6 |
هیدک (1967) بطور موفقیت آمیزی مخلوطی از آرد سویا، مخمر آبجو خشک شده و شیر پس چرخ شده را با نسبت های یک، یک و سه آزمایش کرد. وقتی جایگزین از گرده طی یک دوره کوتاه به زنبورهای عسل تغذیه شد، ابتدای کلنی را تحریک کرد و بر تخریب آفت کش ها غلبه کرد. یک کیلوگرم از این جایگزین باید با دو لیتر شربت قند تلغیظ شده به منظور جذب زنبورها، مخلوط شود. شربت قتد با نسبت دو بخش شکر و یک بخضش آب داغ مخلوط شود. مقدار کمی زرده تخم مرغ را نیز می توان به آن اضافه کرد و مخلوط باید در گوشه ای ثابت برای مدت یک شب قرار گیرد. ثبات نهایی باید بصورت خمیری شکل در بالای قاب و ترجیحاً در ورقه ی مومی برای ممانعت از خشک شدن قرار گیرد. مکمل های گرده ممکن است مخلوطی از گرده ی جمع آوری شده و خشک شده و انواع مختلف شربت قند باشند. به هر حال ارزش تغذیه ای گرده (همچون غذای لاروی) با زمان و تحت شرایط انباری معین همان گونه که در بخش 8-3 گفته شد ممکن است از بین برود. .

+ نوشته شده توسط زنبوردار در شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 8:4 |
طرز گرفتن و نگهداری بچه های طبیعی
برای گرفتن بچه، یک کندوی سالم و خالی و بدون قاب و شان را زیر شاخه ای که بچه آویزان شده می گیرند. کندو را طوری زیرش نگاه می دارند که همه ی زنبورها داخل آن قرار گیرند، آن گاه با دست یک ضربه ی محکم به شاخه وارد می کنند تا همه ی زنبورها فقط با همان یک ضربه داخل آن برزیند. لازم نیست که به دنبال ملکه داخل کندو را جستجو کرد. بلکه بهتر است به سرعت سر کندو را گذاشته، حدود یک ساعت زیر همان درخت باقی بماند تا زنبورهایی که در اثر ضربه ی وارد شده به شاخه در هوا متفرق شده اند به داخل کندو بروند. پس از یک ساعت اگر ملکه داخل کندو باشد همه ی زنبورها در داخل کندو جمع خواهند شد و هرگاه در خارج کندو باشد، زنبورها در این مدت کندو را ترک کرده و در اطراف ملکه (مثلاً باز هم روی همان شاخی ی قبلی یا شاخه ای دیگر در نزدیکی آن) جمع می شوند که دوباره مثل بار اول با گرفتن کندوی خالی زیر بچه و وارد کردن ضربه ای محکم به شاخ ی درخت، آن ها را به داخل کندو می ریزند و یک ساعت دیگر کندو را زیر همان درخت می گذارند،آن گاه کندو را به محلی که قرار است همیشه در آن جا باشد برده و با سرعت یکی دو شان خالی بافته شده و چند عدد دیواره داخلش آویزان می کنند تا زنبورها مشغول بافتن آن گردند. بچه های طبیعی همیشه استعداد زیادی برای موم بافی دارند. زنبوردار می تواند از این استعداد استفاده کرده، پس از گرفتن شان، تعدادی دیواره داخل کندو آویزان کند تا زنبورها آن ها را ببافند. مدتی را که بچه ها استعداد موم بافی از خود نشان می دهند یک هفته ی اول پس از گرفتن شان می باشد.
بعضی از مواقع پس از ریختن بچه در داخل کندو و با وجودی که ملکه در داخل کندو به چشم دیده می شود، باز هم زنبورها  همراه ملکه، کندو را ترک و به اصطلاح فرار می کنند.
هرگاه چندین بار چنین اتفاقی افتاد با گذاشتن یک شان پر از لارو سرباز داخل کندو می توان آن ها را وادار به فعالیت کرد تا از فرار منصرف شوند و به این طریق آن ها را ترمز داد.
موضوع خیلی مهم دیگر آن که پس از گرفتن بچه های طبیعی در سه روز اول به هیچ وجه و تحت هیچ عنوانی نباید به آن عسل یا هر نوع شیرینی (مثلاً شربت یا خمیر شیرین) داد. زیرا زنبورها هنگام بچه دادن و قبل از خروج از کندو تمام عسل دانشان با عسل پر می کنند. این عسل برای تغذیه 3 روز آن ها کاملاً کافی است. در چنین وضعی زنبورها از عسل نفرت دارند. اگر در کندوی تازه اشان عسل گذاشته شود. اغلب آن مکان را ترک می کنند. این خطا متاسفانه تا امروز در ایران رایج است.
در آخر روز سومباید کمی عسل را با آب ولرم به نسبت یک کیلو عسل و یک لیتر آب مخلوط و در اختیارشان در داخل کندو گذاشت.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 8:1 |

فاطمه حلوایی

سرطان از آن دست بیماری هایی است که هر روز از بعد جدیدی به آن نگاه می شود و پژوهش های زیادی در خصوص آن در دست انجام است. در اکثر موارد نتایجی به دست آمده است که نشان از کارآمدی مواد طبیعی دارد. تا امروز شیمی درمانی پرکاربردترین تکنیک مقابله با این بیماری بوده است اما متأسفانه همین شیوه ی درمانی به سلول های سالم و ارگان های دیگر نیز آسیب می زند. به نظر می رسد بهترین شیوه ی مقابله با این بیماری پیشگیری باشد. می توان با موادی طبیعی که خواصی ضدسرطانی دارند و فاقد عوارض جانبی هستند به جنگ این بیماری مهلک رفت. لازم است که سیستم ایمنی بدن را تقویت کنید. مصرف مواد غذایی مناسب به توقف رشد سلول های بدخیم کمک می کند. در این مطلب 4 هسته ی میوه ای را معرفی می کنیم که در مقابله با تومورهای سرطانی مؤثر عمل می کنند. لطفاً با ما همراه باشید.

هسته ی انگور

عصاره ای که از هسته ی انگور به دست می آید منبع غنی آنتی اکسیدان ها، بیوفلاونوئیدها و ترکیبی فعال به نام B2G2 است که با سلول های سرطان زا مقابله می کنند. در گذشته این عقیده وجود داشت که ترکیبات بیواکتیو موجود در عصاره ی هسته ی انگور قدرت مقابله با چندین گروه از سلول های سرطان زا را دارد اما امروزه محققان به این نتیجه رسیده اند که B2G2 موجود در هسته ی انگور این توانمندی شگفت انگیز را باعث می شود. به عقیده ی محققان هسته ی انگور می تواند رشد تومورهای بدخیم سرطانی را به میزان 67 درصد کاهش دهد.

دانه ی کتان

دانه یا بذر کتان در بین مواد غذایی، یک ضدسرطان قوی محسوب می شود؛ چون حاوی میزان زیادی لیگنان است. محققان به این نتیجه رسیده اند که این ترکیبات قوی علاوه بر این که مانند فیتواستروژن عمل می کنند، نقش مؤثری در پیشگیری و درمان سرطان سینه دارند. خوشبختانه بذر کتان مدتی است که شهرت خوبی پیدا کرده است و کم کم جای خود را در برنامه ی غذایی بسیاری افراد باز کرده است. این ماده باعث تحریک آپوپتوز (مرگ برنامه ریزی شده ی سلول های به روشی حفاظت شده) سلول های سرطانی شده و از متاستاز جلوگیری می کند. تخم کتان منبع خوب اسید آلفا لینولئیک است. این اسیدهای چرب ضروری با سرطان و بیماری های مزمن دیگر مقابله می کنند.

هسته ی زردآلو

هسته ی زردآلو حاوی میزان زیادی ویتامین B17 است که در بدن ما به عنوان ماده ای ضدسرطان عمل می کند. این ویتامین برای پیشگیری از این بیماری و همچنین درمان آن مؤثر است. برای مصرف این هسته کافی است آن ها را بشکنید و مغز آن را میل کنید. بهترین منبع ویتامین B17 زردآلو و هسته ی آن است چون مکمل های موجود در بازار فاقد آنزیم ها و کوفاکتورهای موجود در این ماده ی غذایی است. برای کاهش طعم تلخ برخی هسته ها کافی است آن را با مواد غذایی دیگر مانند جوز هندی، پودر نارگیل و غیره مخلوط کنید.

هسته ی سیب

شاید هسته ی سیب به نظرتان بی ارزش و دور ریختنی باشد. اما به نظر اکثر متخصصان این هسته های دورریز جزو ترکیبات طبیعی و قوی در برابر سرطان هستند. اما چرا مردم در جریان چنین خواصی نیستند؟ شاید اطلاع رسانی در این خصوص کم بوده است و یا اینکه همچنان اکثر افراد به مؤثر بودن داروهای شیمیایی در مقابله و درمان بیماری ها، اعتقاد بیشتری دارند. تأثیر هسته ی سیب در مقابله با رشد سلول های بدخیم در سرطان های مختلف به طور علمی به اثبات رسیده است.

 

به عقیده ی محققان هسته ی سیب قادر است از رشد سلول های سرطانی در کولون، ریه، پروستات، پانکراس، سینه و معده جلوگیری کند. ترکیبات فوتوشیمیایی موجود در هسته ی سیب چندین برابر آدریامایسین (یکی از داروهای شیمی درمانی رایج) قادر هستند که رشد سلول های سرطانی را به تأخیر بیندازند.

نکته ی جالب این است که این ترکیبات طبیعی با تخریب سلول های سرطان زا تهدیدی برای سلول های سالم محسوب نمی شوند. البته حواستان باشد که هسته ی سیب حاوی میزان اندکی سیانور است و چنانچه به میزان زیادی مصرف شود ممکن است مرگبار باشد.

بدانید...

البته معرفی این هسته ها و صحبت از خواص آن ها به این معنی نیست که جایگزین درمان های فعلی هستند. اثرات ضدسرطانی ترکیبات موجود در این هسته ها به اثبات رسیده است اما با این حال نمی توان با اطمینان آن ها را درمان کننده ی سرطان دانست. به نظر می رسد که مصرف منظم این مواد روشی طبیعی و مطمئن برای پیشگیری و یا درمانی مکمل برای سرطان باشد. توجه داشته باشید که مصرف هر نوع ماده ی غذایی طبیعی نیز در کنار دارو باید با دقت و به میزان متعادل مصرف شود چون ممکن است مصرف بی رویه ی آن به ضرر بدن باشد

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:39 |

مواد غذایی، حاوی مواد سرطان زا (کارسینوژن) و نیز مواد پیشگیری کننده از سرطان هستند. در این مبحث به این عوامل ایجاد کننده ی سرطان اشاره می کنیم.

1-چربی

در بررسی هایی که انجام شده ارتباطی بین سرطان و میزان چربی رژیم غذایی مشاهده می شود. نقش چربی در رژیم غذایی و ایجاد سرطان پستان، کولون، ریه و پروستات مشاهده شده است؛ اما چون چربی به تنهایی در برنامه غذایی استفاده نمی شود، مکانیسم اثر آن نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. ولی کاهش مصرف چربی از عود سرطان پروستات جلوگیری می کند. به همین علت توصیه می شود در رژیم غذایی خود از خوردن مواد غذایی پرچرب خودداری کنید.

2- الکل

بررسی های اپیدمیولوژیک نشان داده است که الکل در ایجاد سرطان به خصوص سرطان های دهان، حلق، حنجره و مری مؤثر است. الکل روی بافت هایی که در هنگام مصرف در تماس با آن هستند اثر بیشتری می گذارد. استالدئید ماده ی حاصله از متابولیت الکل در بدن است که به عنوان کارسینوژن شناخته شده است. مصرف الکل به خصوص آب جو با افرایش خطر ابتلا به سرطان کولورکتال همراه است.

3-پروتئین

پروتئین نیز مانند چربی مکانیسم دقیق آن مشخص نیست ولی در رژیم های پرپروتئین که حاوی گوشت زیاد و چربی و میزان کم فیبر است احتمال خطر ابتلا به سرطان کولون و سرطان پیشرفته پروستات بیشتر است. معمولاً در رژیم هایی که میزان پروتئین کمتر از نیاز استاندارد است، رشد تومور دچار وقفه می شود. پس در مصرف پروتئین حد اعتدال آن مهم است (به طور میانگین در روز نیاز به پروتئین 18 درصد انرژی دریافتی است)

4- شیرین کننده های مصنوعی

دانشمندان در سال 1990 پی بردند که شیرین کننده های مصنوعی باعث افزایش تومور مثانه می شود. مصرف روزانه 2500 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن باعث این مهم می شود. از این شیرین کننده ها می توان به ساخارین و سیکلامات اشاره کرد. در مورد آسپارتام هنوز نتیجه ای در ارتباط با سرطان مشاهده نشده است.

5-نیتریت ها، نیتروزآمین ها

نیتروزآمین ها کارسینوژن های بسیار قدرتمندی هستند. نیترات ها می توانند به نیتریت تبدیل شوند و نیتریت ها در بدن با مواد دیگر ترکیب و نیتروزآمین ها را تولید کنند که این فرآیند در بزاق، کولون و مثانه انجام می شود.

نیترات ها در مواد غذایی مختلف وجود دارند ولی منبع اصلی آن آب آشامیدنی و سبزیجات است. از نیترات سدیم و پتاسیم در تهیه برخی مواد غذایی استفاده می شود از جمله ایجاد رنگ صورتی در سوسیس و کالباس. پس باید میزان مصرف این مواد را به حداقل رساند. نیتروزآمین ها در توتون و دود آن نیز وجود دارند.

6-هورمون ها، داروها

افزایش برخی هورمون های بدن در ایجاد سرطان و برخی داروها در پیشگیری از سرطان ها نقش دارند. برای مثال:

آندروژن ها در ایجاد سرطان پروستات نقش دارند.

 پرولاکتین یکی از عوامل تسریع کننده بروز سرطان پستان است.

 داروی تاموکسیفن و آنتی آستروژن، از سرطان پستان و کولون پیشگیری می کند.

فولات و رتینول از سرطان کارسینومای کولورکتال پیشگیری می کند.

شواهدی نیز مبنی بر اثر آسپرین و ضدالتهاب های غیر استروئیدی (NSAIDS) در پیشگیری از بعضی سرطان ها وجود دارد.

7-روش طبخ غذا

روش تهیه غذا نیز اهمیت خاصی دارد زیرا در صورت پخت نامناسب باعث وارد شدن مواد سرطان زا به خصوص هیدروکربن های آروماتیک (مانند بنزوپیرن) و آمین های آروماتیک به غذا می شوند. این عوامل در سرخ کردن غذا و یا دودی کردن گوشت به وجود می آیند که ممکن است باعث ایجاد سرطان معده و مری شوند.

8-آکریلامید

آکریلامید در غذاهای نشاسته ای که با حرارت زیاد (بالاتر از 120 درجه سانتی گراد) سرخ شوند، ایجاد می شود. در بررسی ها بیشترین میزان آن در چیپس، سیب زمینی سرخ شده، بیسکویت، اسنک، کراکر و نان تست یافت شد. چون آکریلامید در تمام بدن به طور یکنواخت پخش می شود نمی توان آن را در ایجاد نوع خاصی از سرطان دخیل دانست. در غذاهایی که به سرعت آماده می شوند (fast food) آکریلامید 300 برابر میزان مجازی است که توسط آژانس حفظ محیط زیست امریکا برای آب آشامیدنی تعیین کرده است. برای همین بهتر است مواد نشاسته ای در حرارت بالا سرخ نشوند.

9-حشره کش ها و علف کش ها

این مواد حاوی آرسنیک هستند. آرسنیک می تواند بعد از مدت طولانی (حداقل 13 سال) باعث بروز سرطان پوست شود. قبل از مصرف، میوه و سبزی باید به دقت شستشو شوند تا مواد شیمیایی آن از بین برود.

10-آهن

در بررسی های تجربی دیده شده آهن اضافی، باعث تسریع تولید تومور می شود. آهن اضافی می تواند احتمال سرطان روده، کولون، ریه، کبد و پستان را بالا ببرد. البته مکانیسم دقیق آن نا شناخته است، شاید به دلیل تولید رادیکال های آزاد در بدن که یکی از عوامل ایجاد سرطان هستند باشد

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:38 |

دانه‌ی کتان ضدیبوست است

دانه‌ی کتان سرشار از فیبرهای حلّال و غیرحلّال است و برای همین ملین بوده و دفع را راحت می‌کند. اگر دچار یبوست مزمن هستید به سراغ دانه‌ی کتان بروید.

روش مصرف

یک قاشق چای‌خوری دانه‌ی کتان را به مدت یک شب در یک لیوان آب خیس کرده و فردای آن آب را به همراه دانه‌ها بنوشید.

یا این که 20 گرم دانه‌ی خشک را با یک لیتر آب و به مدت 5 دقیقه بجوشانید و محلول را صاف کنید. صبح و شب بعد از غذا یک فنجان از این جوشانده میل کنید. توجه داشته باشید تأثیر دانه‌ی کتان تقریباً بعد از 3 روز خود را نشان می‌دهد.

 دانه‌ی کتان، ضدکلسترول است؟

نتایج پژوهشی که در سال 2005 انجام شده است نشان می‌دهد مصرف روزانه 20 گرم دانه‌ی کتان به مدت 8 هفته، به اندازه‌ی داوری استاتین موثر است و می‌تواند کلسترول بالا را کاهش دهد. دانه‌ی کتان حاوی اسید آلفا لینولئیک سازنده‌ی امگا 3 است که باعث کاهش کلسترول و تری گلیسیرید خون می‌شود.

روش مصرف

هر روز به غذاهایتان یک تا دو قاشق چای‌خوری دانه‌ی کتان آسیاب شده اضافه کنید. توجه داشته باشید که گردو، روغن گردو و روغن کلزا حاوی امگا 3 های بیشتری از دانه‌ی کتان است. توصیه می‌کنیم از این مواد غذایی نیز به طور مرتب و بدون زیاده‌روی استفاده کنید.

دانه‌ی کتان برای مقابله با سرطان سینه

از آنجایی که دانه‌های کتان حاوی فیتواستروژن‌هایی به نام لیگنان هستند برای همین نقش مهمی در پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه دارند. فیتواستروژن‌ها مولکول‌های گیاهی هستند که همانند استروژن‌ها عمل می‌کنند. این مولکول‌ها از افزایش میزان هورمون استروژن و رشد غده‌های پستانی پیشگیری می‌کنند.

روش مصرف

روزانه یک تا دو قاشق چای‌خوری دانه‌ی کتان آسیاب شده به غذاهایتان اضافه کنید. باید بدانید که 100 گرم دانه‌ی کتان حاوی 300000 میکروگرم لیگنان است در حالی که همین میزان کنجد، بروکلی و سیر به ترتیب حاوی 40000، 1300 و 540 میکروگرم از این ماده هستند.

توجه داشته باشید که مصرف فیتواستروژن‌ها برای زنانی که به سرطان سینه مبتلا بوده و یا هستند و زنانی که سابقه‌ی فامیلی این بیماری را دارند توصیه نمی‌شود. این افراد باید قبل از مصرف این قبیل مواد غذایی با پزشک مشورت کنند.

کتان

دانه‌ی کتان گرگرفتگی زنان یائسه را کاهش می‌دهد

بر اساس نتایج پژوهشی که در سال 2007 انتشار یافت، مصرف دانه‌ی کتان گرگرفتگی زنان یائسه را کاهش می‌دهد. 29 زن شرکت کننده در این پژوهش به مدت شش هفته، روزانه 40 گرم بذر کتان آسیاب شده مصرف کرده و تأثیر مثبت آن را روی وضعیت خود مشاهده کردند. در واقع بعد از مصرف دانه‌ی کتان دردهای عضلانی و مفاصل این زنان کاهش یافته و خلق و خوی آن‌ها بهتر شده است.

روش مصرف

توصیه می‌کنیم روزانه یک تا دو قاشق چای‌خوری دانه‌ی کتان آسیاب شده به غذاهایتان اضافه کنید.

آیا دانه‌ی کتان از ابتلا به دیابت نوع 2 پیشگیری می‌کند؟

به عقیده‌ی محققان کانادایی، مصرف دانه‌ی کتان احتمال ابتلا به دیابت نوع 2 را به میزان 80 درصد کاهش می‌دهد. این خاصیت دانه‌ی کتان به دلیل وجود مولکول‌های گیاهی آن است که قدرت آنتی اکسیدانی بالایی دارند و می‌توانند با استرس اکسیداتیو، عامل ابتلا به دیابت، مقابله کنند. البته باید بگوییم که محققان همچنان در حال تحقیق بیشتر در این خصوص هستند.

روش مصرف

توصیه می‌کنیم روزانه یک تا دو قاشق چای‌خوری دانه‌ی کتان آسیاب شده به غذاهایتان اضافه کنید.

دانه‌ی کتان التهاب‌های پوستی را برطرف می‌کند

سرخی پوست، جوش و غیره. اگر دچار التهاب پوستی هستید دانه‌ی کتان را امتحان کنید. دانه های کتان سرشار از موسیلاژ بوده و تسکین دهنده و ضدالتهاب است.

روش مصرف

مقداری آب را به آرد دانه‌ی کتان اضافه کرده و خمیر درست کنید. این خمیر را با حرارت خیلی ملایم گرم کرده و با ضخامت یک سانتی متر روی یک گاز یا پارچه‌ی تمیز پهن کنید. این مرهم را هر روز دو تا 3 مرتبه روی نقاط ملتهب قرار دهید.

روغن کتان

در مصرف روغن کتان احتیاط کنید

دانه های کتان حاوی 35 تا 50 درصد روغن هستند. این روغن به گرما حساس است و خیلی زود اکسید می‌شود. دانه‌ی کتان نیز مانند تمام دانه های دیگر سرشار از اسید آلفا لینولئیک است. اگر شما قصد مصرف روغن کتان را دارید باید احتیاط کنید.

این روغن باید به میزان کم و مانند چاشنی مصرف شود.

از داغ کردن این روغن بپرهیزید.

روغن کتان را دور از گرما نگه دارید.

بعد از باز شدن در روغن آن را در یخچال قرار دهید.

مدت مصرف آن تا 3 ماه بعد از باز شدن در روغن می‌باشد.

مصرف روغن کتان برای بچه‌های زیر 3 سال توصیه نمی‌شود.

دانه‌ی کتان در سوپرمارکت‌ها، عطاری‌ها و غیره و به صورت دانه آسیاب شده، آرد یا روغن به فروش می‌رسد. می‌توانید از مواد غذایی دیگری که با بذر کتان غنی شده‌اند استفاده کنید. مثل برخی از نان‌ها و تخم مرغ‌ها. معمولاً در مرغداری‌های صنعتی به مرغ‌ها دانه‌ی کتان می‌دهند تا میزان امگا 3 تخم مرغ‌ها را افزایش دهند

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:37 |

دانه‌ها از جمله مغذی‌ترین و مقوی‌ترین مواد غذایی هستند که دارای خواص متعدد و بی‌شماری می‌باشند.

دانه‌ها داری رنگ، شکل و اندازه‌های متفاوتی هستند. دانه در حقیقت جنین یک گیاه است که سرشار از مواد مغذی می‌باشد. یک گیاه زمان بسیاری را برای تولید دانه صرف می‌کند. به همین علت دانه‌ها سرشار از ویتامین‌ها، مواد معدنی، پروتئین‌ها، روغن‌های ضروری و ... هستند. نمونه‌هایی از دانه‌ها عبارت‌اند از تخمه کدو، تخمه هندوانه، تخمه آفتابگردان، شاهدانه، کنجد و ... . طی دو مقاله شما را با 10 تا از سالم‌ترین دانه‌ها بر روی کره زمین آشنا می‌کنیم. دانه‌ها، مغزهای روغنی و حبوبات از جمله مقوی‌ترین و مغذی‌ترین مواد غذایی می‌باشند. دانه‌ها همچنین دارای مقادیر فراوانی کالری هستند. از بسیاری از دانه‌ها روغن استخراج می‌شود، بسیاری به عنوان ادویه و عرقیجات مصرف می‌شوند و برخی به عنوان افزودنی غذایی کاربرد دارند.

چگونه دانه‌ها را مصرف کنیم؟

دانه‌ها را می‌توان به صورت خام مصرف کرد. اگر دانه‌ها تحت حرارت قرار گیرند تولید مواد سمی می‌کنند. ویتامین‌ها، مواد معدنی و روغن آن‌ها تغییر شکل می‌دهد. اگر این دانه‌ها را سرخ کنیم آن‌ها از شکل مواد غذایی زنده به مواد مرده تبدیل می‌شوند. پس سعی کنید دانه‌ها را به صورت خام و غیر بوداده استفاده کنید و از دانه‌هایی که با پوششی از نمک یا شکر پوشانده شده‌اند اجتناب کنید.

دانه‌های انار

واحد جانشینی: نصف یک فنجان

انار سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها است. بنابراین می‌تواند بدن شما را در برابر رادیکال‌های آزادی که باعث پیری زودرس می‌شوند محافظت کند. به بیانی ساده‌تر مصرف آب انار باعث پمپ کردن اکسیژن به خون شما می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌ها با رادیکال‌های آزاد مبارزه می‌کنند و از لخته شدن خون پیشگیری می‌کنند. انار سرشار از پلی فنل ها می‌باشد. پلی فنل یکی از انواع آنتی‌اکسیدان‌هاست که ریسک ابتلا به سرطان و بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد. آب انار دارای مقادیر فراوانی تانن، آنتوسیانین‌ها، اسید الاژیک و ... می‌باشد و مقادیر آنتی‌اکسیدان آن بسیار بیشتر از آب انگور قرمز و چای سبز است. دانه‌های انار سرشار از ویتامین C و پتاسیم می‌باشد. همچنین کالری کمی دارد (80 کالری در هر واحد جانشینی) و منبع مناسبی از فیبر است.

آنتی‌اکسیدان‌های موجود در دانه‌های انار باعث جلوگیری از اکسید شدن کلسترول بد (LDL) می‌شوند. دانشمندان ثابت کرده‌اند موش‌هایی که آب انار مصرف می‌کردند کاهش فرآیند گرفتگی عروق در آن‌ها تا 30 درصد مشاهده شده است.

دانه کنجد

واحد جانشینی: یک‌چهارم فنجان

کنجد یکی از قدیمی‌ترین دانه‌هایی است که برای بشر شناخته شده است. این دانه‌ها به علت تولید روغن ارزش فراوانی دارند. دانه‌های کنجد منبع بسیار مناسبی از منگنز، منیزیم، مس، کلسیم، آهن، فسفر، ویتامین B، روی، فیبر و ... است. علاوه بر این مواد مغذی، کنجد دارای دو ترکیب منحصر به فرد به نام سسامین و سسامولین است. هر دوی این مواد جز گروهی از فیبرهای مفید به نام لیگنان هستند. لیگنان ها دارای اثرات کاهنده کلسترول خون و کاهنده فشارخون در انسان می‌باشند. همچنین باعث افزایش ویتامین E در حیوانات می‌شوند. سسامین باعث محافظت کبد در برابر آسیب‌های اکسیداتیو می‌شود.

تخمه آفتابگردان

واحد جانشینی: یک‌چهارم فنجان

تخمه آفتابگردان منبع مناسبی از ویتامین E است. ویتامین E یک ویتامین محلول در چربی است که در بدن گردش می‌کند و رادیکال‌های آزاد مخرب را از بین می‌برد. این رادیکال‌های آزاد باعث آسیب به بافت‌ها و مولکول‌های داری چربی مانند غشا، سلول‌های مغزی و کلسترول می‌شوند. دانه‌های آفتابگردان دارای مقادیر فراوانی فیتواسترول می‌باشند. فیتواسترول‌ها ترکیباتی هستند که در گیاهان یافت می‌شوند و بسیار مشابه کلسترول هستند و اگر به میزان کافی در رژیم غذایی وجود داشته باشند. باعث کاهش سطح کلسترول خون، افزایش پاسخ ایمنی و کاهش ریسک برخی سرطان‌ها می‌شوند. دانه آفتابگردان منبع مناسبی از منیزیم است. مطالعات متعدد نشان می‌دهد که منیزیم باعث کاهش آسم، کاهش فشارخون، جلوگیری از سردردهای میگرنی، کاهش سکته‌ها و حملات قلبی می‌شود.

دانه‌های زیره

واحد جانشینی: 1 قاشق غذاخوری

زیره یکی از گیاهان دارویی قدیمی است. زیره برای اختلالات هضمی کاربرد دارد و خاصیت ضدعفونی‌کننده دارد. این دانه‌ها سرشار از آهن هستند و قدرت کبد را افزایش می‌دهند. زیره برای تسکین علائم سرماخوردگی کاربرد دارد. اگر شما گلودرد داشته باشید می‌توانید از دم‌کرده زیره استفاده کنید. از دیگر اثرات زیره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تقویت‌کننده کلیه و کبد، بهبوددهنده سیستم ایمنی، درمان آسم و آرتریت و ...

هسته انگور

واحد جانشینی: 1- 2 قاشق غذاخوری

هسته انگور سرشار از ویتامین E، فلاوونوئیدها، لینولئیک اسید و پلی فنل ها است. هسته انگور از بیماری‌های قلبی مانند فشارخون و کلسترول بالا از طریق محدود کردن اکسیداسیون لیپیدها پیشگیری می‌کند. مواد فنولیک در هسته انگور باعث کاهش ریسک بیماری‌های قلبی می‌شوند.

 

دانه شاهدانه

واحد جانشینی: 1 قاشق غذاخوری

اکثر افراد از مفید بودن دانه و روغن شاهدانه مطلع هستند. بهترین راه برای مطمئن شدن از اینکه بدن به میزان کافی آمینواسید برای ساخت گلوبولین‌ها دارد، این است که غذاهایی سرشار از پروتئین گلوبولین مصرف کنیم. پروتئین موجود در دانه‌های شاهدانه، شامل مقادیر فراوانی گلوبولین، و از جمله آلبومین است که از پروتئین‌های بسیار مهم در پلاسمای خون هستند. مصرف دانه‌های شاهدانه باعث می‌شود که بدن اسیدهای آمینه ضروری مورد نیاز برای حفظ سلامتی را به دست آورد. این اسیدهای آمینه نهایتاً باعث تولید آلبومین سرم و گلوبولین های سرم مانند گاماگلوبولین که ایمنی بدن را تضمین می‌کند؛ می‌شود. در نتیجه می‌توان از این دانه‌ها برای بهبود بسیاری از بیماری‌های نقص ایمنی استفاده کرد.

1. شاهدانه شامل تمام 20 اسیدآمینه است که شامل 9 اسید آمینه ضروری می‌باشد و بدن نمی‌تواند آن‌ها را بسازد.

2. این دانه‌ها سرشار از پروتئین‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی هستند که سموم را از بدن خارج می‌کنند.

3. افرادی که از بیماری‌های نقص ایمنی رنج می‌برند می‌توانند از شاهدانه بهره ببرند.

4. شاهدانه دارای مقادیر فراوانی اسیدهای چرب ضروری، حتی بیشتر از بذر کتان می‌باشد.

5. شاهدانه دارای نسبت امگا 6 به امگا 3 به‌صورت 3 به 1 است. که برای بیماری‌های قلبی و تقویت سیستم ایمنی مفید می‌باشد.

6. شاهدانه منبع مناسب پروتئین زودهضم برای گیاهخواران است.

7. این دانه‌ها منبع فیتونوترینت‌ها هستند، که عوامل گیاهی محافظت‌کننده در برابر بیماری‌ها می‌باشند و سیستم ایمنی، جریان خون، پوست و میتوکندری را محافظت می‌کنند.

تخم شربتی

واحد جانشینی: 1 قاشق غذاخوری

تخم شربتی سرشار از انواع ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر، پروتئین، آنتی‌اکسیدان و ... می‌باشد و یکی از منابع گیاهی امگا 3 شناخته شده است. مصرف تخم شربتی باعث تسکین دردهای مفصلی، تسریع کاهش وزن، افزایش مصرف انرژی و محافظت در برابر بیماری‌های قلبی و دیابت می‌شود. تخم شربتی فاقد گلوتن می‌باشد و برای مبتلایان به سلیاک یا عدم تحمل به گلوتن مناسب است. مصرف تخم شربتی باعث افزایش 30 درصدی در اسیدهای چرب امگا 3 در خون می‌شود. این اسیدهای چرب برای بهبود عملکرد مغز، سلامت قلب، بهبود افسردگی، آرتریت روماتوئید، بیماری‌های کبدی و .... مفید هستند. در نتیجه می‌توان تخم شربتی را نوعی خوراکی خارق‌العاده معرفی نمود.

1. پروتئین موجود در تخم شربتی 5/2 برابر پروتئین موجود در لوبیاچیتی است.

2. آنتی‌اکسیدان موجود در آن 3 برابر بیشتر از بلوبری است.

3. آهن موجود در آن 3 برابر بیشتر از آهن  اسفناج می‌باشد.

4. کلسیم موجود در تخم شربتی 6 برابر کلسیم شیر است.

5. ویتامین C موجود در آن 7 برابر بیشتر از پرتقال است.

6. امگا 3 موجود در آن 8 برابر امگا 3 در سالمون می‌باشد.

7. فیبر موجود در آن 10 برابر بیشتر از برنج است.

8. منیزیم موجود در آن 15 برابر بیشتر از کلم بروکلی است.

دانه بذر کتان

واحد جانشینی: 1-2 قاشق غذاخوری

دانه‌های بذر کتان از زمان‌های بسیار قدیم استفاده شده است. اثرات سلامتی این دانه‌ها به علت دارا بودن اسیدهای چرب امگا 3، فیبر و لیگنان است.

1. اسیدهای چرب امگا 3 موجود در بذر کتان که از نوع آلفالینولنیک اسید(ALA) هستند اثرات ضدالتهابی دارند.

2. بذر کتان به علت دارا بودن لیگنان باعث توقف رشد تومورهای سرطانی (بالأخص کاهش ریسک سرطان پروستات و سرطان سینه)، تثبیت وضعیت هورمونی در سندرم پیش از قاعدگی و یائسگی (لیگنان نوعی فیتواستروژن است) و خاصیت آنتی‌اکسیدانی می‌شود.

3. فیبر موجود در دانه‌های بذر کتان، افزایش چربی خون بعد از وعده غذایی را متعادل ساخته و باعث کنترل اشتها می‌شود؛ در نتیجه به کاهش وزن کمک می‌کند. فیبر محلول موجود در بذر کتان همچنین باعث کاهش کلسترول خون، کاهش ریسک حمله قلبی و سکته قلبی می‌شود.

تخمه کدوتنبل

واحد جانشینی: نصف فنجان

تنها دانه قلیایی در جهان تخمه‌کدو است. این دانه‌های سرشار از پروتئین، در هر 100 گرم، 54 درصد نیاز روزانه افراد به پروتئین را تأمین می‌کنند. تخمه کدو سرشار از ویتامین‌های گروه B شامل تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین، پانتوتنیک اسید، پیریدوکسین و فولات است.

تخمه کدو برای مقابله با افسردگی کارآمد است؛ زیرا سرشار از ال‌تریپتوفان می‌باشد و باعث بهبود وضعیت روحی افراد می‌شود. تخمه کدو از سنگ کلیه (بالأخص سنگ‌های اگزالات کلسیم) پیشگیری می‌کند.

هسته زردآلو

واحد جانشینی: یک‌چهارم فنجان

هسته زردآلو دارای آمیگدالین می‌باشد که به ویتامین B17 مشهور است. این ویتامین به سلول‌های سرطانی حمله می‌کند و اجازه نمی‌دهد که این سلول‌ها در بدن پراکنده شوند. رژیم‌های سنتی غربی سرشار از آمیگدالین هستند به همین علت این رژیم‌ها برای پیشگیری از سرطان مناسب می‌باشند.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:35 |
هم عسل و هم دارچین به تنهایی دارای فواید سلامت مختلف هستند. با این وجود، برخی بر این باورند که با ترکیب این دو ماده محصولی مفیدتر شکل می گیرد.

عسل و دارچین دو ماده طبیعی هستند که فواید سلامت بسیاری را ارائه می کنند. برخی افراد مدعی هستند که ترکیب این دو ماده می تواند در درمان بیماری های مختلف کاربرد داشته باشد. در شرایطی که شواهدی وجود دارند که عسل و دارچین به تنهایی دارای برخی مصارف دارویی هستند، برخی ادعاها درباره ترکیب عسل و دارچین نیز خوب و درست به نظر می رسند.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "اتوریتی نیوتریشن"، عسل مایع شیرینی است که توسط زنبورها تولید می شود. قرن هاست که از عسل به عنوان یک ماده غذایی و یک دارو استفاده می شود. امروزه از عسل بیشتر در پخت و پز و شیرینی پزی و یا به عنوان یک شیرین کننده در نوشیدنی ها استفاده می شود.

دارچین ادویه ای است که از پوست درخت دارچین به دست می آید. مردم با برداشت پوست درخت دارچین آن را خشک می کنند و شکل رول شده که به عنوان چوب دارچین شناخته می شود، حاصل می شود. دارچین به صورت چوب، پودر و یا عصاره در دسترس است.

هم عسل و هم دارچین به تنهایی دارای فواید سلامت مختلف هستند. با این وجود، برخی بر این باورند که با ترکیب این دو ماده محصولی مفیدتر شکل می گیرد.

در سال 1995، مقاله ای در یک نشریه کانادایی منتشر شد که در آن فهرستی بلند بالا از بیماری های قابل درمان توسط ترکیبی از عسل و دارچین ارائه شده بود. از آن زمان، ادعاهای جسورانه ای درباره این ترکیب مطرح شده اند.

اگرچه عسل و دارچین دارای کاربردهای سلامت بسیاری هستند، اما تمامی ادعاهای مطرح شده درباره ترکیب آنها از پشتوانه علمی برخوردار نیستند.

فواید دارچین که از پشتیبانی علمی برخوردارند

دارچین ادویه ای محبوب در پخت و پز و شیرینی پزی محسوب می شود و همچنین در قالب مکمل نیز کاربرد دارد. دو نوع اصلی از دارچین وجود دارند:

دارچین کاسیا که به نام دارچین چینی نیز شناخته می شود، محبوب‌ترین نوع دارچین در فروشگاه ها است. این محصول ارزان‌تر بوده اما از کیفیت پایین‌تری نسبت به دارچین سیلان برخوردار است.

دارچین سیلان به نام دارچین واقعی نیز شناخته می شود و یافتن آن دشوارتر از دارچین کاسیا است. این نوع دارچین از مزه و بوی اندکی شیرین‌تر سود می برد.

عسل و دارچین؛ درمانی قدرتمند یا دروغی بزرگ؟

فواید سلامت دارچین با ترکیبات فعال موجود در روغن عصاره ای این ماده پیوند خورده است. شناخته شده‌ترین ترکیب موجود در دارچین سینامالدهید است. همین ترکیب است که مزه و بوی تند دارچین را موجب می شود.

از جمله فواید قابل توجه دارچین می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاهش التهاب: التهاب بلند مدت خطر ابتلا به بیماری مزمن را افزایش می دهد. مطالعات نشان داده اند که دارچین می تواند به کاهش التهاب کمک کند.

کمک به درمان بیماری های عصبی: چند مطالعه آزمایشگاهی نشان داده اند که دارچین می تواند به کند کردن سرعت پیشرفت بیماری های آلزایمر و پارکینسون کمک کند. این نتایج نیازمند تایید از طریق انجام آزمایش های انسانی هستند.

کمک به محافظت در برابر سرطان: چند مطالعه آزمایشگاهی و حیوانی نشان داده اند که دارچین به پیشگیری از رشد و تکثیر سلول های سرطانی کمک می کند. این نتایج نیازمند تایید از طریق انجام آزمایش های انسانی هستند.

همچنین برخی به این مساله اشاره داشته اند که دارچین می تواند درمانی طبیعی برای اختلال بیش فعالی-کمبود توجه (ADHD)، سندرم روده تحریک پذیر (IBS)، سندرم پیش از قاعدگی (PMS)، سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)، و مسمویت غذایی باشد.

با این وجود، شواهد علمی کافی برای پشتیبانی از این ادعاها وجود ندارد.

 

فواید عسل که از پشتیبانی علمی برخوردارند

عسل جایگزینی سالم‌تر برای قند و شکر است و همچنین مصارف دارویی نیز دارد. اما باید به این نکته اشاره داشت که تمامی انواع عسل دارای خواص یکسان نیستند.

عسل و دارچین؛ درمانی قدرتمند یا دروغی بزرگ؟

بیشتر فواید عسل با ترکیبات فعال که بیشتر در عسل با کیفیت بالا و پالایش نشده یافت می شوند، مرتبط است. در ادامه برخی از فواید عسل که از پشتیبانی علمی بهره می برند را ارائه می کنیم.

سرکوب کننده سرفه: نتایج یک مطالعه نشان داده است که عسل در برطرف کردن سرفه های شبانه موثرتر از دکسترومتورفان، ماده فعال موجود در بیشتر شربت های سرفه، است. همچنان به پژوهش های بیشتری در این زمینه نیاز است.

درمان زخم و سوختگی: چندین مطالعه نشان داده اند که استفاده از عسل می تواند روش درمانی قدرتمند برای بهبود زخم ها باشد.

همچنین، تصور می شود که عسل در کمک به خواب بهتر، تقویت حافظه، درمان عفونت های مخمری و به عنوان روشی طبیعی برای کاهش پلاک روی دندان ها موثر است، اما این ادعاها از پشتیبانی علمی برخوردار نیستند.

عسل و دراچین مفید برای برخی بیماری ها

نظریه این است که اگر عسل و دارچین می توانند به تنهایی مفید باشند، پس ترکیبی از این دو ماده باید اثری حتی قدرتمندتر به همراه داشته باشد. عسل و دارچین از برخی فواید سلامت مشابه بهره می برند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

عسل و دارچین می توانند خطر ابتلا به بیماری قلبی را کاهش دهند

ترکیبی از عسل و دارچین از پتانسیل کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی برخوردار است. این دو ماده می توانند چندین نشانه که به طور قابل توجهی خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش می دهند، کنترل کنند. از جمله این نشانه ها می توان به سطوح افزایش یافته کلسترول بد (LDL) و سطوح بالای تری گلیسرید اشاره کرد.

فشار خون بالا و سطوح پایین کلسترول خوب (HDL) فاکتورهایی اضافی هستند که می توانند خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش دهند.

عسل و دارچین می توانند اثر مثبتی بر تمامی موارد مذکور داشته باشند.

عسل و دارچین؛ درمانی قدرتمند یا دروغی بزرگ؟

مطالعات نشان داده اند که مصرف عسل کلسترول بد را به میزان 6 تا 11 درصد و تری گلیسرید را تا 11 درصد کاهش می دهد. همچنین، عسل می تواند کلسترول خوب را حدود 2 درصد افزایش دهد.

از سوی دیگر، مشخص شده است که یک دوز روزانه دارچین کلسترول کلی را با میانگین 16 mg/dl، کلسترول بد را تا 9 mg/dl و تری گلیسرید را تا 30 mg/dl کاهش داده است. همچنین افزایش اندک در سطوح کلسترول خوب مشاهده شد.

در شرایطی که به صورت ترکیب مورد مطالعه قرار نگرفته اند، اما دارچین و عسل به صورت مستقل توانایی کاهش متوسط در فشار خون را نشان داده اند. اما باید توجه داشت که این پژوهش روی حیوانات صورت گرفته است.

افزون بر این، عسل و دارچین سرشار از آنتی اکسیدان ها هستند که فواید متعددی برای قلب دارند. آنتی اکسیدان های پلی فنول جریان خون را بهبود می بخشند و از لخته شدن خون جلوگیری می کنند، و بر همین اساس، خطر حمله قلبی و سکته مغزی کاهش می یابد.

از آنجایی که عسل و دارچین هر دو به کاهش التهاب کمک می کنند می توانند از این طریق نیز به پیشگیری از ابتلا به بیماری قلبی کمک کنند. التهاب مزمن از عوامل اصلی در ابتلا به بیماری قلبی است.

ترکیب عسل و دارچین برای درمان زخم ها مفید است

عسل و دارچین دارای ویژگی های درمانی مستند هستند که می تواند برای درمان عفونت های پوستی مفید باشد. این دو ماده توانایی مبارزه با باکتری ها و کاهش التهاب را دارند. این دو عواملی مهم در بهبود پوست محسوب می شوند.

عسل به طور موفقیت آمیز در درمان سوختگی استفاده شده است. همچنین از این ماده می توان در درمان زخم پای دیابتی بهره برد.

دارچین نیز به واسطه ویژگی های قوی ضد باکتری خود می تواند در بهبودی زخم ها مفید باشد. طی یک مطالعه آزمایشگاهی مشخص شد که روغن عصاره ای دارچین به محافظت در برابر باکتری های مقاوم در برابر آنتی بیوتیک کمک کرده است. اما در این مطالعه از روغن عصاره ای دارچین استفاده شده بود که غلظت بالاتری نسبت به پودر دارچین دارد. هیچ مدرکی دال بر تاثیر مشابه پودر دارچین وجود ندارد.

عسل و دارچین می توانند برای مبتلایان به دیابت خوب باشند

شواهد مستند از این که مصرف منظم دارچین می تواند برای بیماران مبتلا به دیابت خوب باشد، در دسترس هستند. همچنین، ممکن است دارچین در پیشگیری از دیابت نیز موثر باشد. مطالعات متعدد نشان داده اند که دارچین سطوح قند خون ناشتا در بیماران مبتلا به دیابت را کاهش می دهد.

عسل و دارچین؛ درمانی قدرتمند یا دروغی بزرگ؟

یکی از روش هایی که دارچین در کاهش قند خون موثر عمل می کند، از طریق افزایش حساسیت به انسولین است. دارچین سلول ها را نسبت به هورمون انسولین حساس‌تر می سازد و به انتقال قند از خون به سلول ها کمک می کند.

به طور جالب توجه، دارچین ممکن است به افزایش سطوح قند خون نیز منجر شود و از این رو، بدن افراد سالم به گلوکز واکش نشان دهد.

عسل نیز از برخی فواید بالقوه برای بیماران مبتلا به دیابت سود می برد. مطالعات نشان داده اند که عسل نسبت به شکر تاثیر کمتری بر سطوح قند خون دارد.

افزون بر این، عسل می تواند کلسترول بد و تری گلیسرید را در بیماران مبتلا به دیابت کاهش دهد، در شرایطی که سطوح کلسترول خوب را افزایش می دهد.

عسل و دارچین گزینه ای سالم‌تر نسبت به قند و شکر معمولی برای شیرین کردن چای محسوب می شوند. با این وجود، عسل منبع خوبی برای کربوهیدارت ها است و از این رو، بیماران مبتلا به دیابت باید حد اعتدال را در مصرف آن رعایت کنند.

عسل و دارچین سرشار از آنتی اکسیدان ها هستند

عسل و دارچین منابعی عالی برای آنتی اکسیدان ها هستند که فواید متعددی برای سلامت دارند. آنتی اکسیدان ها موادی هستند که از شما در برابر مولکول هایی ناپایدار که به نام رادیکال های آزاد شناخته می شوند و به سلول ها آسیب می زنند، محافظت می کنند.

عسل سرشار از آنتی اکسیدان های فنول است که با خطر کاهش یافته بیماری قلبی مرتبط هستند.

دارچین نیز در مقایسه با ادویه های دیگر در جایگاه بالایی به واسطه محتوای آنتی اکسیدانی خود قرار می گیرد.

مصرف عسل و دارچین به همراه هم می تواند دوزی قدرتمند از آنتی اکسیدان ها را به شما ارائه کند.

عسل و دارچین؛ درمانی قدرتمند یا دروغی بزرگ؟

 

ادعاهای اثبات نشده درباره عسل و دارچین

مفهوم ترکیب دو ماده قدرتمند برای ایجاد گزینه ای قدرتمندتر منطقی به نظر می رسد. با این وجود، مطالعات مستقیم که نشان دهند ترکیب عسل و دارچین ماده ای معجزه آسا را برای درمان بیماری های متعدد شکل می دهد، وجود ندارد.

افزون بر این، بسیاری از کاربردهای پیشنهادی برای عسل و دارچین از پشتیبانی علمی برخوردار نیستند. در ادامه به برخی از ادعاهای محبوب اما اثبات نشده درباره این دو ماده اشاره می کنیم.

عسل و دارچین می توانند با نشانه های آلرژی مبارزه کنند: برخی مطالعات درباره توانایی عسل در کاهش نشانه های آلرژی انجام شده اند، اما شواهد در این زمینه محدود و ضعیف هستند.

عسل و دارچین می توانند سرماخوردگی را درمان کنند: عسل و دارچین دارای ویژگی های ضد باکتری قوی هستند، اما بیشتر سرماخوردگی ها منشا ویروسی دارند.

عسل و دارچین می توانند آکنه را درمان کنند: در شرایطی که ویژگی های ضد باکتری این دو ماده می توانند برای پوست های مستعد به آکنه مفید باشند، مطالعات موثر بودن ترکیب عسل و دارچین در درمان آکنه را نشان نداده اند.

عسل و دارچین ابزاری طبیعی برای کاهش وزن هستند: چند مطالعه نشان داده اند که جایگزینی شکر با عسل به کاهش وزن منجر می شود، اما شواهدی دال بر این که عسل و دارچین به کاهش وزن کمک خواهند کرد، وجود ندارد.

مالش ترکیب عسل و دارچین روی مفاصل می تواند درد آرتروز را کاهش دهد: عسل و دارچین التهاب را کاهش می دهند، اما مدرکی دال بر تاثیر استفاده از این مواد غذایی روی پوست به منظور کاهش التهاب در مفاصل وجود ندارد.

عسل و دارچین می توانند مسائل گوارشی را تسکین دهند: ادعاهایی مبنی بر این که عسل می تواند معده را پوشش دهد و این که هر دو ماده با عفونت های باکتریایی در روده مبارزه می کنند، مطرح شده اند. با این وجود، این ادعاها از پشتوانه علمی برخوردار نیستند.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:33 |
به احتمال زیاد شما هم مانند اکثر مردم مایل هستید بیشتر از خودتان مراقبت کنید، اما زمان کافی ندارید. با احتساب ساعات کاری، رفت‌وآمدهای وقت‌گیر، کارهای منزل و مراقبت از فرزندان، مراقبت از خودتان معمولا در اولویت آخر قرار می‌گیرد. خبر خوب این است که با وجود همه‌ی اینها، راه‌های سریع و آسانی برای بهبود سلامتی‌تان وجود دارد، حتی اگر زمان زیادی نداشته باشید.

نوشیدن منظم آبلیمو و عسل فواید زیر را برای‌تان به دنبال دارد:

برای پوست‌ بسیار مفید است
می‌خواهید پوستی شفاف داشته باشید؟ نوشیدن آبلیمو و عسل یکی از بهترین راه‌های طبیعی موجود برای داشتن پوستی شفاف، بدون استفاده از لوازم آرایشی است. لیمو ویتامین C مورد نیاز را برای تولید کلاژن فراهم می‌کند، کلاژن نوعی بافت پیوندی مهم است که به استحکام و جوان ماندن پوست کمک می‌کند. بسیاری از ترکیبات موجود در عسل نیز به شادابی پوست کمک می‌کنند. در نتیجه شما پوستی سالم، جوان و شفاف خواهید داشت.

به گوارش کمک می‌کند
مشکلات گوارشی مانند نفخ، گاز معده، سوزش معده و یبوست، برای بسیاری از مردم مشکلات مزمنی هستند که می‌توانند زندگی‌ روزمره‌شان را دگرگون کنند. یکی از ساده‌ترین راه‌های بهبود این مشکلات گوارشی، نوشیدن روزانه‌ی آبلیمو و عسل است. لیمو سرشار از پکتین است که برای روده مانند صابون عمل می‌کند، عمل دفع را آسان‌تر می‌کند، سموم بدن را تخلیه می‌کند و کل فرایند گوارش را بهبود می‌بخشد.

سلامت قلب‌تان را افزایش می‌دهد
بیماری‌های قلبی همواره افرادی را در سراسر دنیا به سوی مرگ می‌کشاند و تهدیدی بزرگ برای سلامتی انسان محسوب می‌شود. اما آبلیمو و عسل می‌تواند احتمال بروز این بیماری‌های خطرناک را کاهش دهد. آبلیمو و عسل هر دو سرشار از پتاسیم هستند. مشاهده‌ شده پتاسیم، فشارخون را که از عوامل مهم حملات قلبی است، کاهش می‌دهد. همچنین خواص آنتی‌اکسیدان‌ و ضدالتهاب‌ این نوشیدنی، از قلب در برابر التهاب‌های عضلانی و دیگر فشارها محافظت می‌کند.

به کاهش وزن کمک می‌کند
رهایی از اضافه وزن سخت است. اگر دنبال روش‌های طبیعی کاهش وزن هستید، این نوشیدنی می‌تواند برای‌تان بهترین گزینه باشد. آب و فیبر موجود در لیمو، اشتهای‌ شما را کاهش می‌دهد و به شما کمک می‌کند بدون احساس گرسنگی، از حجم غذای مصرفی‌تان بکاهید. همچنین اسیدسیتریک موجود در لیمو، در چرخه‌ی زیستی نقش مهمی ایفا می‌کند و بازده‌ی فرایند تبدیل غذا به انرژی را افزایش می‌دهد.
احتمال وقوع بیماری‌های مزمن را کاهش می‌دهد

در سال‌های اخیر روی رابطه‌ی بین اسیدیته‌ی بدن و رشد بیماری‌های مزمن، از جمله بیماری‌های قلبی، دیابت، مشکلات مفصلی و حتی بعضی سرطان‌ها، آزمایش‌های بسیاری انجام شده‌است. لیمو، pH بدن را افزایش می‌دهد و محیط آن را قلیایی می‌کند. لیمو با وجود اسیدی بودنش، حاوی مواد معدنی فراوانی است که اسیدیته‌ی بدن را خنثی می‌کنند.


سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند
سرماخوردگی
کمبود خواب، استرس و رژیم غذایی بد، سیستم ایمنی بدن را مختل می‌کند و ضعف سیستم ایمنی با بروز انواع سرماخوردگی و آنفولانزا خودش را نشان می‌دهد. خبر خوب این است که با نوشیدن آبلیمو و عسل می‌توانید آسیب‌های وارده را ترمیم کنید. ویتامین C لیمو و مواد معدنیِ عسل، سیستم ایمنی بدن‌تان را تقویت کرده و مبارزه با باکتری‌ها، ویروس‌ها و دیگر میکروب‌هایی را که موجب بیماری می‌شوند، آسان‌تر می‌کند. همچنین عسل شامل ضدمیکروب‌های طبیعی است که سلامتی شما را حفظ می‌کند.
مقاله مرتبط: چطور سیستم ایمنی بدن را تقویت کنیم؟


احتمال بروز عفونت‌های ادرار را کاهش می‌دهد
عفونت‌ ادرار دردناک است و در صورت پیشرفت می‌تواند بسیار خطرناک باشد. به‌خصوص برای زنان، عفونت ادرار می‌تواند مزمن شود و در صورت بدشانسی، برای رهایی از این عفونت لازم است آنتی‌بیوتیک‌های فراوان مصرف شود. مصرف منظم آبلیمو و عسل، برای این مشکل یک راه حل طبیعی است. عسل حاوی ضدباکتری‌های طبیعی است و آبلیمو با افزایش اسیدیته‌ی ادرار، امکان رشد باکتری‌ها را در محیط ادرار کاهش می‌دهد.


بدن را سم‌زدایی می‌کند
هوایی که در آن نفس می‌کشیم، نوشیدنی‌هایی که می‌نوشیم و غذاهایی که میخوریم، ما را در معرض مواد شیمیایی و سموم گوناگونی قرار می‌دهند. گرچه بدن‌‌مان طبعا از ما در برابر این تهدیدها محافظت می‌کند، بد نیست ما هم با راهکارهای طبیعی این حفاظ را تقویت کنیم. آبلیمو و عسل در این راه به ما کمک می‌کند. لیمو عملکرد سم‌زدایی کبد را افزایش می‌دهد؛ عسل نیز، همانطور که گفته‌ شد، یک ضدمیکروب و ضدعفونی‌کننده‌ی طبیعی است.


چگونه در منزل آبلیمو و عسل تهیه کنیم؟
یکی از بهترین ویژگی‌های آبلیمو و عسل این است که راحت درست می‌شود. کافی است نصف لیمو را آب‌گرفته و همراه با یک قاشق‌چایی‌خوری عسل، به یک لیوان آب گرم اضافه کنید؛ هم بزنید و بنوشید. اگر آن را صبح و قبل از صبحانه بنوشید بیشترین تأثیر را دارد.

کارهای بسیاری هستند که حتی با وجود مشغله‌های فراوان، می‌توانید در مدت زمان کوتاهی، برای بهبود سلامتی‌تان انجام دهید. یکی از آنها، نوشیدن منظم آبلیمو و عسل است، که فواید گفته‌شده را برای‌تان به دنبال دارد.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:32 |
سیر یک داروی طبیعی است و با استفاده از آن، می‌توان بیماری‌های متعددی را درمان کرد. سیر را می‌توانیم به صورت پخته یا خام بخوریم و با کمک آن، قدرت دستگاه ایمنی بدن و تن‌درستی‌مان را بیش‌تر کنیم. بیش‌ترِ خواص و فوایدِ سیر برای سلامتی به دلیل ترکیبی است به نام آلیسین. آلیسین از طریق دستگاه گوارش وارد خون می‌شود و تمام بدن را طی می‌کند، و از آن پس تاثیرات قوی و مفیدش را در بدن اعمال می‌کند. در این نوشتار توصیه می‌شود معجون سیر و عسل را ۷ روز ناشتا بخورید تا اثرات شگرف‌اش را ببینید.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:30 |

رُس کردن (شکرک زدن/ کریستالیزه شدن/ متبلور شدن):

Grandulated honey

* جناب آقای دکتر "نعمت الله شهرستانی"،استاد دانشگاه و مولف کتاب "زنبور عسل و پرورش آن"، در این باره می­نویسد:

"شکرک زدن عسل نه تنها دلیل بر بدی و تقلبی بودن آن نیست، بلکه بر عکس معرف آن است که عسل کاملاً سالم بوده و با شکر مخلوط نشدهاست".

* آنچه که در اصطلاح (شکرک زدن) می گویند و به خاطر وجود کلمهشکر در ذهن تقلبی بودن عسل را تداعی میکند، چیزی جز پدیده تبلور "بلوری شدن،کریستالیزاسیون"نیست.

چنانچه گفته شد، این تصور، کاملاً غلط می­باشد که عسل شکرک زده و سفت شده را تقلبي بدانیم. اين ماده اشباع شده قندي (منظور از قند، انواع قندهايي است که با پسوند اوز مشخص مي­شوند مانند گلوکز، فروکتوز و مالتوز) بايد در واقع جامد باشد، ولي در شرایط بسیار شکننده و بطور اتفاقی مايع است. لذا به محض ایجاد شرايط مطلوب، اين تغيير فيزيکي، يعني شکرک زدن، پديدار مي­گردد. بعضي از عسل ها در شان (قاب) هم کريستاليزه مي­شوند. بايد توجه داشت که در بعضي ازکشورهاي خارجي، عسل شکرک زده، خواهان بیشتری دارد و قيمت آن هم بيشتر است.

* بهترين درجه حرارت براي نگهداري عسل18 تا 24 درجه سانتيگراد است.

* بعضی از انواع عسل­ها (البته به ندرت) هرگز کریستالیزه نمی­شوند و برخیدیگر، چند روز پس از استخراج، شکرک می­زنند، بعضی از انواع عسل­ها، در شان (قاب) هم کریستالیزه می­شوند. اکثر عسل­ها پس از مدتی که در انبار، فروشگاه و منازل نگهداری شدند، خود بخود شکرک زده و از حالت مایع خارج می­گردند و به اصطلاح رُس می­کنند. از نقطهنظر اکثر مصرف کنندگان که آگاهی کافی از خصوصیات عسل ندارند، این امر نشانه ناخالصی وغیرطبیعی بودن عسل است. متاسفانه این موضوع به حدی تأثیر سوء در ذهن مصرف کنندگان ایجاد کرده است، که از یک طرف مشکل بزرگی را برای تولید کننده (زنبوردار) در جریان عرضهبه بازار و از طرف دیگر برای مصرف کنندگان از نظر طبیعی بودن عسل مایع به وجودآورده است.

* اگر تمايلي به خوردن عسل شکرک زده نداريد ظرف عسل (شيشه عسل) را در آب 40 تا 65 درجه سانتیگراد قراردهيد. هنگامي که آخرين بلور محو شد و عسل به شکل اوليه خود برگشت، آن را از آب در آوريد. البته اگر عسل را وقتی که حدود 70% بلورهای آن محو شد از داخل آب خارج کنیم، بقیه بلورهای آن نیز بر اثر دمای عسل از بین خواهند رفت.  معمولاٌ براي جلوگيري از تبلور عسل در کارخانه­هاي بسته بندي کننده، همين کار را انجام مي­دهند. باید دقت کرد در موقع حرارت دادن، نبايد عسل به دماي جوش آب (100 درجه) برسد، چون بيشتر ويتامينهاي موجود درعسل از بين خواهد رفت. علاوه بر آن، بر اثر حرارت زياد، ماده­اي به نام هيدروکسي متيل فورفورال (HMF) در آن بوجود مي­آيد که اگر نسبت آن در عسل زياد شود، مصرف آن خطرناک خواهد بود.

رُس کردن (شکرک زدن) عسل به عواملي متعددي بستگي دارد از جمله:

1- درجه حرارت محيط:

 دماي محیطی14 درجه سانتيگراد، مطلوب ترين محيط براي تبلور عسل می­باشد. به همين دليل است که در فريزر گذاشتن عسل براي امتحان ( شکرک زدن) گويا نيست و معمولاً عسل­ها از اين آزمايش سربلند بيرون مي­آيند.

2- دياستاز (آميلاز):

دياستازها ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب کرده و باعث ته نشيني و کدر شدن عسل مي­گردند. اين مسئله فقط در عسل­هاي طبيعي دیده مي­شود. فقط دياستاز قادرند ذرات عسل را متبلور نموده و باعث شکرک زدن آن بشوند، در حالیکه عسل تقلبي به علت نداشتن دياستاز، صاف و روشن باقي مي­ماند.

3- آب:

مقدار آب (رطوبت) موجود در عسل، در متبلور شدن آن تأثیر زیادی دارد. آنچه از عسلمتبلور می­شود"گلوکز هیدرات"است. فروکتوز و گلوکز انیدرید، کریستالیزه نمی­شوند. مقدار گلوکز هیدرات هم بستگی به مقدار آب دارد یا نسبتدکستروز به آب: d/w

(w=water   &   d=dextrose)

عسل جنگل­های مازندران، از جمله عسل منطقه شیرگاه (سوادکوه) وکلرد (آمل) به خاطر درصد آب موجود در آنها، با وجود طعم فوق العاده و خاصیت گلهای متنوعشان، در مدت کمتر از 60 روز متبلور می­شوند، در حالیکه عسلهای منطقه طالقان،دره ارنگه (کرج) و عموماً ارتفاعات البرز، که غلیظ­تر هستند، طی مدت یکسالیا بیشتر، به صورت جامد در می­آیند.

4- مقدار گلوکز:

مقدار گلوکزعسل با خاصیت تبلور عسل رابطه مستقیم دارد. هر چه گلوکز در عسل بیشتر باشد، آن عسل زودتر بهشکرک زدن تمایل پیدا می­کند. گلوکز در محلولهایی که 30 تا 70 درصد غلظت داشته باشند،متبلور می­شود که البته بستگی به میزان درجه حرارت هم دارد. در صورتی که فروکتوز، تنها درصورتی متبلور می­شود که غلظت آن بین 78 تا 90 % باشد.

عسل اقاقیا به علتداشتن گلوکز کمتر، چیزی حدود چهار سال برای ته نشین شدن وقت احتیاج دارد، ولی عسل لیلکی و کلزا، یک هفته پساز استخراج شکرک می­زنند. عسلگل آفتابگردان که اساساً از گلوکز تشکیل شده بعد از سه هفته تا یک ماه متبلور می­شود. در مقابل عسل مرکبات که دارای فروکتوز و گلوکز بالاتری است، اولین بلورهایش، بعد از سه ماهپدید می آید.

5- اجسام و مواد خارجی در عسل:

اجسام و موادخارجی از قبیل ذرات موم، گردو غبار، ذرات دانه گرده و غیره باعث تسریع در بلوری شدنعسل گشته، و این مواد، هسته بلور را تشکیل می­دهند. این ذرات در جریان تصفیه عسل و قبل ازحرارت باید بوسیله صافی از عسل جدا شوند.

6-  عسل شانهای قدیمی و سیاهشده:

این نوع عسل­ها، زودتر از شانهای تازه شکرک می­زنند که این موضوع به دلیل وجود مواد خارجی درقابهای کهنه می باشد.

7-  نوع عسل و گیاهان عسل زا:

نوع عسل وگیاهان عسل زا، در مسئله تبلور مهم است. عسل بعضی از گیاهان سریع تر و برخی دیگر، دیرترشکرک می­زند و یا اینکه اصلاً شکرک نمی­زند.

راههای جلوگیری از شکرک زدن:

برای جلوگیری از شکرک زدن عسل، مطالعاتزیادی در جهان انجام شده است. معمول­ترین و عملی­ترین راه جلوگیری و یا به تأخیر انداختن آندر کارخانه،پاستوریزه کردن وبسته بندی آنمی­باشد. به همین منظور، عسل را حرارت دادهو ذرات متبلور آن را ذوب می­نمایند. برای این کار عسل را تا 70 درجه سانتی­گرادحرارت داده و سپس به وسیله صافی­های مخصوص، ناخالصی­های آن (مثل دانه­های گرده و تکه­های موم که ممکن استمرکز شروع تبلور باشد) را از داخل آن خارج می­نمایند. عسل را به مدت 5 دقیقه در این حرارت نگهداشته و سپس یک دفعه آن را خنک کرده و درجه حرارت آن را به 57 درجه سانتیگراد می­رسانند. در این حالت عسل قابل بسته بندی بوده و از شکرک زدن عسل برای چندین ماه تا چند سال، جلوگیریبعمل آمده و عمر انبارداری آن افزایش می­یابد.

اوستین Austin در سال1953 ثابتکرد که اگر عسل مایع برای مدت 5 هفته در صفر درجه سانتیگراد نگهداری و سپس در درجهحرارت انبار، فروشگاه و یا منزل قرار گیرد، تمایل آن به شکرک زدن کم شده و گاهی تا بیش از دو سال به حالت مایع باقی می­ماند. او توصیه کرده است که عسل را پس ازاستخراج برای مدت 5 دقیقه در حرارت 77 درجه سانتی گراد نگهداشته و سپس صاف کرده وبه سرعت به درجه حرارت اتاق رسانده و بسته بندی کنند. سپس آن را برای مدت 5 هفته درصفر درجه سانتی گراد نگهداری کرده و پس از آن به بازار فروش یا مصرف کننده عرضهنمایند.

روشهای ذوب کردن عسل شکرک زده:

1-  برای مایع نمودن عسلی که مقدار کمی شکرک زده، می­توان از آبداغ استفاده کرد. برای این کار ظرف عسل را در آبی که حرارت آن 65  الی 70 درجه سانتیگراد است، قرار می­دهند تا عسل شکرک زده به تدریج ذوب شود و پس از اینکه قسمت اعظمحجم عسل ذوب شد، باید آن را از داخل ظرف آب خارج کرد و بقیه عسل با حرارت باقی ماندهخواهد شد.

2-  برای ذوب کردن عسل رُس کرده در مقیاس تجارتی، که اغلب در ظروف بزرگ می­باشد، با استفاده از جریان هوای گرم، دمای اتاق ذوب عسل را به میزان 60 الی70 درجهسانتیگراد می­رسانند. سپس ظرفهای عسل را روی سکوهای شیبدار می­خوابانند تا عسل بهتدریج ذوب شده و از ظرف خارج شود. عسل خارج شده را در داخل ظرف دو جداره ریخته وبا حرارت دادن مجدد و پاستوریزه نمودن آن بسته بندی می نمایند.

3-عسل شان نیز شکرک می­زند. با وجود اینکه در این حالت نیز عسل سالم است ولی خریداراناز خرید آن امتناع دارند. عسل شان شکرک زده را می­توان ذوب کرد و پس از جدا کردن مومآن را به صورت مایع به فروش رسانید. در صورتی که اتاقهای گرم با دمای قابل کنترلدر دسترس باشد، عسل شان شکرک زده را می­توان به مایع تبدیل تبدیل نمود. اگر عسلشان را با استفاده از جریان هوای گرم تا 63 درجه سانتی گراد گرم کنند، بلورهای قندعسل به مایع تبدیل می­شود، بدون آنکه موم آن ذوب گردد. با توجه به اینکه ایندرجه حرارت، نزدیک به نقطه ذوب موم است، حرارت زیادتر از آن، باعث ذوب موم و خرابشدن عسل شان می گردد.

علت شکرک نزدن عسل های موجود در بازار چیست ؟

برای جلوگیریازتبلور عسل،عملیاتی روی آن انجام می­گیرد که عبارت است از: حرارت دادن و افزودن کمیجوهر لیمودر هر تن.

در همه این مواردبه خاطر وارد شدن ناخالصی در مجموعه قندهای موجود، پدیدهکریستالیزاسیون(شکرک زدن) عقب می­افتد.

در مورد کارگاههای ناشناخته که در آن حرارت دادن عسل یا به صورت مستقیم یا بدونکنترل صورت می­گیرد، نه تنها مواد موجود در عسل دچار صدمه می­شوند، بلکه بر اثر دمای زیاد، ماده­ای به نامهیدروکسی متیل فورفورال (HMF) پدید می­آیدکه اگر نسبت آن در عسل زیاد شود، مصرف آن خطرناک است.

میزان هیدروکسی متیلفورفورال HMF که در اثر حرارت دادن در عسل تولید می­شود براحتی قابل اندازه گیریاست. با اندازه گیری HMF می­توان عسل مصنوعی را نیز از عسل طبیعی تشخیص داد. دراین نوع عسل ساکارز را بوسیله اسید، تبدیل به گلوکز و فروکتوز می­کنند و در هنگاماین واکنش، مقدار نسبتا زیادی HMF تولید می شود. در کشورهای مختلف جهان برای اینکهعسل دارای شرایط استاندارد باشد هیدروکسی متیل فورفورال آن نباید از مقدار معینیتجاوز کند.

منبع: کتاب عسل درمانی دکتر مسعود هاشمی

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:22 |

اسرار ساختمان بدن و نحوه عمل زنبور عسل، با وجود پیشرفت های علمی هنوز بر زیست شناسان و سایر دانشمندان پنهان مانده، فقط می دانند که:

زنبور عسل پس از مکیدن شیره گلها و گیاهان به وسیله خرطومش، آنرا به کیسه عسلی که در شکم داردمنتقل کرده و پس از انجام چند عمل شیمیایی شناخته و نا شناخته آنرا به مایعی خوشبو و خوش طعم، شیرین، مقوی، نشاط آور تبدیل کرده و در سلولهای مومی شکلی که از قبل ساخته است ذخیره می نماید.

 

تولید عسل از جمع ‌آوری شهد گیاهان شروع می‌شود. بدین ترتیب که زنبور عسل کارگر، شهد شیرین و رقیق را از جام گل‌ها جمع‌آوری می­نماید. زنبور عسل این شهد را به طور موقت در عسلدان خود ذخیره می‌نماید و در هر نوبت پرواز برای جمع‌آوری شهد، حدود ۴۰ میلی‌گرم شهد را به کندو حمل می‌کند.

خوب است بدانیم، زنبور عسل، برای تهیه یک کیلوگرم از اینشهد گوارا، ناگزیر است 120 تا ۱۵۰ هزار بار شهد حمل کند و برای فراهم نمودن آن از ۱۰میلیون گل بازدید نماید و مسافتی معادل هفت بار دور زمین را پرواز کند. ضمناً، زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.

زنبور عسل در هنگام بازگشت و حمل شهد به کندو، در بین راه، مقداری از آب شهد را جذب، و بعداً از کلیه‌ها دفع می‌کند. شهد گل‌ها حاوي "50" تا "۸۰" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر 25 درصد مي‌رساند.

لازم است بدانیم، عسل جنگل های شمال ایران و عسل مرکبات، رقیق تر از عسل های مناطق کوهستانی است، ولی این موضوع هرگز به این معنی نیست که دسته اول از کیفیت پایین تری برخوردارند. هر دو عسل طبیعی و خالص هستند، اما در یکی میزان آب موجود کمی بیشتر از دیگری است. در تعریف جهانی پذیرفته شده، عسل قابل قبول برای عرضه به بازار عسلی است که حداکثر %18 رطوبت داشته باشد. شاید جالب باشد بدانید که عسل مرکبات به خاطر میزان کم آن در دنیا نادرتر و در غرب خواهان بیشتری دارد در صورتی که به خاطر رنگ شفاف و زرد آن و غلظت پایین تر ، در بزرگترین بازار مصرف ایران ، تهران ، جایگاه بسیار پایینی دارد .

ضمنا زنبور عسل، مقداری دیاستاز (diastase) از نوع اینورتاز (invertase) که تجزیه کننده مواد قندی است، از جداره عسلدان ترشح و به شهد می‌افزاید. اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. زنبور عسل کارگر، این شهد یا به اصطلاح "عسل نارس" را در داخل سلول‌ها قرار می‌دهد و مجدداً جهت جمع‌آوری به سوی طبیعت و گلها باز می‌گردد.

هنوز ثابت نشده‌است که زنبور عسل می‌خوابد، بنابراین شب فرصت خوبی است برای به قوام آوردن عسل، به این ترتیب که در طول شب، شهدهای ذخیره شده را مجدداً از انبارهای سلول‌ها می‌مکند و به سلول‌ها برمی‌گردانند. در هر نوبت مکیدن و برگرداندن، مقداری دیاستاز به شهد اضافه نموده و به عکس کمی از آب اضافی شهد را به کمک جداره‌های عسلدان جذب می‌کنند. این عمل توسطسایر زنبورها تکرار می شود و مقداری از آب آنهم در مجاورت هوای کندو، که از بال زدن زنبورها ایجاد می شود، تبخیر شده و در پایان مواد دیگری از قبیل اسید های آلی و مواد ضد عفونی کننده، به آن اضافه می نمایند . این عمل، تا به قوام رسیدن عسل توسط زنبورانی که این وظیفه را به عهده دارند، آن قدر ادامه پیدا می‌کند تا شهد حاصله به مایع غلیظ قوام یافته‌ای که معمولاً دارای ۱۷ تا ۶/۱۸ درصد آب است، تبدیل گردد. آنگاه آنرا در داخل سلولها ذخیره کرده و درب آنرا با موم می­پوشانند. بدین ترتیب عسل انبار شده می­تواند برای مدت طولانی نگهداری شود .

هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.

معده زنبور عسل:

زنبور عسل دو معده دارد، در ابتدا شهد گلهای مکیده شده وارد معده اول می شود. این معده توسط دریچه­ای به معده دوم مربوط است. معده دوم عملیات گوارشی را انجام می دهد.

 معده اول را کیسه عسلی یا چینه دان می­گویند. کلیه مراحل تبدیل شهد به عسل در این معده انجام گرفته و عسل رسیده و آماده شده از طریق خرطوم زنبور عسل به سلولهای مومی شکل ریخته می شود. زنبور عسل در صورت لزوم، جهت تغذیه خود، با اندک فشاری توسط ماهیچه­های اطراف، دریچه را باز می کند و از این طریق عسل وارد معده اصلی شده و صرف تغذیه زنبور عسل می شود و سایر عملیات از جمله گوارش و دفع مدفوع مربوط به این معده می­باشد.

گاهی اوقات تصور می­شود که عسل مدفوع یا فضولات زنبور عسل است، در صورتیکه این مطلب کاملا اشتباه است. مدفوع زنبور عسل ماده­ای است آجری رنگ تا قهوه ای که خارج از کندو دفع می­شود و به هیچ وجه قابل استفاده نمی­باشد، در صورتیکه عسل محصول داخلی کندو و یک ماده غذایی بوده و با مدفوع زنبور، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:18 |

۱- انتخاب الگو:

زنبوران عسل، حشرات مفيد و ارزشمند و پاکيزه اي هستند. در تمام طول عمرشان الگويشان گل است. فقط دنبال گل هستند تا از شکوفه های آن گرده و شهد تهيه کنند. گرده گل را براي غذاي نوزادان و شهد گل را براي شفاي مردم درست مي کنند.

۲- درست استفاده کردن (آسیب نرساندن به دیگران):

حتی کوچکترين شکوفه­های گلها، توسط زنبور عسل گرده افشاني مي­شود و زنبور عسل طوري روي آنها قرار مي­گيرد، که کوچکترین آسيبي به آنها نرساند.

۳- نتیجه کار و محصول نهایی زنبو عسل، “شیرین” است.

۴- ملايمت و انعطاف پذيري:

زنبور عسل، توليد موم مي­کند. زنبور با ترشح غده­هاي موم ساز خانه­هايي از موم مي­سازد و در داخل آنها عسل مي­ريزد. موم با اينکه خيلي شکننده و ملايم است، ولي در گرما و سرماي شدید هم مي تواند ظرف خوبي براي نگهداري عسل و موجب بقای کندوی زنبوران عسل باشد.

۵- سرافرازي و صبوري در سایه تلاش بی­ وقفه:

زنبور عسل چون از دسترنج خودش استفاده مي کند، همیشه سرافراز و صبور است. براي تهيه يک قاشق عسل که 25 گرم مي باشد، چهار هزار زنبور، بيست هزار گل را ملاقات مي کنند، 7 بار فاصله بين کره ماه و زمين را مي­پيمايند. براي تهيه 1 کيلو عسل 100 تا 150 ميليون گل را بايد گرده افشاني کنند.

۶- سخت کوشي و تلاش خستگي ناپذير:

يک زنبور در طول 15 روز عمرش در فصل بهار و تابستان، 70 هزار سورتي پرواز مي کند. سرانجام بر اثر بال زدن زياد با بال هاي مجروح و بدن زخمي و خون آلود می­میرد. (چون 400 دفعه در هر ثانيه بال مي زند، با سرعت 35 کیلومتر در ساعت پرواز می­کند و 20 کيلومتر را بدون وقفه مي­رود)

۷- کم توقعی:

فاصله بين قاب ها در کندوي لانکسروت، هشت ميليمتر است. يک زنبور بايد با تن خسته و کيسه پر از عسل از درب پرواز وارد کندو شده و در يک جاي تنگ و تاريک شهدهای جمع آوری شده را از ميان قاب­ها از پايين کندو به طبقات دوم و سوم برساند. جالب است بدانيم در بهار و تابستان در هر کندو بين 90 تا 120 هزار زنبور وجود دارد، ازدحام جمعيت خود مهمترين عامل فشار و گرما و ضيق جا است.

۸- سازماندهي و تقسيم وظايف:

زنبور کارگر در طول 12 روز اول زندگی­اش، نگهباني و پرستاري از ملکه و نوزادان و نظافت کندو را به عهده دارد. بعد از 12 روز علاوه بر وظايف ياد شده کار معماري و مهندسي و بنايي را بايد انجام دهد. يعني سه نوع خانه بايد بسازد:

حجره­هاي کوچک براي زنبوران کارگر، حجره­هاي متوسط براي زنبوران نر، حجره بزرگ شبيه بادام زميني براي پرورش ملکه که در اصطلاح به آن "سلول ملکه" يا "شاخون" مي گويند. بعد از 21 روز، زنبور کارگر بالغ شده تا 15 روز پرواز مي­کند و براي تهيه شهد، گرده، زهر، بره موم، آب به فعاليت مي پردازد.

وظیفه زنبور نر، باروري ملکه جوان است. تاکنون حشره شناسان وظيفه ديگري براي زنبور نر اعلام نکرده اند .

ملکه زنبور عسل نیز که حکم “پادشاه کندو” را دارد 200 روز در سال تخمگذاري مي­کند، روزي 1500 تخم. وظيفه ملکه حفظ و بقاي نسل است. ضمنا ملکه گازي از خود متصاعد مي کند که به آن " فرمون" يا نظم دهنده اجتماعي نيز مي­گويند. اين گاز موجب مي شود که تمام زنبورها به وظايف خود به خوبي عمل کنند.

۹- اقدام ملکه برای داشتن جمعیتی قوی و سالم :

حدود 11 تا 14 روز طول مي­کشد که يک تخم به ملکه تبديل شود. ملکه 3 تا 10 روز بعد از تولد، آواز مخصوص جهت آغاز زندگي جديد را مي­خواند. معمولا بعد از ظهر يک روز آفتابي در فصل بهار، ملکه جديد از کندو خارج شده و چون بسيار خوشبو و معطر است، بيش از 1000 زنبور نر براي رسيدن به وصالش، او را تعقیب می­کنند. ملکه براي اينکه بهترين نژاد را در نسل آينده به وجود آورد، در آسمان صعود مي­کند و اوج مي­گيرد. نرهايي که وي را تعقيب مي کنند يکي پس از ديگري از پا در مي­آ يند.

چون به دليل خستگي پرواز به فضاي بالا، نفسشان مي­برد. ملکه آنقدر اوج مي­گيرد که هيچ پرنده ديگري نمي­تواند در آن فضا پرواز کند تا مزاحمش شود. معمولا در ارتفاع بالا حرکت باد هم ضعيف، آسمان صاف و روشن و دور از چشم همه موجودات زميني، آخرين زنبور نري که جسارت و قدرت جسمي مناسبي داشته باشد و به ملاقات وي مي­آيد و به ملکه جوان قدرت باروری می­بخشد. پس از اینکار زنبور نر مثل شهاب سنگ به زمين مي­افتد و ملکه بارور شده به کندوي خودش بر مي­گردد و دیگر تا آخرعمرش هيچوقت کندو را ترک نمي­کند، مگر در شرايط بچه دهي کندو. عمر ملکه 2 تا 4 سال است. تنها يکبار در عمرش ازدواج مي­کند و اسپرم هاي دریافتی را براي تمام مدت عمرش، ذخيره مي­کند .

۱۰- مفيد بودن زنبور عسل براي خود و ديگران:

هر موجودي جهت زنده ماندن مجبور است موجودي ديگر را از بين ببرد يا خودش موقع صيد و صيادي از بين برود، به جز زنبور عسل که براي سير شدن خودش و سير کردن انسان­ها، هزاران موجود ديگر را هم سير مي­کند، بدون اينکه مزاحم و باعث از بين رفتن موجودي شود. يعني زنبور عسل با عمل گرده افشاني موجب بقای گیاهان و تولید بیشتر انواع میوه­ها (غذای سایر جانوران) می­شود.

۱۱- آگاهي و دورانديشي:

زنبورهای عسل در مواقع کمبود گرده و گل و شهد به ملکه خود اطلاع مي­دهند و ملکه از تخم ريزي باز مي­ايستد تا نوزادانش دچار گرسنگي و قحطي نشوند. تا زماني که وضعيت گل و شهد عادي نشده، ملکه تخم ريزي نامحدود نمي­کند. به محض عادي شدن گل و شهد دوباره ملکه شروع به تخم ريزي و فعاليت مي کند.

۱۲- از وجود زنبور عسل همه موجودات بهره می­برند و زنبور عسل تنها بهره­اش را به قشر خاصی از موجودات اختصاص نمی­دهد.

۱۳- قانع و نجيب بودن زنبور عسل:

زنبور عسل داراي 2 معده است. معده اول يا چينه دان براي جمع آوري و حمل شهد است که زنبور پس از حمل آن به کندو از معده اول يا کيسه عسلي داخل حجره ها خالي مي کند . بين کيسه عسلي يا معده اول و معده دوم دريچه اي است که روزي يک سر سوزن عسل يا شهد را از دريچه وارد معده اصلي خود کرده، آن را جهت سوخت و ساز خودش مصرف مي کند. زنبور عسل هیچگاه در استفاده از ذخیره عسل خود اسراف نمی­کند. به عبارتی دیگر، زنبور عسل به حق اندک خود قانع بوده و از صرفه­جویی و مناعت طبع عالي برخوردار است.

۱۴- تيزبيني و هوش زنبور عسل:

دنياي زنبور عسل نه فقط از حيث زيبايي جالب توجه است بلکه از لحاظ روايح عديده نيز مطلوب مي­باشد. زيرا در انتهاي شاخک هاي زنبور عسل 5 هزار حفره شامه قرار گرفته که بدان وسيله روايح دنيا را استشمام مي کند و نيروي اين حفره شامه به قدري زياد است که زنبور عسل بوي تنها يک گل درخت سيب را  از مسافت 1 کيلومتری استشمام مي کند (قابل تامل و بررسی).

شايان ذکر است که زنبورها داراي 2 چشم مرکب و 3 چشم ساده هستند. هريک از چشم هاي مرکب داراي 6 تا 7 هزار سطح است يعني حدود 13 هزار آئينه در چشم آنها تعبيه شده که بتوانند با زيبايي خاصي جهان پيرامون خود را ببينند. زنبور عسل با چشمهای مرکب و ساده موجود بر روی سرش در حین پرواز مي­تواند تمام اشياء و علائم محيط خود را ببيند و شناسايي و نشانه گذاري کند، تا موقع برگشت به کندويش اشتباه نکند.

۱۵- طرد ناپاکان:

هيچ زنبوري حق ندارد در مکان کثيف و آ لوده بنشيند. چنانچه زنبوري با بدنی آ لوده وارد کندو شود، بلافاصله توسط نگهبانان کندو کشته شده و به بيرون انداخته مي­شود.

۱۶- اجتماعي بودن زنبور عسل:

زنبوران عسل هميشه بايد به صورت اجتماعي و در جمع زندگي کنند تا بتواند با تعامل و همزیستی با ديگران،آرامش و بقاء داشته باشد. اگر يک زنبور عسل را در بهترين شرايط سلامتي و آذوقه فراوان به تنهايي در يک اتاق يا يک جعبه نگهداري کنيم، بعد از چند روز آن حشره مي­ميرد. البته مرگ او ناشي از گرسنگي و يا سرما و گرما نيست، بلکه از تنهايي و نداشتن مونس و همدم جان مي سپارد.

۱۷- طرد افراد تنبل و بیکار:

در کندوی عسل، تنبلي و تن پروري معنایی ندارد و همه بايد کار کنند. به همين جهت بيکاران و مفت خوران را از کندو طرد مي­کنند.

۱۸- از خود گذشتگي:

در فصل بهار جمعيت کندو به طور بي سابقه اي زياد مي شود طوري که شب ها وقتي که کارگران از صحرا مراجعت مي­نمايند، در داخل کندو جايي براي استراحت پيدا نمي­کنند و ناچار می­شوند که خارج از کندو و در آستانه آن به خواب بروند. چون شب هاي بهاری سرد است، عده زيادي از آنها که بيرون کندو خوابيده اند، بر اثر سرماي شب خواهند مرد.

۱۹- آگاهي و شعور در جهت کنترل جمعیت:

ملکه زنبور به عنوان يک حاکم دانا و مدير آگاه، در همه حال، حساب متولد شدگان را دارد و دقت زیادی دارد که تعداد تخمها و لاروهای موجود، از ميزان گل­هاي صحرا زيادتر نباشد و تنها وقتي که متوجه شود در صحرا گل فراوان است، ازدياد مواليد را شروع مي کند.

۲۰- اطاعت از جمع و عدم اصرار به ادامه حکومت در شرایط ناتوانی:

وقتي که ملکه يا حاکم پير شد و دیگر نتوانست تخم گذاري کند، به راحتي اجازه مي­دهد که کارگران ملکه جديد را به وجود آورند و حکومت را از دستش بگيرند. در اينجا حاکم مطيع محض جمع است و هيچ اصراري به ادامه حکومت ندارد.

۲۱- دورانديشي ساکنين شهر عسل:

زنبورهاي عسل وقتي که مي­خواهند ملکه پير را عوض کردهو جانشين براي او انتخاب کنند، با احتياط و دورانديشي تا لحظه آخر جهت اطمينان 2 يا 3 ملکه نوزاد را نگهداري مي­کنند تا در صورتيکه ملکه منتخب در پرواز ازدواج خودش دچار مخاطره شود، برایش جايگزين داشته باشد.

۲۲- تقسيم وظايف براساس استعداد و توانايي:

ملکه زنبور عسل وظيفه هريک از ساکنان شهر را بر طبق استعداد آنها معلوم مي کند و هرکسي را به يک کار مي گمارد. به دايه ها و پرستاران دستور مي دهد که تخم ها و لاروها و شفيره ها را مورد پرستاري قرار دهند. به نديمه ها دستور پرستاري از خودش را مي­دهد تا همواره مواظف او باشند. بعضي از زنبورها وظيفه تهويه کندو را در گرما بر عهده دارند. بعضي از زنبورها به عنوان مهندسين و کارگران و بناها هستند که معمولا کارشان خانه سازي است. بعضي وظيفه آوردن صمغ نباتي را دارند که بدان وسيله شکاف ها و سوراخ هاي کندو را مسدود کنند. اين وظيفه کارگران است، همچنين کارگران براي ادامه حيات زنبوران آب مورد نياز کندو و نمک براي رشد و نمو نوزادان را تامين مي کنند.

۲۳- رعايت مسائل بهداشتي در ذخيره آذوقه:

زنبور عسل مقداری “اسيدفرميک” وارد عسل می­کند تا از فاسد شدن و متعفن شدن آن جلوگيري شود و هروقت عسل حجره به غلظت کافي رسيد درش را با مومبسته و مهر و موم می­کند. بعضي از کارگران موظفند داخل کندو را تميز نگاه دارند. اگر لاشه زنبور مرده وجود داشته باشد فوراً آن را به بیرون کندو منتقل می کنند و از ورود زنبورهاي بيگانه و سایر موجودات به داخل کندو، برای غارت آذوقه جلوگيري نمایند.

۲۴- داشتن هدفی والا:

در روزهاي بهار و تابستان مي بينيم از اول طلوع آفتاب تا غروب آ فتاب هريک از زنبورها بيش از 5 هزار بار پرواز مي کنند تا شهد و گرده جمع آوري کنند. سوال اين است که آيا اين زنبورها براي رفع گرسنگي خود اين تعداد پرواز را انجام مي دهند؟ در جواب اين سوال بايد بگوييم خير، اينها مي­توانند حتي با يک پرواز به اندازه نياز خود غذا تهيه کنند. ولي اين حشرات ارزشمند، هدف بالاتر و والاتری از رفع نياز خود را دنبال می­کنند.

۲۵- مهاجرت براي تکامل و پيشرفت ديگران:

مهاجرت زنبور عسل براي بقاي نسل و سعادت و رفاه ديگران است. چون بدون اينکه عاملي آنها را تهديد کند، خانه آباد و پر از عسل خود را رها کرده و با ايثار و از خودگذشتگي، حدود 70 هزار نفر از جمعيت 90 هزار نفري کندو، خانه و کاشانه خود را ترک کرده و با وجود مخاطرات بسیار، کندوي آباد و پر از آذوقه را جهت رشد و نمو شفيره و کارگران تازه به دنيا آمده ترک کرده و خودشان زندگي جديدي را در خانه هايي که دوباره مي­سازند و آ باد می­کنند شروع خواهند نمود.

۲۶- داشتن علائم گوناگون:

زنبوران عسل چند نوع آواز دارند. الف)آواز شادماني و سرور  ب) آواز فراواني و وسعت معيشت  ج) آواز مرثيه و آهنگ هاي غم آ ور (در موقع مرگ ملکه (هنگام يتيمي)  د)آواز کوبنده و خشم (موقع قتل عام نرها)

جالب است بدانيم، زنبوران عسل به صداهايي که ما توليد مي­کنيم، چون ربطي به زندگي آنها ندارد، اصلاً توجهي ندارند و با صداي جهان خارج کندو از فعاليت خود دست نمي­کشند.

۲۷- غناي طبع و غرور ارزشمند:

زنبورهای عسل غناي طبع زيادي دارند. اگر بعد از مهاجرت، از گرسنگي هم بميرند، محال است از کندوهای مجاور کمک بخواهند يا به کندوي خودشان برگردند. چنانچه هر بدبختي و فاجعه­اي هم براي زنبوران مهاجر پيش بيايد، هرگز به کندوی اولیه بازگشت نخواهند نمود.

بارها اتفاق افتاده، صاحبان کندو، بعد از مهاجرت زنبوران، زنبورهاي مهاجر را گرفته و نزديک کندوی اول جا داده­اند. ولي آنها از گرسنگي يا سرما جان داده­اند و حاضر نشده­اند که وارد کندوی اولیه خود (که شايد رايحه آن را هم استشمام مي­نمودند)، بشوند، در صورتي که تمام آن شهر با دسترنج آنها به وجود آمده بود.

۲۸- آرمان داشتن (تلاش برای آسایش نسلهای آینده):

تمام کارهايي را که زنبور عسل انجام مي دهد داراي آرمان است. نمونه اي از آرمان اين است که مي خواهد نسل آ ينده راحت زندگي کند.

۲۹- وظيفه شناسي دقيق و داشتن وجدان کاری:

زنبور عسل تمام حرکات و اصوات و فعاليت­هايش، از روي منطق و دقت است. در تمام عمرش خواب ندارد و شبانه روز به فعاليت هدفدار و منطقي خويش ادامه مي دهد.

۳۰- مقررات و تشکيلات:

تمام امور و اقدامات زنبوران عسل، از روي قاعده و قانون و نظم و تشکيلات سازمانی است.

۳۱- بهينه سازي:

جالب است بدانيم کل عمر يک زنبور 5 هفته بيشتر نيست. برای غذاي روزانه يک زنبور، شهد 2 تا 3 گل کافي است. در صورتي که هر زنبور در هر ساعت شهد 300 گل را مي­مکد و آن را به عسل شفابخش تبديل مي کند.

۳۲- تعامل با يکديگر:

معمولا زنبورها وقتي که از صحرا به کندو بر مي­گردند خسته هستند و به وسيله شاخک­های خود، قدري با دربان­ها صحبت مي­کنند و بعد وارد کندو شده و توشه خود را که شيره گل و گرده باشد به مامورين مخصوص حمل و نقل مي­دهند تا در انبارها ذخيره شود.

۳۳- آینده نگری و ذخیره توشه برای روزهاي سرد و سخت زمستان:

زنبورها در تابستان با تمام نيرو و با استفاده از انرژي خورشيد شهد گلها را جمع آوري و پس انداز مي­کنند تا در روزهاي سرد پاييزي و زمستان، آسوده خاطر باشند. در این راستا،   زنبور بدون يک لحظه استراحت وقتي که محموله­اش را به زنبور مخصوص حمل و نقل تحويل داد، بلافاصله و بدون توقف، به دنبال ادامه کار خود مي­رود.

۳۴- پرستاري شايسته از همنوعان:

زنبوران پرستار، جمعا بايد از 47 هزار تخم، لارو، شفيره و ملکه پرستاري کنند، که این موضوع،  خود قابل تامل است.

۳۵- برپایی جشن عمومي:

معمولا زنبوران، روز مهاجرت خود را جشن مي­گيرند و تنها يک روز در طول عمرشان روز بيکاري و جشن است، آن هم "روز مهاجرت" است. در این روز با اشتها و ميل خود عسل مي­خورند، آن هم فقط از دسترنج خودشان نه ديگران. در اين روز زنبورهای عسل به علت خوشحالي نيش نمي­زنند. اصلا آن قدر مست و هيجان زده هستند که به دشمن خود توجهی نمي­کنند. زنبوردار به راحتي با دست مي تواند بچه کندو را بگيرد و در سبد يا جعبه بريزد.

هر وقت ملکه جوان مي­خواهد به دنيا بيايد، ملکه پير يا حاکم وقت، تعدادي از زنبورهاي کارگر (حدود 70 هزار زنبور) را با خود همراه مي­کند و مهاجرت مي­کنند و به صورت خوشه­اي در يک جا جمع مي­شوند که در اصطلاح به آن بچه زنبور (بچه کندو) مي­گويند. اين جمعيت، خانه آباد و پر از عسل خود را براي نوزادان و نسل آينده رها کرده خود را براي درست کردن خانه جديد آماده مي­سازند. اگر صاحب کندو متوجه بچه زنبور يا همان خوشه زنبور شود و آنها را وارد يک کندوي خالي کند، يک کلني جديد به وجود مي­آيد، در صورتي که زنبوردار آنها را نگيرد زنبورها بعد از چند ساعت، همگي به همراه ملکه خود به حرکت درآمده، خودشان شکاف کوه، صخره يا درختی کهن را براي خانه خود انتخاب مي­کنند و مشغول خانه سازي و جمع آوري عسل مي شوند.

۳۶- وفاداري نسبت به حاکم و فرمانروا:

زنبور عسل در سخت ترين شرايط از ملکه خود محافظت مي­کند. بعضي مواقع اتفاق مي افتد که هزاران زنبور به دليل عوامل مختلف مي­ميرند ولي ملکه در ميان لاشه ها و زنبورهاي نيمه­جان زنده مانده است، يعني يک ديوار جاندار درست مي­کنند تا از ملکه خود محافظت کنند. در مواقع قحطي تا آخرين قطره عسل خود را به ملکه مي­خورانند و خود از گرسنگي مي­ميرند ولي نمي گذارند که ملکه بميرد.

اگر ملکه بميرد يا مفقود شود زنبورها صداي مخصوص از خود به وجود مي­آورند که دقيقا شبيه گريه است و حتي ما هم مي توانيم بشنويم. يتيم شدن زنبورها را از گريه زنبورها مي فهميم. حتي دست از کار و فعاليت مي­کشند و نوحه گري مي­کنند. جالب است در حوادث نابودي دسته جمعي يا قحطي، آخرين فردي که مي ميرد ملکه است.

مرگ ملکه بعضي مواقع ممکن است به علت سهل انگاري زنبوردار در هنگام بازديد و قرار دادن ملکه دربين قاب باشد، يا اينکه زنبوردار قابي را که درحال بازديد است بلند کند و آنرا پشت و رو کند و ملکه از روی آن بيافتد و در بين علف ها يا زير پا برود.

اگر ما ملکه زنبورها را برباييم، زنبورها نااميد مي­شوند و از کار باز مي­مانند و اگر ملکه را به آنها بازگردانيم، زنبورها اظهار شادي مي­کنند، او را نوازش مي­نمايند و در مقابل وي از سر و کول يکديگر بالا مي­روند و بعضي از آنها، سر را روي زمين مي­گذارند و شکم و پاها را به هوا بلند مي­کنند و در آن حال مي­رقصند و آ واز مي­خوانند.

۳۷- عشق و وفاداری به وطن:

زنبور عسل هيچ وقت وارد کندوي ديگري نمي­شود. تمام تلاشش اين است که ماموريت محوله را به خوبي انجام داده به وطن خويش برگردد. بخصوص زنبوران نگهبان، هرگز اجازه نمي­دهند که زنبوران غریبه ديگر، يا حيوانات ديگر، وارد حريم آنها شوند. چنانچه حيوانات موذي مثل موش، مارمولک يا مار وارد کندو شود بلافاصله او را کشته و جسد آن را موميايي مي کنند تا تعفن آنها موجب آزار ساکنين نشود.

۳۸- معماري و مهندسي:

زنبور عسل چنان با نقشه مشخص اقدام به ساختن حجره ها و سلول­ها مي کند که بسيار ماهرانه و مهندسي است. آنها با ساختن خانه­اي مسدس، کمترين مصالح را در خانه سازي به کار مي­برند و طوري صفحه موم آج شده داخل قاب را، گونيا مي­گيرند، که هيچ جاي اضافي و “پرت” به وجود نمي­آ يد. در زميني که آنها اقدام به خانه سازي مي­کنند، جاي مهم يا کم اهميت، دو نبش يا سه نبش، هيچ مفهومي ندارد و تمام سطح قاب را يکسان استفاده مي کنند.

زنبورها براي استحکام خانه­ها، صرفه جويي در مصالح و اينکه در تمام رديف ها حتي يک ميليمتر فضاي اضافي وجود نداشته باشد و ديگر اينکه خودشان استوانه­اي شکل هستند و بتوانند به راحتي در خانه هايشان کار کنند تا مزاحم ديگران نشوند، خانه­هايشان را 6 ضلعي مي­سازند.

 ۳۹- نرساندن آزار و اذيت به ديگران (بویژه ضعفاء):

با اين تعداد جمعيت يعني حدود 90 هزار عدد زنبور در يک کندو که همه اقشار و صنوف اعم از حاکم، مهندس، پرستار، بنا، نگهبان و انباردار و ... وجود دارند طوري باهم سازگاري و تعامل دارند که هيچ وقت به همديگر آزار نمي رسانند بلکه همه همديگر را کمک مي کنند.

۴۰- ساختن سنگر دفاعي در مقابل دشمن:

در نقاطي که حشره عسل خوار، موسوم به “آتروپوس” فراوان است، زنبورها مقابل کندو به وسيله موم طار ايجاد مي­کنند به طوري که خودشان مي­توانند از بين دو ميله کاري عبور نمايند، اما آ تروپوس که شکم بزرگي دارد قادر به عبور از آن نيست.

۴۱- انعطاف پذيري و از خود گذشتگی:

ملکه از روشنايي و پرواز در فضا و گردش روي گل ها چشم مي­پوشد و رضايت مي دهد مغز او فوق العاده کوچک شود و در مقابل دستگاه تناسلي وي بسيار بزرگ گردد و کارگران از لذات عشق صرف نظر مي­کنند و موافقت مي­کنند اندام تناسلي شان کوچک و مغزشان بزرگ شود و در روشنايي و فضاي بيکران پرواز کنند و روي گل­ها بنشينند.

نبايد بگوييم کارهاي زنبور عسل فقط از روي غريزه است، بلکه آنها عقل و هوش و ذکاوت بالايي دارند. زيرا زنبورها مي­توانند یک لارو یکروزه را از خانه خود بيرون بياورند و درخانه ديگر جا بدهند. به او غذاي مخصوص يا ژله سلطنتي (ژل رويال) بخورانند تا مبدل به يکي از افراد خانواده سلطنتي (ملکه) شود.

کارگران قبل از انتقال لارو به مکان جديد ابتدا خانه­اي به شکل بادام زميني که به آن شاخون يا سلول ملکه مي­گويند و حدود يک بند انگشت است مي­سازند. تخم روز يا لارو به داخل آن منتقل و سپس غذاي مخصوص ژله را در اين سلول پر مي­کنند و درش را با موم مي بندند. پس از 11 روز همين لارو تبديل به ملکه مي­شود. همچنين آنها مي­دانند ملکه دو نوع تخم مي­گذارد يکی تخم نر، و دیگری تخم ماده. کارگران از تخم ماده براي ساخت ملکه جديد استفاده مي­کنند. به ظاهر هر دو نوع لارو شبيه به هم است ولي تشخيص زنبورها بالاتر از اين است که اشتباه کنند.

وزن مغز زنبور عسل 174 مرتبه از وزن بدن او سبک تر است.

۴۲- انجام ماموريت اکتشافي:

بعد از اين که ملکه به همراه تعداد زيادي از زنبوران جهت مهاجرت از کندو خارج شود، گروهي از زنبوران به عنوان مامور اکتشاف جهت مکان يابي به جنگل­ها، تپه­ها و کوه­هاي اطراف عازم مي­شوند و وقتي مکان مناسبی را پيدا کردند بر مي­گردند و به ملکه خبر مي­دهند.

۴۳- مشورت:

ماموران اکتشاف وقتي مکان هاي جديد را شناسايي کنند، به ملکه اطلاع مي­دهند. ممکن است چند مکان توسط ماموران شناسايي و پيشنهاد شود. در اين موقع زنبورها با ملکه مشورت مي­کنند. براي انتخاب جا، اين مشورت ممکن است چند ساعت، حتي يک يا دو روز طول بکشد. بعد وقتي به تصميم واحدي رسيدند، همگي يک جا بصورت گروهي حرکت مي­کنند.

۴۴- دقت و سرعت عمل:

زنبورهاي مهاجر وقتي وارد کندوي جديد شوند جهت ساختن خانه جديد يا حجره موم عجله مي­کنند، چون ملکه جهت تخم گذاري عجله دارد. حتي تخم­ها را روي زمين يعني کف کندو مي­ريزد. زنبورها هم با صمغ و عسلي که با خود آورده اند نسبت به درز پوشي و بستن منفذها اقدام و موم بافي را شروع مي کند. وقتي ما براي ايجاد خانه جديد به آنها موم مي دهيم آنها بلافاصله از موم ما جهت ساخت حجره ها استفاده مي کنند. آنها می­دانند اگر فقط از موم خودشان استفاده کنند، ممکن است دو ماه طول بکشد تا خانه جديد را بسازند، ولي با کمک ما مي­توانند ظرف يک هفته خانه شان را کامل کنند.

۴۵- آموزش نظامي، رديابي و نقشه کشي راهداري:

زنبورها به محض انتقال به مکان جديد، محيط را شناسايي مي­کنند. همه اشياء و بناهاي منطقه را با رايانه مغزي خود نشانه گذاري مي کنند.

معمولا 2 تا 3 روز طول مي­کشد تا محيطي به شعاع 7 کيلومتر را دقيقا نشانه گذاري کنند. در اين بين اگر گل در فاصله نزديک وجود داشته باشد، ظرف چند ثانيه زنبورها آن را پيدا کرده از رنگ و بو و شهد آن آگاهي پيدا مي­کنند. بعد از چند دقيقه شهد يا گرده را به کندو حمل مي کنند.

۴۶- توانايي انجام مهارت هاي گوناگون:

زنبورها چندین نوع کار را به سرعت و دقت ياد مي­گيرند و نيازهاي خود و همنوعان خود را تامين مي کنند مثل تهيه زهر براي دفاع از خود، نقشه کشي، معماري، توليد عسل، توليد موم، جمع آوري گرده گل، توليد بره موم، توليد ژله رويال.

۴۷- تنظيم رابطه و تعامل با ديگران:

زنبور عسل دريافته که بدون تعامل با ديگران، نمي­تواند آسايش و آرامش داشته باشد.

۴۸- احترام به بزرگتر (مافوق):

هرجا که ملکه باشد، زنبورهايي که در حول و حوش او هستند، روي خود را به او مي­کنند و محال است که يک زنبور طوري بايستد که پشت او به طرف ملکه باشد. در موقعي که ملکه راه مي­رود، به هرجا که مي­رسد، زنبورها فورا تغيير وضعیت مي­دهند و هرکس به ملکه پشت کرده وضع خود را اصلاح مي­نمايد و روي خود را به ملکه مي کند.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:17 |
1)مصرف ژل رویال بصورت خالص

 بهترین روش مصرف ژل رویالبه این شکل از طریق زیر زبان قرار دادن مقدار کمی حدوداً  6/.گرم است. یعنی مقدار معینی ژل رویال را در زیر زبان می گذارند و یا به صورت قطره قطره امولسیونی از آن روی زبان می ریزند که امکان جذب سریع از طریق خون فراهم می شود. در این شکل مصرف باید به وزن شخص توجه کرد. یک میلی گرم ژل رویال برای واحد وزن (کیلوگرم) در روز توصیه می شود، که در صورت بسته بندی به شکل کپسول نیز می توان آن را در روزهای مشخص و در نوع کپسولهای خاص مصرف کرد.

برای افراد عادی (باوزن حدود ۶۰کیلوگرم) باید یک بسته ۱۰گرمی در ۲۰روز مصرف گردد. یعنی هر روز به اندازه 5/.گرم (به اندازه یک نخود) را در زیر زبان قرار داد تا از طریق خون جذب شود. با این روش حداکثر تاثیر را خواهیم داشت. با وارد شدن ژل رویال به دستگاه گوارش و جذب از طریق روده ها تاثیر آن کمتر خواهد شد.

۲)مخلوط با عسل:

در این روش ۳گرم ژل رویال در ۱۲۵گرم عسل مخلوط می شود. این عسل حدودا ۱۸ماه قابل نگهداری است، که هر روز صبح ناشتا یک قاشق مرباخوری از این مخلوط را زیر زبان قرار داده تا با بزاق مخلوط گردد. مصرف هر ۱۲۵گرم عسل و ژل، باید حدوداً  ۱۰روز طول بکشد.

* ژل رویال در بازارهای جهانی به شکل مخلوط با آب، عسل، گرده و سایر مکمل های غذایی عرضه می شود. ژل رویال به شکل کپسول و یا آمپولهای خوراکی در بازارهای اروپایی و آمریکا متداول است، ولی در ایران فقط به شکل مخلوط با عسل و یا خالص عرضه می شود.

ژل رویال در کرمهای صورت و ماسک های پوستی به عنوان ماده محرک و ضد چروک و پیری بسیار بکار می رود و توصیه می شود که دو دوره درمانی درسال، یکی در پاییز و دیگری در بهار هر یک به مدت ۲۰روز باشد. برای هر دوره یا به صورت خالص در بسته های ۱۰گرمی و یا مخلوط با عسل که در ظرفهای ۱۲۵گرمی عسل مخلوط با ژله باید در این مدت مصرف شود. در مورد مخلوط با عسل بسته به نیاز بدن می توان مقدار ژل آن را تا ۹گرم افزایش داد.

موارد استفاده از ژل رویال:

یائسگی، ناتوانی جنسی، نازائی، خستگی مفرط، لک و چروک پوست، دیابت، تحریک سیستم دفاعی بدن، تعادل هورمونی، مبارزه با عفونت های ویروسی و باکتریایی، عدم فعالیت غدد درون ریز، انسداد شریان ها، کلسترول بالا، فشار خون، آسم، کنترل وزن، استخوان های ضعیف یا شکستگی، کمبود رشد، عفونت مثانه، تورم، کم خونی، مشکلات کبدی، سرطان، انواع آرتریت، کم حافظگی، سوتغذیه، خستگی روحی، خستگی یا ضعف چشم ها، تقویت و نیروزائی زخم های داخلی و خارجی.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:14 |

1- برای مایع نمودن عسلی که مفدار کمی شکرک زده است می توان از آب داغ استفاده کرد. برای این کار ظرف عسل را در آبی که حرارت آن 65 الی 70 درجه سانتی گراد است قرار می دهند تا عسل شکرک زده به تدریج ذوب شود و پس از اینکه قسمت اعظم حجم عسل ذوب شد باید آن را از داخل ظرف آب خارج کرده بقیه عسل با حرارت باقی مانده خواهد شد .

2- برای ذوب کردن عسل در مقیاس تجارتی که اغلب در ظروف بزرگ می باشد با استفاده از جریان هوای گرم دمای اتاق ذوب عسل را به 70 – 60 درجه سانتی گراد می رسانند سپس ظرفهای عسل را روی سکوهای شیبدار می خوابانند تا عسل به تدریج ذوب شده و از ظرف خارج شود . عسل خارج شده را در داخل ظرف دو جداره ریخته و با حرارت دادن مجدد و پاستوریزه نمودن آن بسته بندی می نمایند .

3 – عسل شان نیز شکرک می زند با وجود اینکه در این حالت نیز عسل سالم است ولی خریداران از خرید آن امتناع دارند عسل شان شکرک زده را می توان ذوب کرد و پس از جدا کردن موم آن را به صورت مایع به فروش رسانید . در صورتی که اتاقهای گرم با دمای قابل کنترل در دسترس باشند عسل شان شکرک زده را می توان به مایع تبدیل تبدیل نمود . اگر عسل شان را با استفاده از جریان هوای گرم تا 63 درجه سانتی گراد گرم کنند بلورهای قند عسل به مایع تبدیل می شود ، بدون آنکه موم آن ذوب گردد . با وجود این نظر به اینکه درجه حرارت نزدیک به نقطه ذوب موم است حرارت زیادتر از آن باعث ذوب کردن موم و خراب شدن عسل شان می گردد

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:11 |
باورهای نادرست درباره عسل طبیعی و غیرطبیعی"

حکیم مهر – یک محقق و کارشناس در زمینه عسل گفت: تجربه آزمایشات ثابت می‌کند عسل‌های طبیعی با هر رنگی مات هستند در حالی که عسل‌های صنعتی شفاف می‌باشند.

“سید محمد دستور“ با اشاره به ترویج باورهای نادرست درباره عسل، افزود: این باورهای نادرست توسط برخی زنبورداران و فروشندگان برای فروش عسل‌های تقلبی در جامعه ترویج شده است.

وی در خصوص باورهای نادرست عسل گفت: شکرک زدن یکی از ملاک‌های رایج شده برای تشخیص عسل طبیعی از صنعتی است در صورتی که این ملاک به هیچ وجه قابل استناد نیست.

دستور با بیان این‌که کلمه ” شکرک زدن” اشتباه است و باید از لفظ “رس زدن” استفاده شود،‌ گفت: در باور مردم، عسل رس زده تقبلی است در حالی که رس زدن نشانه طبیعی یا تقلبی بودن عسل نیست و رس زدن در عسل بر مبنای گیاهی است که زنبور از آن تغذیه کرده است.

این محقق تصریح کرد: رس زدن در هر عسلی رخ می‌دهد اما عسل طبیعی رس زده یکنواخت است و هنگامی که مزه می‌شود دانه‌های ریز آن با دمای بدن باز می‌شود اما عسل مصنوعی رس زده یکنواخت نمی‌باشد و در دهان زبری دانه‌ها حس می‌شود.

وی با بیان این‌که یکی از عواملی که رس زدن به آن بستگی دارد، شهد گیاه است، افزود: عسل اقاقیا اصلا رس نمی‌زند اما عسل گیاهانی مثل گون، ‌کنار و یونجه به سرعت رس می‌زنند؛ همچنین وجود ناخالصی در عسل نیز یکی دیگر از عوامل رس زدن است.

دستور در خصوص دلیل اصلی رس زدن اظهارداشت: عامل اصلی، قند گلوکز است. عسل، دو قند طبیعی فروکتوز و گلوکز دارد که هر اندازه نسبت فروکتوز به گلوکز بیشتر باشد دیرتر رس می‌زند و معمولا رس زدن زمانی رخ می‌دهد که به عسل شوک حرارتی بدهیم و بهترین زمان رس زدن بین ۱۵ – ۱۴ درجه سانتیگراد است.

این محقق و کارشناس عسل در تشریح یکی دیگر از باورهای نادرست درباره عسل گفت: عوام بر این باورند که رنگ عسل باید قهوه‌ای تیره رنگ (عقیقی) باشد در صورتی که رنگ عسل از زرد کهربایی مثل عسل اقاقیا و رنگ بسیار تیره مثل عسل کنار و سیاه دانه است؛ یکی از دلایلی که باعث تغییر رنگ عسل می‌شود رنگ خاصی است که شهد هر گیاه باعث آن می‌شود و دلیل دیگر آن وجود مواد معدنی است، چرا که هر چند رنگ عسل تیره‌تر باشد، ‌مواد معدنی آن نیز بیشتر است.

وی درباره غلظت عسل با بیان این‌که در باور مردم عسلی که غلظت کمتری داشته باشد، تقلبی است، افزود: به نظر عوام عسل ماده‌ای غلیظ است اما با توجه به این‌که کندو در طبیعت قرار می‌گیرد، رطوبت آن با توجه به شرایط محیطی تنظیم می‌شود به همین دلیل عسل طبیعی ناحیه شمال برخلاف مناطق کویری و خشک، رقیق است و عسل‌های صنعتی معمولا به دلیل افزودن مواد سفت‌کننده مثل نشاسته و دست‌ساز بودن، غلیظ هستند.

این محقق، میزان حل شدن عسل در آب را یکی دیگر از ملاک‌های نادرست تشخیص دانست و افزود: مردم بر این باورند که عسل طبیعی در آب حل نمی‌شود در صورتی که عسل طبیعی راحت‌تر حل شده و کمتر به دیواره ظرف می‌چسبد.

وی ادامه داد: یکی از باورهای اشتباه که در زنبورداری‌ها نیز رایج است کش آمدن عسل است. مردم بر این باورند که عسلی که بیشتر کش بیاید، طبیعی است، در صورتی که ممکن است نوعی از عسل طبیعی کم کش بیاید لذا مقدار کش آمدن مهم نیست بلکه “قاز کشیدن” مطلبی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.


دستور افزود: “قاز کشیدن” به این معناست که وقتی باریکه عسل بین ظرف و قاشق قطع شد، باریکه به سمت بالا برمی‌گردد. این اتفاقی است که در اکثر عسل‌های طبیعی رخ می‌دهد اما در عسل‌های صنعتی این باریکه به طرف پایین(ظرف) برگشته و یا به همان حالت می‌ماند.

وی جمع نشدن مورچه اطراف عسل طبیعی را از باورهای نادرست دیگر دانست و گفت: موجودات با توجه به غریزه‌ای که دارند ماده با کیفیت را بهتر تشخیص می‌دهند بنابراین مورچه‌ها بیشتر از آنکه اطراف عسل صنعتی جمع شوند، اطراف عسل طبیعی جمع می‌شوند.

این محقق در خصوص آتش گرفتن عسل اظهار داشت: باور اشتباهی که در این زمینه است بیان می‌کند که عسل طبیعی وقتی آتش می‌گیرد کاملا می‌سوزد، در صورتی که عسل شکری پس از سوختن نقطه‌های سیاهی را بر جای می‌گذارد.

دستور افزود: یکی از باورهای نادرست که حتی بین متخصصین نیز رایج است در زمینه ساکاروز عسل است؛ حتی در استاندارد ما به عسل با ساکاروز بالای ۵ تقلبی گفته می‌شود اما ما عسل‌های طبیعی داریم که ساکاروز آنها بین ۶ تا ۷ است؛ مثل عسل کنار که ساکاروز نزدیک به ۷ دارد و عسل طبیعی با خواص دارویی است.

این محقق تصریح کرد: بعد روانی این موضوع در حدی است که برخی شرکت‌های معتبر روی محصولات خود از جملاتی مثل «عسل ۱۰۰ درصد طبیعی دارای ساکاروز پایین‌تر از ۵» استفاده می‌کنند.

وی در خصوص عرضه عسل با موم، گفت: باور عموم بر این است که عسل با موم دارای خواص دارویی بیشتری است و در آن تقلب نمی‌شود در صورتی که طبیعی یا مصنوعی بودن عسل بستگی زیادی به تغذیه زنبور دارد و مصرف موم هیچ تاثیری در اثرگذاری عسل در بدن انسان ندارد زیرا که موم بدون تغییر از بدن دفع می‌شود و خواص آن مربوط به کرم‌های آرایشی و ماسک‌های صورت است.

دستور، بهترین راه تشخیص را انجام آزمایشات علمی دانست و افزود: مردم نیز باید از مکان‌های مطمئن که تایید شده‌اند، عسل را تهیه کنند.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:8 |

تا قبل از سال 1771 میلادی چنین تصور می­شد که ملکه زنبور عسل جفت­گیری نکرده و تخم­های وی بوسیله نامعلومی تلقیح می­شود، مثلاً باد اسپرم­های زنبورهای نر را بداخل تخم­ها منتقل می­نماید. در سال 1771 برای اولین بار، دیده شد که ملکه زنبور عسل با زنبورهای نر، در خارج از کندو و در فاصله­ای در فضا، جفت­گیری می­کند و در سال 1814 ثابت شد که  یک ملکه باکره هیچگاه در کندو جفت گیری نکرده و به هیچ وجه، تخم تلقیح شده نمی­گذارد.

طول بال ملکه، نسبت به طول بدنش، در مقایسه با افراد نر و کارگر، کوتاهتر است و شکم به نحو بارزی کشیده است. وقتی که ملکه زنبور عسل به رشد کافی رسید، با آرواره­هایش درپوش سلول خود را می­برد و از آن خارج می­گردد. ملکه پس از خروج از سلول، ابتدا مقداری عسل می­خورد، پس از آن شروع به گردش در کلنی می­کند. در فاصله کوتاهی به جستجوی رقبای بالقوه خود می­پردازد و آنها را می­کشد. در این هنگام، اگر ملکه، به ملکه دیگر (خواهران خود) برخورد کند، با آنها می­جنگد تا یکی از آنها فاتح شود، پس از آن در جست و جوی سلولهای بسته ملکه برمی­آید و نوزادان ملکه داخل آنها را می­کشد. 

ملکه باکره، گاهی اوقات قبل از انجام جفت­گیری، یعنی موقعی که 5-3 روز سن دارد، پروازهای شناسائی کوتاه مدتی انجام می­دهد. پروازهای شناسائی و پروازهای جفت­گیری ملکه، در گرم­ترین ساعات روز، یعنی موقعی که زنبورهای نر در پرواز هستند انجام می­گیرد. ملکه معمولاً موقعی که حدود 7 تا 10 روز سن دارد، اقدام به جفت­گیری می­نماید. مدت زمانی که ملکه برای جفت گیری از کندو خارج می­شود، تا هنگام مراجعت، معمولاً بین 10 الی 30 دقیقه است،  ولی گاهی اوقات کمتر یا بیشتر از این مدت نیز خواهد بود. هر ملکه باکره، معمولاً با 8 عدد زنبور نر، جفت­گیری می­کند. البته این تعداد ممکن است کمتر و یا بیشتر و حتی تا 28 عدد نیز برسد. جفت گیری ملکه، در فاصله چند صد متری تا چند کیلومتری کندو و در محلی بنام "محل تجمع زنبورهای نر" و در هوا در ارتفاع حدود 10 الی 15 متری از زمین صورت می­گیرد. هر زنبور نر پس از جفت­گیری با ملکه، به واسطه انقباض عضلاتش و همچنین بواسطه باقی ماندن قسمتی از دستگاه جفت­گیری­اش در واژن ملکه، به صورت جسم خشکی مرده و به زمین می­افتد. پس از آن زنبورنر دیگری به ملکه نزدیک شده و ضمن خارج کردن آلت تناسلی زنبور نر قبلی، با ملکه جفت­گیری می­کند. این عمل یکی پس از دیگری انجام شده تا عمل جفت­گیری ملکه، به پایان رسیده و کیسه ذخیره اسپرم ملکه پر گردد. ملکه در حالی که آلت تناسلی آخرین زنبور نری که با وی جفت­گیری کرده است را به همراه دارد، به کندو مراجعت می­کند. بعضی اوقات مشاهده شده است، در صورتیکه ملکه، در اولین دفعه جفت­گیری کند، روز بعد به منظور جفت­گیری مجدد، از کندو خارج می­شود. در موارد بسیار نادری نیز دیده شده است، که ملکه تا 3 مرتبه برای جفت­گیری از کندو خارج شده است. البته این کار را در روزهای پی­درپی انجام می­دهد و در صورتی که شرایط جوی اجازه خروج به وی ندهد، و یا به اندازه کافی زنبور نر وجود نداشته باشد، ممکن است بین اولین و آخرین جفت­گیری ملکه، چند روز فاصله بیافتد. وجود آلت جفت­گیری آخرین زنبور نر را در واژن ملکه «علامت جفتگیری» ملکه است که پس از مراجعت به کندو و در فاصله چند دقیقه تا چند ساعت، توسط زنبورهای کارگر از واژن ملکه خارج شده و وی را تمیز می­کنند.

اسپرم وارد شده در واژن ملکه، از طریق مجرای عمومی تخم، وارد کیسه ذخیره اسپرم شده و در آنجا تا آخر عمر ملکه باقی می­ماند. همانطور که گفته شد جفت­گیری ملکه معمولاً در گرم­ترین ساعات روز، یعنی بین ساعت 1 تا 5 بعدازظهر و (اغلب بین 2 تا 4 بعدازظهر) صورت می­گیرد.

فصل جفت­گیری، از اواخر اردیبهشت تا اواخر تیرماه است. چنانچه گفته شد، ملکه درکندو جفت­گیری نمی­کند بلکه برای انجام اینکار، ازکندو بیرون می­آید. ابتدا هورمونی بنام فرمون ترشح می­کند که تا 1 کیلومتر پخش می­شود. ترشح این فرمون، به جلب نظر نرها کمک می­کند. هر زنبوز ملکه طی دوران زندگیش فقط یک بار جفت­گیری می­کند و چون بهترین زنبورهای نر در ارتفاعات بالا پرواز می­کنند، ملکه برای جفت­گیری به ارتفاع 15متری می­رود.

هر چقدر هوا بهتر باشد و تعداد زنبورهای نر بیشتر باشد، احتمال موفقیت جفت­گیری بیشتر خواهد بود. جفتگیری ملکه همیشه در درجه حرارت بیش از 20 درجه سانتیگراد صورت می­گیرد. در هوای آرام و بدون باد نیز احتمال جفت­گیری بیشتر می­باشد. در صورتیکه سرعت باد بیش از 20 کیلومتر در ساعت باشد، احتمال جفت­گیری موفقیت آمیز ملکه کمتر شده و در سرعت باد بیش از 27 کیلومتر در ساعت، عمل جفت­گیری متوقف می­شود. ملکه­هائی که در شرایط آب و هوائی نامناسب جفت­گیری می­کنند، حاوی مقدار کمتری اسپرم شده، طول عمر آنها کوتاه و معمولاً جایگزین می­شوند. تخمگذاری ملکه معمولا 2 تا 3 روز پس از بازگشت به کندو شروع می­شود و تا آخر عمر، مگر در اواخر پاییز، آنهم در هنگام نبودن گرده، ادامه دارد.

برای تخم­گذاری، ابتدا ملکه سر خود را وارد سلول­ها کرده و پس از بازرسی و اطمینان از عدم وجود تخم در آنها سر را خارج کرده و شکم خود را وارد سلول می­کند و یک تخم در وسط سلول قرار داده و خارج می­شود. این مدت حدود 9 تا 12 ثانیه طول می­کشد و پس از اینکه چندین تخم پی در پی گذاشت، چند لحظه­ای استراحت می­کند. بطور متوسط، یک ملکه در شبانه روز، 1500 عدد تخم می­گذارد. برآورد شده است که یک ملکه خوب سالانه 200 هزار تخم می­گذارد.

ثابت شده است که نسبت تخم­گذاری ملکه، رابطه مستقیمی با مقدار غذائی دارد که طبیعت در اختیار زنبور قرار می­دهد و عوامل خارجی دیگر، تأثیر زیادی روی تخم­گذاری ملکه ندارند. ملکه پس از جفت­گیری و شروع تخم گذاری، کندوی خود را بجز مواقعی که تولید بچه کندو می­کند، هرگز ترک نکرده و پس از جفت­گیری، توجه زنبورهای کارگر به وی زیادتر می­شود، زیرا ملکه بارور، فرمون­های مخصوصی را ترشح می­کند که انسجام کلنی و نظم و انضباط کارها را تضمین می­نماید. ترشح فرمون، علاوه بر اینکه موجب می­گردد کلنی به صورت یک واحد متشکل درآید،همچنین باعث می­شود که کارگران نتوانند ملکه دیگری تولید کنند و نیز مانع رشد تخمدان کارگران کلنی می­گردد.

یکی از علائم ملکه خوب، وضعیت تخم­ریزی آن است. در یک ملکه خوب، وضع استقرار تخم­ها منظم و بهم فشرده است و سلول­های خالی در بین آن، کمتر دیده می­شود. در اثر پیری یا ضعف ملکه و یا هم­خونی ملکه، این وضعیت مشاهده نمی­شود و حجره­هایی که در آن تخم­گذاری صورت گرفته است، به صورت پراکنده است.

باید دست و پای ملکه سالم باشد تا بتواند به خوبی بر روی کادرها گردش کند. در صورتی که ملکه از نظر دست و پا مشکلی داشته باشد، به خوبی نمی­تواند تخم­گذاری کند. همچنین، باید ملکه دارای بالهای سالم باشد.

برخی از مشکلاتی که در برخی از ملکه ها دیده می­شود انحراف در شکم است که در اولاً در هنگام جفت­گیری به مشکل برخورده و ثانیاً در صورتی که موفق به جفت­گیری شود، نمی­تواند به خوبی تخم­گذاری کرده و مشاهده شده که در هر حجره­ها، بیش از یک تخم می­گذارد.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 0:2 |

گاهی در زنبورستان نیاز دارید که ملکه باکره را از جفت خورده باز شناسید.حتما هم مواقع زیادی با این مشکل روبرو بوده اید،این ام موقعی اهمیت پیدا می کند که نیاز به تعویض ملکه را مثلا در یکی از کندوهایتان داشته باشید یا ملکه ای را تازه خریداری نموده باشید و در جفت خورده بودن آن شک داشته باشید و صدها مورد دیگر از این قبیل.

با عنایت به اینکه ملکه باکره اگر در مدت 40 روز بعد از تولد نتواند پرواز جفت گیری خودر را به انجام برساند برای همیشه قدرت جفت گیری خود را از دست میدهد و با علم به اینکه ملکه باکره اگر تخم گذاری بکند از تخم هایش زنبور نر متولد میشوند،چنین ملکه ای از نظر زنبورداری بی ارزش محسوب میشود و در صورتیکه چنین ملکه ای به موقع تعویض نگردد چه بسا ممکن است زندگی یک کلنی را تهدید کرده و زمینه نابودی آن را فراهم آورد.

حال با این سوال مواجه میشویم که از شکل ظاهر ملکه چطور میتوانیم باکره بودن یا نبودن آن را تشخیص دهیم.ملکه جفت خورده و تخم ریز معمولا روی قابهایی که لارو و تخم جوان دارد حرکت میکند و این حرکت با آرامش و تانی همراه است موقع بازدید و بیرون آوردن قاب توجهی به ما نداشته و با همان آرامش حرکت کرده و گاها تخم گذاری میکند در حالی که ملکه باکره خیلی سریع حرکت کرده و مخفی میشود و بدلیل کوچک بودن بدنش به سختی از کارگران بازشناخته می شود.یکی از دوستان زنبوردار هم روش خوبی برای تشخیص ملکه باکره ذکر کرده اند که این روش به وفور توسط اکثر زنبورداران استفاده میشود و روش کار به این صورت است که با نوک انگشت آرام به دم ملکه میزنیم اگر از روی قاب پرواز کند باکره است.

بطور خلاصه

ملکه باکره:شکم کوچک-حرکت سریع-چالاک و شناسایی سخت-پرواز از روی قاب با لمس دست

ملکه جفت گیری کرده:حرکت آرام و با تانی-بیشتر در روی قاب های با تخم و لارو جوان حرکت میکند-بی اعتنا به بازدید زنبور دار-تخم ریزی منظم-شکمی کشیده و بزرگ.

 

 

+ نوشته شده توسط زنبوردار در پنجشنبه دهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:56 |

تا قبل از سال 1771 میلادی چنین تصور می شد که ملکه زنبورعسل جفتگیری نکرده و تخمهای وی بوسیله نامعلومی تلقیح می شود ، مثلاً باد اسپرم های زنبورهای نر را بداخل تخم ها منتقل می نماید . در سال 1771 برای اولین بار دیده شد که ملکه زنبورعسل با زنبورهای نر در خارج از کندو و در فاصله ای در فضا جفتگیری می کند . و در سال 1814 ثابت شد که  یک ملکه باکره هیچ گاه در کندو جفت گیری نکرده و یک ملکه باکره بهیچ وجه تخم تلقیح شده نمی گذارد .

ملکه باکره گاهی اوقات قبل از انجام جفتگیری یعنی موقعی که 5-3 روز سن دارد پروازهای شناسائی کوتاه مدتی انجام می دهد . پروازهای شناسائی و پروازهای جفتگیری ملکه در گرمترین ساعات روز یعنی موقعی که زنبورهای نر در پرواز هستند انجام می گیرد . ملکه معمولاً موقعی که حدود 7 تا 10 روز سن دارد اقدام به جفتگیری می نماید . مدت زمانی که ملکه برای جفت گیری از کندو خارج می شود تا هنگام مراجعت معمولاً بین 10 -30 دقیقه است ولی گاهی اوقات کمتر یا بیشتر از این مدت نیز خواهد بود . هر ملکه باکره معمولاً با 8 عدد زنبور نر جفتگیری می کند . البته این تعداد ممکن است کمتر و یا بیشتر و حتی تا28 عدد نیز برسد . جفت گیری ملکه در فاصله چند صد متری تا چند کیلومتری کندو و در محلی بنام «محل تجمع زنبورهای نر » و در هوا در ارتفاع حدود 10 متری از زمین صورت می گیرد . هر زنبور نر پس از جفتگیری با ملکه بواسطه انقباض عضلاتش و همچنین بواسطه باقی ماندن قسمتی از دستگاه جفتگیری اش در واژن ملکه بصورت جسم خشکی مرده و به زمین می افتد . پس از آن زنبور نر دیگری به ملکه نزدیک شده و ضمن خارج کردن آلت تناسلی زنبور نر قبلی با ملکه جفتگیری می کند . این عمل یکی پس از دیگری انجام شده تا عمل جفتگیری ملکه به پایان رسیده و ملکه در حالی که آلت تناسلی آخرین زنبور نری که با وی جفتگیری کرده است را حمل می نماید به کندو مراجعت می کند . بعضی اوقات مشاهده شده است در صورتی که ملکه در اولین دفعه جفتگیری کند ، روز بعد به منظور جفتگیری مجدد از کندو خارج می شود . در موارد بسیار نادری نیز دیده شده است که ملکه تا 3 مرتبه برای جفتگیری از کندو خارج شده است . البته این کار را در روزهای پی در پی انجام می دهد و در صورتی که شرایط جوی اجازه خروج به وی ندهد و یا به اندازه کافی زنبور نر وجود نداشته باشد ممکن است بین اولین و آخرین جفتگیری چند روز فاصله واقع شود . وجود آلت جفتگیری آخرین زنبور نر را در واژن ملکه «علامت جفتگیری» می گویند که پس از مراجعت به کندو و در فاصله چند دقیقه تا چند ساعت توسط زنبورهای کارگر از واژن ملکه خارج شده و وی را تمیز می کنند .

اسپرم وارد شده در واژن ملکه از طریق مجرای عمومی تخم وارد کیسه ذخیره اسپرم شده و در آنجا تا آخر عمر ملکه باقی می ماند . همانطور که گفته شد جفتگیری ملکه معمولاً در گرمترین ساعات روز یعنی بین ساعت 1 تا 5 بعدازظهر و بیشترین نسبت انجام آن در بین 2 تا 4 بعدازظهر صورت می گیرد .

هر چقدر هوا بهتر باشد و تعداد زنبورهای نر بیشتر باشد احتمال موفقیت جفتگیری بیشتر خواهد بود . جفتگیری ملکه همیشه در درجه حرارت بیش از 20 درجه سانتی گراد صورت می گیرد . در هوای آرام و بدون باد نیز احتمال جفتگیری بیشتر می باشد . در صورتی که سرعت باد بیش از 20 کیلومتر در ساعت شود احتمال جفتگیری موفقیت آمیز ملکه کمتر شده و در سرعت باد بیش از 27 کیلومتر در ساعت متوقف می شود . ملکه هائی که در شرایط آب و هوائی نامناسب جفتگیری می کنند حاوی مقدار کمتری اسپرم شده ، طول عمر آنها کوتاه و معمولاً جایگزین می شوند . معمولاً دو تا چهار روز پس از جفتگیری ، ملکه اقدام به تخم گذاری می کند . البته این مدت ممکن است کمتر یا بیشتر طول بکشد . برای تخمگذاری ، ابتدا ملکه سر خود را وارد سلول ها کرده و پس از بازرسی و اطمینان از عدم وجود تخم در آنها سر را خارج کرده و شکم خود را وارد سلول می کند و یک تخم در وسط سلول قرار داده و خارج می شود . این مدت حدود 9 تا 12 ثانیه طول می کشد و پس از اینکه چندین تخم پی در یپ قرار داد چند لحظه ای استراحت می کند . بطور متوسط یک ملکه در شبانه روز 1500 عدد تخم می گذارد . برآورد شده است که یک ملکه خوب سالانه 200 هزار تخم قرار می دهد . ثابت شده است که نسبت تخم گذاری ملکه رابطه مستقیمی دارد با مقدار غذائی دارد که طبیعت در اختیار زنبور قرار می دهد و عوامل خارجی دیگر تأثیر زیادی روی تخم گذاری ملکه ندارند . ملکه پس از جفتگیری و شروع تخم گذاری ، کندوی خود را بجز مواقعی که تولید بچه کندو می کند هرگز ترک نکرده و پس از جفتگیری توجه زنبورهای کارگر به وی زیادتر می شود زیرا ملکه بارور فرمون های مخصوصی را ترشح می کند که انسجام کلنی و نظم و انضباط کارها را تضمین می نماید .

+ نوشته شده توسط زنبوردار در پنجشنبه دهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:53 |

ملکه پس از جفتگیری و بازگشت به کندو مدتی حدود 4-2 روز باید توسط زنبورهای کارگر مواظب شود تا تخمریزی خود را آغاز کند. در مدیریت و زمانبندی مراحل پرورش ملکه باید به این نکته توجه شود.

در ملکه‌هایی که با دستگاه، تلقیح مصنوعی شده‌اند این مدت بیشتر طول می‌کشد و گاهی تا یک ماه تاخیر تخمریزی وجود دارد که با تمهیداتی این مدت را کاهش می‌دهند.

پس از جفتگیری، اسپرم زنبورهای نر در دستگاه تناسلی ملکه و در لوله‌های تخم بر جانبی حرکت می‌کند و سپس به کیسه ذخیره اسپرم بر می‌گردد و در آنجا تا آخر عمر ملکه ذخیره و حفظ می‌گردد و ملکه برای تخمریزی از آن استفاده می‌کند.

ملکه زنبور عسل یک حشره بکرزای اختیاری است، به عبارت دیگر ملکه می‌تواند به طور اختیاری تخم‌های هاپلوئید را که به زنبور نر تبدیل می شوند در سلول‌ها قرار دهد در این حالت ملکه تخمک تولید شده توسط دستگاه تناسلی خود را بدون ترکیب با اسپرم زنبور نر در سلول‌ها قرار می‌دهد. این حالت تولید مثل که بدون دخالت حشره نر و توسط حشره ماده صورت می‌گیرد، بکرزایی نامیده می‌شود.

در مواقع دیگر زنبور ملکه به طور اختیاری تخمک را با اسپرم ذخیره شده در کیسه ذخیره اسپرم ترکیب و تخم دیپلوئید تولید می‌کند که به زنبور ماده تبدیل می‌شود و معمولا کارگران کندو و گاهی ملکه جدیدی کلنی را به وجود می‌آورد. در این حالت، سیستم تولیدمثل دوجنسی است و سلول تخم با دخالت حشره نر و ماده به جود می‌آید. با توجه به توضیحات ذکر شده زنبور عسل را یک حشره بکرزایی اختیاری می‌شناسند.

زنبورهای ملکه پس از دو تا چهار روز در داخل کندو شروع به تخمریزی می‌کنند که پرورش‌دهندگان ملکه با مشاهده تخم‌های روز در کندو، از جفتگیری و تخم‌ریز شدن ملکه مطمئن می‌شوند و ملکه، آماده فروش و انتقال به مناطق مورد نظر خواهد بود.

+ نوشته شده توسط زنبوردار در پنجشنبه دهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:47 |
 

ملكه باكره

ملكه باكره

موقعي كه حالت شفيرگي ملكه به پايان مي رسد ملكه از داخل كناره درپوش را بريده و از ان بيرون ميايد.

۱- رفتار ملكه باكره :
بالغ شدن ملكه باكره پس از بيرون آمدن از سلول خود حدودا ۲ روز به طول مي انجامد. بعد از بالغ شدن ملكه اقدام به پرواز جفتگيري مي كند و بعد از جفتگيري شروع به تخمگذاري مي كند.
اولين ملكه باكره متولد شده مي شود در داخل كندو شروع به گردش كرده و همه ملكه هاي داخل سلولهاي ملكه را نيش زده و آنها را از بين مي برد و سپس كارگران سلولهاي ملكه را خراب مي كنند و ملكه هاي مرده را از كندو خارج مي كنند و اگر احيانا دو يا چند ملكه با هم متولد شده باشند موقعي كه دو ملكه به هم برسند با يكديگر مي جنگند تا يكي از آنها كشته شود.
در هر صورت پس از شروع تخمريزي هرگز در يك كندو بيش از يك ملكه وجود ندارد.

۲- رفتار زنبوران كارگر با ملكه باكره :
موقعي كه ملكه جوان متولد مي شود براي مدتي هيچ گونه توجهي به او نمي شود و عملا از طرف زنبوران كارگر ناديده گرفته مي شود ولي به زودي كارگران به سمت وي جلب شده و او را تغذيه مي كنند. ولي هيچگاه تعداد زنبوران ملازم كه گاهي اطراف ملكه باكره ديده مي شوند به تعداد ملازمين ملكه تخمگذار نمي رسد.

۳- شكل ملكه باكره :
ملكه باكره موقع تولد جثه نسبتا بزرگي داشته در چند روز اول عمر خود به مرور كوچكتر شده به نحوي كه بزرگتر از كارگر به نظر مي رسد. بخصوص شكم ملكه باكره خيلي كوچك و فاصله بندهاي آن كم است. به همين دليل پيدا كردن ملكه باكره براي زنبوردار مشكل است. چون حلقه زنبوران ملازم در اطراف او ديده نشده و حركاتش تند است و خيلي زود ترسيده در داخل زنبوران كارگر مخفي مي شود. علامت مشخصه ملكه باكره اين است كه روي شانها بالهايش را دائما به حالت پرواز در مي آورد و موقع گرفتن از روي شان پرواز مي كند در صورتي كه ملكه بارور هميشه روي شانها راه مي رود و تمايل به پرواز ندارد. شكم ملكه باكره پس از جفتگيري رشد كرده كشيده و متورم و به مراتب بزرگتر از شكم زنبور كارگر و ملكه مي شود.

۴- مقايسه ملكه باكره با تخمگذار :
ملكه باكره با ملكه تخمگذار تفاوتهاي مشخصي دارد كه به طور خلاصه به شرح زير است :
ملكه باكره ملكه تخمگذار
۱- شكم، كوچك و باريك است. ۱- شكم متورم،كشيده و بندها كاملا از يكديگر مشخص مي باشد.
۲- در داخل كندو جاي مشخصي ندارد ۲- اغلب در محوطه پرورش نوزاد كلني به سر مي برد.
۳- حركاتش تند و سريع مي باشد. ۳- حركاتش اغلب توام با متانت و ارامي است
۴- كارگران ظاهرا به ملكه توجهي نداشته و زنبوران ملازم همراه او نيستند. ۴- هميشه حدود۱۲-۱۰زنبور كارگر به عنوان ملازم در حالي كه سرشان به طرف ملكه است اطراف او را حلقه وار گرفته اند.

منبع : Aydinhoney.com

+ نوشته شده توسط زنبوردار در پنجشنبه دهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 23:43 |

.  در خصوص معرفی ملکه ، روش ها ومطالب بسیار زیادی گفته شده که در مطالب ذیل ، قدری از این روش ها ارایه میگردد
.  خاطر نشان مینماید که معرفی ملکه همیشه با ریسک و مخاطره همراه بوده و روش های مختلف برای کم کردن این ریسک بوده و لذا هر کس بنا به شرایط و موقیت کلنی خود ، میتواند از روش های ارایه شده استفاده نماید .

.......................................................................................................................................

معرفي ملكه ها در شرايط دشوار :

برايمثالملكهازيكنژادديگر » اصولاَمعرفيملكهحتيملكهيمادرازنژاد كارنيكابهزنبوهايبوميداخلايرانمشكلاست . دراينخصوصميتوانيديك بچهمصنوعيچهارقابيكهتشكيلشدهازشان هايعسل،گردهوبهميزانزياد تخمنزديكتولدميباشدايجادنماييد. بعدشانهايبرداشتشدهرادردستگاه آنكوباتورقراردهيددرصورتدسترسنبودنايندستگاه،ميتوانيدباقراردادن شان هادريككندووبستندريچهپروازآنوقراردادنكندودرفضايگرماتاق باعثتولدزنبورهايكارگرجوانشويد.
درصورتانتخابصحيحشانهايحاوي تخمنزديكبهتولد،بعداز٤٨ساعتشاهددوشانپوشيدهاززنبوركارگربسيار جوانهستيدكهبهراحتيوبدونهيچخطريميتوانيدملكهمادرياحتيباكره راداخلجمعيترهانماييد. شماميتوانيدبعداز٧٢ساعتبهمنظورتقويت بيشتركلنيايجادشدهبعدازتكاندنوبرسزدنجمعيترويشانهادرداخل كندو،مجدداشان هارابهروشبالاباكلني هايديگرتعويضنماييد.
اينيكياز بهترينروش هاممكنهدربدترينشرايطاست. ماندنزنبورانجواندراينشرايط كهقادربهخارجشدنازكندونيستندتا٧روزبلامانعميباشد.كلنيبايدذخيره غذاييخوبي داشتهباشدوازخطرغارتكردنكلنيجديددرفصولكمشهدبه وسيلهزنبورانديگرمحافظتگردد .

منبع : کتاب پرورش و اصلاح نژاد کاربردی زنبورعسل - مهندس عطاییان

.......................................................................................................................................

برای معرفی ملکه سه فاکتور اصلی لازمه یکی یتیم شدن کامل کلنی و دوم صبر زنبوردار و سوم تغذیه کلنی

اولا  » باید تغذیه کلنی با کیک یا شربت حاوی گرده یا مواد جایگزین و ویتامین ها انجام بشه چون اگر ذخایر بدن زنبور کافی باشه در پذیرش ملکه و همچنین زنبور کارگر و زنبور نر موثر است. در بهار که گرده زیاد میاد زنبور راحت تر زنبورهای دیگه را میپذیره.

دوم اینکه » زنبور باید یتیم شده باشه. یتیم شدن یعنی اینکه بوی ملکه قبلی و در مورد پیشرفته تر بوی تخم و لارو از ملکه قبلی وجود نداشته باشه.
برای معرفی ملکه های گران قیمت بوی لارو اصلا نباید باشد ولی برای ملکه های ارزانتر نبودن بوی ملکه قبلی کفایت میکنه
بهترین راه جدا کردن زنبور با قاب شفیره در حد دو قاب هست و معرفی ملکه به ان بعد از ۲۴ ساعت و به تدریج ادغام کردن یا تقویت با دادن شفیره هست
برای ملکه های گران قیمت معرفی باید با دو قاب انجام بشه و بهترین قفس از نوع فشاری هست. اگر در قفس معمولی معرفی انجام میشه حداقل دو روز در قفس در بسته و یک روز در قفس با خمیر جهت ازاد کردن

سومین عامل » صبر زنبوردار در معرفی هست که مورد مهمی است. اگر هم صبر نداره و قصد ازاد کردن زودهنگام داره باید از روش قراردادن در اب ولرم یا مالیدن عسل به پشت ملکه بعد از حداقل یک روز از معرفی استفاده کند و از دود یا ریختن عرق در کندو بهره ببرد.

معرفی ملکه پیچیدگی زیادی داره گاهی با یک دود دادن ملکه پذیرش میشه و گاهی با رعایت همه جوانب پذیرش با شکست روبرو میشه و دلیل ان وجود عامل یا عواملی است که از طرف ما ناشناخته بوده ولی از طرف زنبور کاملا شناخته شده است.
گاهی بعد از بچ گرفتن شاخون را میپذیرن ولی احتمال خراب کردن ان زیاد هست. یتیم شدن حداقل ۴ ساعت و بهتر ۸ ساعت زمان میبره با این حال گاهی شاخون داده میشه و خراب میکنند. اگر شاخون به کندوی یتیم داده بشه و خراب کردن دلیلش ممکنه معیوب شدن شاخون باشه که ما نمیبینیم و انها می فهمند و خراب میکنند. اگر یک روز بعد داده بشه عمدتا میپذیرند و بهتره در محافظ شاخون داده بشه یا مدتی در قفس محافظ و یک روز بعدش محافظ برداشته بشه تا پذیرش ملکه متولد شده بهتر صورت بگیره.

معرفی شاخون باز نیاز به معرفی داره. بهترین راه بعد از یتیم کردن و شاخون زدن، خراب کردن شاخون ها و قرار دادن شاخون مدنظر به جای یک شاخون همراه با محافظ یا نوارپیچ شده در محل شاخونی است که جمعیت در انجا بیشتر وجود داره تا گرم نگهداشته بشه.  

معرفی ملکه و شاخون از استاد گرامی دکتر علی اصغر صادقی

..................................................................................................................................

معرفی ملکه !
وقتی مدت زیادی از بی ملکه شدن یک کلنی بگذرد و بخواهید ملکه ای به آن معرفی کنید باید بین کندوی دهنده ی ملکه و کندوی بی ملکه از لحاظ تخم گذاری تعادل برقرار باشد.
اگر کندوی بی ملکه حجره های حاوی تخم کمی داشته باشد، باید چند روز قبل از معرفی ملکه به آن، یک قاب حاوی تخم به آن داده شود. در غیر این صورت وقتی ملکه ای از یک کندوی پر تخم به یک کندوی کم تخم منتقل شود، عمل انتقال ممکن است با موفقیت انجام نشود. همچنین وقتی یک ملکه که تازه تخم گذاری را شروع کرده باشد، به کندویی بی ملکه شده که قبلا ملکه فعالی داشته است، منتقل کنید، به علت عدم تعادل تخم بین دو کندو، معرفی ملکه موفق نخواهد بود.
ملکه هایی که به تازگی خریداری می شود نیز ابتدا باید در کندوهای کوچک رها شوند و پس از شروع تخم گذاری، آن ها را به کندوی مورد نظر داد.

....................................... . .. .............................................................................................

روشی براي معرفی ملكه به كندو با قفس فشاری :

قفس فشاری از شرکت هفت گوهر

١. ملكه را از كندو خارج كنيد. 
٢. تمامي قابها را به دقت از نظر وجود شاخون بررسی كرده و در صورت وجود همه را از بين ببريد.
٣. يك قاب حاوي عسل و گرده و سلول خالي را انتخاب كنيد ، دست خود را در زير شان قرار داده و قفس فشاري را در جايي كه عسل و گرده و سلول خالي وجود دارد فشار دهيد تا قسمت لبه خارجی قفس به سطح موم برسد.
٤. تعداد ١٠ الي ١٥ عدد زنبور كارگر تاره متولد شده را از طريق دريچه داخل قفس قرار دهيد (زنبوری كه توان نيش زدن ندارد، بال هايش هنوز باز نشده و به كندی بر روی شان ها حركت ميكند).
٥. اگر ملكه جديد داراي رنبور همراه پرستار است ، جهت جلوگيري از فرار ملكه و جدا كردن آن ، قفس ملكه را داخل يك كيسه نايلون شفاف يا كلاه زنبورداري باز كرده و به اين روش فقط ملكه را گرفته داخل قفس فشاری قرار داده و درب آن را ببنديد.
٦. قاب حاوي ملكه را در كندو در منطقه تجمع زنبورهای جوان قرار دهيد و دقت كنيد كه سطح قفس فشاری به قاب روبرو نچسبد و زنبور ها امكان رفت و آمد در همه سطح قفس را داشته باشند.
٧. كندو را تغذيه كنيد.
٨. حداكثر سه روز پس از معرفي ملكه وضع كندو را بررسي كنيد و اگر هنوز ملكه از قفس خارج نشده بود آن را آزاد كنيد.
٩. كندو را تغذيه كنيد.
نکته : در این روش باید بلافاصله بعد از برداشتن ملکه قدیم ملکه جدید با روش یاد شده معرفی گردد .

..................................................................................................................................

روش معرفی ملکه به کندو به روش آبی :


ملکه مورد نظر را در داخل یک قوطی کبریت خالی وارد کرده و آن را به مدت نیم ساعت در جیب لباس گذاشته و به کارهای معمولی خود مشغول می شوند و به منظور تهویه ، قوطی داخلی کبریت را فشار می دهند تا فاصله ای به اندازه سه میلی متر با جعبه خارجی ایجاد شود.
به منظور ثابت نگه داشتن این فاصله پونس یا میخی را در قوطی مذکور فرو می برند.پس از گذشت مدت مذکور در صورت احتمال وجود سلول های ملکه در کندو تمام آنها را خراب کرده و سپس قوطی کبریت حاوی ملکه را داخل فنجانی که دارای آب ولرم (در حدود دمای بدن) می باشد وارد کرده و مدت شش تا هفت ثانیه در زیر آب نگه می دارند. سپس قوطی را از داخل فنجان بیرون آورده و آب موجود در قوطی را بین شان های نوزادن رها می کنند. ملکه خیس و گرسنه در هر شرایطی (بارور یا غیر بارور) مورد قبول زنبوران واقع می شود و زنبوران بدون استثنا او را لیسیده و غذا داده و بعنوان ملکه کلنی قبول خواهد کرد .

..................................................................................................................................

معرفی ملکه به کلنی یتیم به روش عسلی کردن ملکه !
دراین روش موفقیت پذیرش خیلی بالاست.
جهت معرفی ملکه به یک کلنی یتیم وبی ملکه و یا نرریز شده ابتدا کلنی باید احساس یتیمی کند .
سپس ملکه آماده را در درون عسل ، عسلی نموده ( موقع عسلی کردن مراقب باشیم تا آسیبی به ملکه نرسد ) و مستقیم از طریق دریچه یا مستقیم روی قاب جمعیت رها سازی میکنیم .
جمعیت یتیم بی ملکه ، براحتی با لیسیدن عسل روی بدن ملکه با بوی ملکه عادت کرده و راحت پذیرش میشود.
این روش را چندین سال است اجرا میشود و درصد خطا خیلی ناچیز است !

........................................ ...............................................................................................

معرفی ملکه به کلنی با جمعیت بیش از ده قاب !
 ابتدا از هر کلنی که میخواهیم ملکه آنرا تعویض و ملکه جدید به آن معرفی کنیم یک بچه دوقابی جدا کرده و کلنی هم همزمان بی ملکه ویتیم گردد سپس بعد از ۲۴ ساعت ملکه های اماده را به بچه کلنی های ضعیف دو قابی معرفی میکنیم بعلت جمعیت کم ، براحتی ملکه را قبول میکنند .
بعد از ۲۴ ساعت دیگر بچه دوقابی ملکه دار شده را بروش ادغام جمعیتها ادغام کرده با ادغام جمعیتها همبو شده و براحتی ملکه هم پذیرش میگردد .
معمولا تلفات این روش تعویض و معرفی ملکه بالای ۹۵٪ موفقیت آمیز است .

..................................................................................................................................

نکته مهم در معرفی ملکه !
جهت معرفی ملکه به یک کلنی بهتر است جمعیت کلنی پذیرنده تفکیک شوند .
کارگران مسن و مزرعه رو , تهاجمی ترند و سخت تر از کارگران جوان تازه متولد شده قانع به پذیرش ملکه جدید میشوند.
قابهای تخم روز و لارو را به یک کنار جمعیت کلنی مستقر مینماییم و بقیه قابها در یک جهت ولی جفت هم قرار میدهیم .
ملکه جدید را به سمت قسمت تخم روز و لارو دار که اکثرا کارگران جوان پرستار روی آنها مشغول کار و پرستاری هستتد با رعایت اصول و مدیریت معرفی مینماییم .
این روش میتواند کمکی باشد در پذیرش بهتر ملکه !

..................................................................................................................................

چند نکته مهم برای دوستانیکه ملکه جدید را به کلنی غیر هم نژاد خود معرفی مینمایند ؛
این کلنی ابتدا جهت پذیرش موفقیت امیز باید از جمعیتی تازه متولد شده ساخته و مدت لازم برای یتیمی جهت پذیرش ملکه جدید را گذرانیده باشند.
جمعیت کم باشد.
تخم روز و لارو جوان نداشته باشند.
پس از معرفی ملکه جدید در صورت باکره بودن تا سه الی چهار هفته که جفت روی انجام میشود و پس از جفت روی تا یک هفته شروع به تخمریزی میکند و تا شش هفته نسل کلنی کم کم به نژاد جدید تعویض میشود
( با معرفی ملکه باکره حدودا ده هفته و با معرفی ملکه تخمریز حدودا شش الی هفت هفته ، نژاد جدید جایگزین نژاد قبل خواهد شد )
دراین مدت به هیچ وجه نسبت به تقویت جمعیت کلنی با دادن تخم و یا جمعیت جدید مبادرت ننمایید.
در این اثنا اگر از کلنی های دیگر تقویت جمعیت گردند احتمال تلفات ملکه ها خیلی بالاست مخصوصا در ملکه هایی که از لحاظ خصوصیات ظاهری و رفتاری متفاوت با نژاد کلنی هستند .
پس اگر میخواهید که یک نژاد جدید اماده کنید حتما در سالی که ملکه جدید تهیه نموده اید ازاین کلنی هاانتظار جمعیت خیلی بالا و انتظار برداشت عسل را نداشته باشید .
شما باید فقط انتظارداشته باشید که برای سال بعد تعدادی کلنی نژاد جدید آماده کرده اید تا با یک جمعیتی که بتواند زمستان را بگذراند به زمستانگذرانی بروید .
در سال اول تنها میشود از تخم ملکه ها جهت تولید ملکه های بیشتر با رعایت نکات و احتیاط لازم انجام نمود.
 از این جمعیتها در سال بعد میتوانید استفاده نمایید ، اول بهار با جمعیت نژاد جدید استارت زده میتوانید نر تولیدکنید میتوانید ملکه تولید نمایید و میتوانید تکثیر کرده از نژاد جدید و نژاد آنرا گسترش دهید و در سال دوم پس از تهیه ملکه میتوان بهره برداری لازم را نمود.
این نکات تجربه شده هستند
اگر در سال اول تهیه ملکه ها با تقویت قوای کمکی از کلنی های دیگر نسبت به پرکردن جمعیت بنمایید هر آن احتمال مفقود شدن و تلفات ملکه را خواهد داشت و با عجله به این روند کمک خواهید کرد چون مخصوصا نژادهای بومی متعصب نسبت به نژاد خود هستند و باایجاد کمترین شوک به حذف ملکه مبادرت مینمایند.

...................................................................................................................................

روش تعویض ملکه پیر و معرفی ملکه جوان با روش ادغام !
اگر ملکه جوان جمعیتی زنبور همراه دارد بهترین روش معرفی ادغام جمعیتهاست .
به این روش جمعیت قبلی کندو که حاوی جمعیتی شاخص است در یکطرف کندو و در انتها ظرف شربت خوری قرار میگیرد .
ملکه جوان جدید به همراه جمعیتش ولو اندک در طرف دیگر کندو سمت مخالف کندو مستقر میشود .
کندو را با شربت تغذیه میکنیم .
حین ادغام ملکه پیر را هم حذف میکنیم با مصرف همزمان شربت وطی یک شب همه جمعیت همبو میشود و فرمون ملکه غالب میشود .
روز بعد دو جمعیت مجزا را به هم چسبانده و ادغام کلی را انجام میدهیم و ملکه راحت پذیرش میشود .

..................................................................................................................................

نکاتی که موقع معرفی ملکه باید رعایت شوند !
حتما کلنی پذیرنده ۲۴ ساعت یتیمی را گذانیده باشد .
قبل معرفی ملکه از عدم وجود شاخون احتمالی مطمئن شوید .
جعبه و درب کلنی پذیرنده هیچ درزی جهت خروج غیر از دریچه نداشته باشد .
سعی کنید جمعیت پذیرنده از جوانترین جمعیت کلنی انتخاب شود .
موقع معرفی ملکه حتما جمعیت مدتی مشغول شود و بهترین کار تغذیه است .
سعی کنید فرمون حاکم بر کلنی پذیرنده را با ایجاد بو یا فرمون مصنوعی مختل کنید .
برای پذیرش بهتر ملکه حتما ملکه را با عسلی کردن ان باعث جذب زنبور شوید .
بعد از معرفی و پذیرش ملکه جمعیت کاری آنرا تقویت کنید .

..................................................................................................................................

معرفی ملکه های کارنیکا یا هر نژادی به کلنی های نژاد معمولی !
ابتدا یک جعبه خالی بدون درز اماده کنید .
سپس از کندو های قوی تعداد دو قاب شفیره در حال تولد که تعدادی در حال تولد میباشند را بدون هیچ زنبوری برداشته و در جعبه خالی اماده شده مستقر نمایید .
سپس یک قاب عسل و گرده کنار ان بدون حتی یک زنبور کنار دوقاب شفیره مستقر نمایید .
حالا دوقاب شفیره درحال تولد بعلاوه یک قاب عسل و گرده جمعا سه قاب شد در جعبه خالی مذکور این کندو را کشو دریچه را بسته و درب ان را بسته در یک اتاق تاریک بگذارید. این اتاق نباید گرم یا سرد باشد دمایی متعادل دارا باشد ک بتواند با یک تی شرط راحت در ان کار کنید بدون اینکه سرد یا گرمتون شود .
یکی دو روز بعد ، بررسی مینمایید و زنبوران تولد کرده را بررسی میکنید که حداقل روی قابها پراکنده زنبور تازه تولد یافته باشد .
به این جمعیت ملکه مذکور را معرفی مینمایید .
دو سه روز بعد بررسی نمایید وقاعدتا میبایست ملکه راحت پذیرش شده و تخم ریزی را شروع کرده باشد .
دراین روش بدون هیچ تلفات و یا پس زدن ملکه این معرفی با موفقیت صد درصد انجام میگردد
میتوانید بعد از سه روز پس از معرفی ملکه که جمعا این کندو پنج روز حداقل در انبار بود به بیرون محل زنبورستان منتقل نمایید .
پس از تولد همه تخمها میتوانید با یک الی دو قاب شفیره در حال تولد بدون زنبور دوباره کلنی را شارژ نمایید .
در ضمن یک نکته مهم !
از آنجاییکه این کلنی ها از زنبوران جوان تشکیل شده اند ، موقع بیرون اوردن از انبار و مستقر کردن آن در زنبورستان و بیرون انبار به دلیل اینکه جمعیت آن جوان است و هنوز صحرا رو نیستند ، حتما مورد مراقبت قرار گیرند .
اگر منطقه شما سرد است جوری کندو را گرم تر نگه دارید و اگر گرم است در جای سایه تر مستقر نمایید .
تغذیه کندو حتما هر از گاهی چک و بررسی گردد و در صورت نیاز تغذیه نمایید .

..................................................................................................................................

چند نکته جهت معرفی ملکه کارنیکا به کندوی غیر هم نژاد !
ابتدا جهت پذیرش راحت ملکه جدید دو قاب جمعیت تازه متولد شده آماده کنید .
برای اینکار ابتدا دو قاب شفیره در حال تولد را با جمعیتش جدا کنید .
سه چهار قاب جمعیت را داخل جعبه آن بچه بتکانید و کنار زنبورستان دورتر از کلنی اصلی مستقر نمایید . تا ۲۴ ساعت زنبوران پروازی برگشت میخورند و هر چه جمعیت میماند جوان است و تازه متولد شده و تا ۲۴ ساعت احساس یتیمی کرده است .
نکته !
در صورتی که ملکه جفت خورده است بالش را قیچی کنید ولی اگر باکره معرفی مینمایید پس از جفت خوردنش حتما نصف یک بالش را قیچی نمایید .
سپس با قفس و محافط کمی عسلی کرده ب کلنی بچ معرفی نموده و پس از ۲۴ ساعت بعد از معرفی ملکه را عسلی و با احتیاط رها سازی کنید .
چون جمعیت مدام ب اصل نژادش میخاهد برگردد سریع میخواهد شاخون بزند پس هر چهار تا پنج روز بررسی کنید تا اگر احیانا شاخون زده باشند تخریب کنید .
در ضمن هیچ وقت از برگه استفاده نکنید از پوکه های تازه استفاده کنید تا ملکه هر چه بیشتر تخم بریزد و هر چه زودتر نژاد خود ملکه غالب گردد .

..................................................................................................................................

معرفی ملکه در حالت عادی !
ملکه را یک شبانه روز با قفس روی قابها میگذاریم و روی قفس ملکه عسل میریزیم ک زنبوران جذب عسل بشوند
انوقت روی ملکه جمع میشوند نگه داری میکنند
 روز دوم ملکه را از قفس بیرون آورده وعسلی میکنید خود ملکه را داخل جمعیت رها میکنید زنبورا عسل ملکه را لیس میزنن و راحت میپذیرند .

..................................................................................................................................

معرفی ملکه کارنیکا !
برای معرفی ملکه کارنیکا حتما اول به یک جمعیت ضعیف که زنبورا تازه متولد شده اند معرفی کنید تا درصد خطا پایین بیاید .
برای اینکار از یک کندو قوی زنبورهای روی قابهای تخم لارو و شفیرا را داخل یک کندو خالی میتکانیم و دو قاب عسل و گرده داخلش میگذاریم تخم لازم نیست سپس دریچه کندو که بازباشد تا ۲۴ ساعت زنبورای چراگر به کندوی اصلی برمیگردند و فقط زنبورای جوان میمانند این جمعیت براحتی ملکه جدید را میپذیرند .
ملکه را بیشتر زنبورای چراگر میکشند چون انها به بوی ملکه خودشان بیشتر حساسند و حالت تهاجمی آنان خیلی زیاد است.
ازاین روش برای معرفی ملکه یا تعویض ملکه کندوهایی که ملکه را براحتی قبول نمیکنند هم میشود استفاده کرد
با قبول شدن ملکه توسط یک کلنی جدید وبا زنبوران جوان ولی ضعیف میشود بعدا میشود آنرا با هر کلنی که بخواهیم ادغام کنیم .

..................................................................................................................................

یک نکته مهم در معرفی ملکه که عدم پذیرش ملکه تقریبا خیلی پایینه و ۹۹٪ ملکه ها پذیرش میشوند !
جهت قبول و پذیرش ملکه توسط کلنی که قراره ملکه ان تعویض بشود در حالت عادی ۲۴ ساعت کافیست ولی بعضی کلنیها زیاد ملکه را میکشند و به آسانی ملکه را قبول نمیکنند .
دراین مواقع حتما کلنی پذیرنده ملکه حداقل یک هفته یتیم بماند تا کلیه یا اکثر تخم روزها به لارو بدل شوند و کلنی امیدش را از احیا ملکه از نژاد خود کلنی از دست بدهد
بعضا کلنیها نسبت به ادامه نسل از نژادشان متعصبانه با ملکه جدید برخورد میکنند و چون بعلت نبود تخم جهت شاخون زنی ناامید میشوند جهت بقا کلنی هم شده ملکه جدید از هر نژادی را میپذیرند.
در ضمن اگر جمعیت کلنی زیاد است حتما جهت نتیجه گیری قطعی تخم لاروها را در بدنه بچینید و بقیه قاب عسل و گرده و شفیره ها را در طبق بچینید و ملکه را به قسمت بدنه که حاوی تخم لارو است معرفی کنید .
با اینکار کارگران مسن و جوان هم تفکیک میشوند.و کارگران پرستار روی قابهای لارو جمعیت جوان کلنی اند و ملکه را راحت تر میپذیرند با این اقدامات فوق در صد خطا خیلی کم میشود و بندرت ملکه از جانب کلنی آسیب میبیند.

..................................................................................................................................

نکته ای عمومی هنگام معرفی ملکه !
جهت تعویض یامعرفی ملکه جدید حتما کلنی باید از ۲۴ الی ۴۸ ساعت قبل یتیم شود تا فرمون ملکه قبل از کندو پاک شود و کندو احساس یتیمی کند تا جهت پذیرش ملکه جدید آمادگی داشته باشد .
سپس با احتیاط ملکه جدید با راهکاری مطمئن معرفی گردد .

..................................................................................................................................

عامل موثر سن در پذیرش ملکه !
سن زنبور عسل کارگر در کلنی که یک ملکه جدید معرفی خواهد شد بسیار مهم است.
زنبور عسل های مسن رفتار دوستانه ای را با ملکه جدید ندارند بنابراین مقصر اصلی در عدم پذیرش ملکه جدید آنها هستند .
زنبوران مسن به دلیل اینکه غدد تولید ژل رویال آنها از کار افتاده است ، علاقه ای به ملکه جدید نخواهند داشت ولی زنبورهای کارگر جوان مایل به تقدیم ژل رویال با دفعات مکرر و سریعتر هستند . در نتیجه مهم است که ملکه در میان کارگران جوان قرار داده شود.
پس پذیرش ملکه در کلنی های کوچکتر با زنبورهای جوان بسیار بیشتر از کلنی های بزرگتر با زنبورهای مسن است.

..................................................................................................................................

معرفی ملکه با کندوچه !

ابتدا به کندو یک طبق اضافه میکنیم ، سپس کندوچه را با جمعیت داخل طبق روی قاب های کندو می گذاریم وتوجه کنیم که دریچه کندوچه باید بسته باشد.
کندوچه باید حتما کفباز باشد.
بعد از 24 ساعت ملکه قدیمی کندو را برمیداریم .
سوراخ پرواز کندوچه دو روز بسته باشد و دراین مدت فرمون ملکه و فرمون تخم و لارو و شفیره داخل کندوچه به خاطر کفباز بودن مانع از شاخون زدن جمعیت خواهد شد .
روز سوم دریچه پرواز کندوچه را به اندازه تردد یک زنبور باز میکنیم .
روز چهارم کاملا باز می کنیم تا ملکه وارد کندو شود .
این روش بیشتر در مورد ملکه های گران قیمت کاربرد دارد.

..................................................................................................................................

ملکه جوانی را در یک کلنی هسته ای قرار دهیم ( کلنی هسته ای از یک قاب نوزاد و دو یا سه قاب زنبور متولد شده در اواخر تیرماه تشکیل می شود ) . ملکه جوان تقریبا همیشه در چنین وضعیتی مورد قبول زنبورها واقع می شود.
سقف کلنی ای که قرار است ملکه پیرش را تعویض کنیم ، بر می داریم و یک ورق روزنامه روی سطح فوقانی قاب های مستقر در آن قرار می دهیم .
با یک سنجاق تعدادی سوراخ در روزنامه ایجاد می کنیم .
کلنی هسته ای را روی روزنامه قرار می دهیم.
در صورت وجود طبقات عسل ، آن ها را در بالای کلنی هسته ای قرار می دهیم.
پس از چند روز ، روزنامه توسط زنبورها جویده می شود و بوی کلنی ها با هم یکی می شود .معمولا ملکه پیر نیز توسط توسط ملکه جوان کشته می شود.
نگهداشتن چند عدد کلنی هسته ای برای مواقع ضروری تعویض ملکه ، از کارهای مدیریتی خوب در زنبورداری است . در هنگام ادغام دو کلنی ، راحت ترین روش، استفاده از یک ورق روزنامه است . برای تسریع کار زنبورها ، می توان چند سوراخ ریز در روزنامه ایجادکرد، ولی این کار چندان ضرورت ندارد.

منبع:کتاب راهنمای پرورش زنبور عسل  مولف ویراستار دکتر مسعود هاشمی
+ نوشته شده توسط زنبوردار در چهارشنبه نهم خرداد ۱۳۹۷ و ساعت 5:1 |